دورانت استدلال میکند که تمدنها زمانی سقوط میکنند که انعطافپذیری خود را از دست بدهند، فساد در ساختار قدرت نفوذ کند، و ارتباط میان حاکمان و مردم تضعیف شود. او همچنین مینویسد که مردم اولیه برای نظم اجتماعی، نیازمند مجموعهای از باورهای اخلاقی بودند که در قالب دین ارائه میشد. این باورها باعث میشد مردم از رفتارهای مخرب بازایستند و همکاری را یاد بگیرند.