در این داستان زندگی شخصیتهای فیلم طی یک دوره چهل ساله تعریف میشود. مرتضی پورامین که جوانی درسخوان بوده، در دهی نزدیک تنکابن و رامسر زندگی کرده و در ده او دختری بنام گلرخ نیز زندگی می کند. گلرخ دوست دارد با مرتضی ازدواج کند ولی پدر و مادر او به ازدواج رضایت نمی دهند، گلرخ با پافشاری بسیار بالاخره آن دو را راضی می کند...