من در زندگی چندین بار توهم را تجربه کرده ام. وقتی بچه های من نوزاد بودند ، من حتی وقتی که نبودند ، گریه می کردم. شب دیگر در حالی که در رختخواب دراز کشیده بود ، دیدم یک عنکبوت عظیم از سقف به سمت صورتم می رود. لحظاتی بعد ، ناپدید شد و من به سرعت فهمیدم که در وهله اول هرگز وجود ندارد. اولین بار که عنکبوت ها را هلاکت کردم ، فریاد می زدم و از رختخواب می پرسم با این که می دانید از شوهرم چه چیزی خارج است. بعد از چند بار دیگر ، یاد گرفتم که اگر چند ثانیه صبر کنم ، عنکبوت ترسناک ناپدید می شود توهم …