احسان شکیبنژاد افزود: روز حادثه از من خواست قبل از مراسم خواستگاری به خانهام بیاید و با پسرم هم حرف بزند. آن روز به خانهام آمد که به محض خوردن چای بیهوش شدم. وقتی به هوش آمدم، چند ساعتی گذشته بود و در اتاقخواب زندانی بودم. طلاهایی که همراه و در کمد داشتم هم به سرقت رفته بود.