سرهنگ کارآگاه نثاری افزود: تصمیم گرفتم در یک آدمربایی ساختگی، او را با خودم ببرم تا مجبورشان کنم با ازدواجمان موافقت کنند. وقتی به دیدنم آمد وی را در خانه یکی از دوستانم به مادرش سپردم و خودم به خانه دوست دیگرم رفتم. روزی که بازداشت شدم او میخواست در بوستان مرا ملاقات کند که پلیس سر رسید.