صبح که خودم را در آینه تشخیص ندادم چشمگیر نبود. هیچ لحظه به یاد ماندنی از مکاشفه وجود نداشت فقط یک قطع آرام از چشمان خسته که به من خیره شده بود. این زن با خطوط کوچک روی صورت و اضافه وزن در اطراف قاب او چه کسی بود؟ طنز برای من گم نشد. بیش از یک دهه پیش ، من مفهوم برنامه های پایداری را تهیه کردم و استرس آسیب زای ثانویه ، خستگی دلسوزی و فرسودگی را بررسی کردم. من تئوری های داخل را می دانستم. با این حال ، من به نوعی ، من در تحقیقات خود به یک مطالعه موردی تبدیل شده بودم بدون اینکه حتی متوجه آن شوم. …