داستان از اونجا شروع شد که بیژن خان برگشت ایران 👨🏻چون اکثر خاطرات جوونیش شمرون و سرپل تجریش بود، به یاد قدیم میاد و روبروی ساختمان لیستر سابق ، مغازه پیتزا ویلارو میگیره به خاطر عشق و تجربه خانوادگیشون به غذا تو این سالها این بار با کمک هارمونی سعی میکنه یه دستی به سر