آموزش تخصصی سنتور در تهرانپارسآموزش دوره آیلتس با جدیدترین روشبهترین آموزشگاه زبانتولید کننده تورهای پشه بندی , ارگانزا، …

مسعود کیمیایی ، کارگردانی است که مردم با فیلم های سال های دور او خاطره دارند و او با ساخت خون شد، می خواست ادای دینی به تمامی فیلم های دهه 40 و 50 داشته باشد. خون شد داستان مردی به نام فضلی ( با بازی سعید آقا خانی) است که برای جمع شدن دوباره خانواده اش تلاش می کند. در سکانس ابتدایی سایه او را می بینیم با موسیقی فیلم قیصر. مردی که سال های سال از خانواده اش دور بوده و معلوم نیست که دلیل این دوری چیست اما با آمدنش رعد و برق و طوفان می شود و پدر و مادر پیرش با دیالوگ های مسجع ، قربان صدقه اش می روند و احوال هر کدام از اعضای خانواده را بیان می کنند.   فضلی یا همان قیصر دهه 90 ، عهد می کند که خانه را از مزدوران پس می گیرد و اعضای خانواده را دور هم جمع می کند . خانه ای که نماد حریم و مرز برای خانواده است و جمع کردن اعضای خانواده هم نمادی برای ناموس پرستی و خانواده دوستی. از باد و باران های بی امان در فیلم که بگذریم نوبت به زمان پیدا کردن خواهران و برادران می رسد . برادر فضلی ، مرتضی در تیمارستان بستری است . تیمارستانی که به معنای واقعی کلمه یک دیوانه خانه محسوب می شود و آن قدر شلوغ و درهم است و بدون صاحب و مسوول اداره می شود که اغراق بیش از حد در آن در ذوق مخاطب می زند. فضلی در سکانسی که خواهرش را پیدا کرده و راضی به بازگشتش کرده دست به کشتن افرادی می زند که آنها را در بدبختی خواهرش مقصر می داند . حال آنکه کوچکترین تندی یا عصبانیتی متوجه خواهرش نمی شود. خشونت های بی دلیل،شستن چاقو به عنوان ابزاری برای قتل پیش از شستن دست و صورتش نشان از این دارد که ما با شخصیتی مواجهیم که باید از او انتظار خون ریزی بیشتری داشته باشیم. تاکید بیش از حد و چند باره روی خانه و جمع کردن اعضا ، قانع شدن سریع اعضای خانواده برای بازگشت به خانه در حالی که سال ها از آن فرار می کردند، بادهای بی امان که لحظه ای از فیلم جدا نمی شود، استفاده از چادرهایی که در گذشته با آن رفت و امد می کردند (در اصطلاح به آن چادر گلی می گویند) ، همه و همه نشانه هایی از ضعف فیلم برای مخاطب امروز سینما محسوب می شود. خون شد نتوانسته بافت زمانی خودش را پیدا کند و در برزخی از دهه 40 و 90 باقی مانده است. در خون شد بیمارستان نیست ، تفنگ در دست فضلی و دشمنانش نیست ، پلیس نیست و حتی پاکت های پستی جدید نیست و  نبود همه این موارد یعنی این فیلم در بستر سال های دور ساخته شده است اما از طرفی می بینیم که فضلی گوشی تلفن همراه به دست می گیرد و دشمن فضلی در یک آپارتمان لوکس زندگی می کند. به نظر می رسد اگر این فیلم ، به طور کامل خودش را به دهه 40 وابسته می کرد و تمامی المان های آن را رعایت می کرد ، می توانستیم بگوییم که باز ساخت یک فیلم مانند قیصر را در سینما شاهد بودیم اما این دو قطبی بین دو نسل متفاوت از فیلم سازی باعث شد تا برای مخاطب هم  حفره های فیلم نامه علامت سوال باقی بگذارد که تا پایان فیلم هم جوابی برایشان پیدا کند و منطق وجود صحنه ها را در خون شد ، در نیابد. پایان خون شد دقیقا مانند فیلم فارسی است. قهرمان وظیفه اش را به انجام می رساند و با وجود زخم های عمیق و کاری در سایه ها گم می شود . این فیلم می تواند یک بازساخت نوستالژیک از فیلم های قدیمی باشد ولی باور پذیری آنچه در این فیلم اتفاق می افتد، به شدت سخت است و برای مخاطبان دهه هشتادی و نودی غیر ممکن! منبع: فارس