مهم نیست که چقدر آماده هستیم ، غم و اندوه ما را با تعجب جلب می کند. سگ من ، کوری ، دیروز درگذشت ، پس از تشخیص دو ماه پیش مبتلا به سرطان ترمینال ، انسانی شد. او سنگ من ، همراه روزانه من ، دوست عزیزم ، حمایت من بود. شرکت من وقتی شوهرم سفر کرد. جادوگر پوستی که سارقانی را که با یک کلاب در خانه ما شکسته بودند ، ترسید. راحتی و قهرمان من در یک بسته زیبا و قهوه ای پیچیده شده است. دو ماه فرصت داشتیم تا برای مرگ او آماده شویم. برای غم و اندوه ، گریه کردن ، عصبانی شدن و عشق بر او تا حد امکان. و هنوز هم ، هنگامی …