مدتی بعد، اهورا پس از بازگشت به خانه دچار بیقراری و حالنامساعد میشد؛ موضوعی که حتی مراجعههای پزشکی نیز نتوانست علت آن را روشن کند. تا اینکه یک روز، نسیم با اضطراب راز هولناکی را فاش کرد: «زنعمو وقتی اهورا گریه میکنه، یه شربت تو شیشهش میریزه… بعدش گیج میشه و ساکت.»