
به گزارش خبرگزاری برنا از اصفهان، عصر جمعه، اصفهان دو روایت متفاوت را همزمان تجربه میکرد؛ روایتی از آب و روایتی از هنر.
در مرکز شهر، مردم در کنار زایندهرودی که پس از ماهها بار دیگر جان گرفته بود، قدم میزدند، عکس میگرفتند و از تماشای جریان آب لذت میبردند. بسیاری نیز روی بستر رودخانه تجربهای متفاوت از پدلبرد را پشت سر میگذاشتند. اما در همان ساعات، در جنوبیترین نقطه شهر و در یکی از سالنهای سیتیسنتر، جمعی از علاقهمندان موسیقی گرد هم آمده بودند تا به جای صدای آب، به آواز گوش بسپارند.
هنگامی که چراغهای سالن کمنور شد و سکوت بر فضای سالن نشست، نخستین نتهای پیانو به آرامی در فضا پیچید. صدایی نرم و دلنشین که مخاطب را برای ورود به جهانی دیگر آماده میکرد؛ جهانی که در آن زبان، مرز معنا نبود و موسیقی همه چیز را روایت میکرد.
برنامه «از بلکانتوی ایتالیایی تا آکاپلای روسی» به همت آکادمی موسیقی فورته و با اجرای گروه کر نقش جهان روی صحنه رفت؛ اجرایی که از همان دقایق نخست نشان داد قرار است مخاطب را به سفری موسیقایی در میان فرهنگهای مختلف ببرد.
نگاهها به صحنه دوخته شده بود؛ جایی که اعضای جوان گروه کر با تمرکز و هماهنگی مثالزدنی در کنار یکدیگر ایستاده بودند. با آغاز نخستین قطعه، هارمونی صداها در سالن طنینانداز شد؛ صداهایی که گاه لطیف و آرام بودند و گاه با قدرت و شکوه، فضای سالن را در اختیار میگرفتند.
آنچه بیش از هر چیز توجه مخاطب را جلب میکرد، هماهنگی اعضای گروه بود. نفسهای مشترک، ورودهای دقیق، خروجهای همزمان و توجه مداوم به رهبر گروه، تصویری از ساعتها تمرین و تلاش را پیش چشم تماشاگر قرار میداد. در موسیقی کرال، موفقیت تنها حاصل توانایی فردی نیست؛ بلکه نتیجه اعتماد، هماهنگی و همدلی میان اعضاست و گروه کر نقش جهان در این اجرا به خوبی این ویژگی را به نمایش گذاشت.
در کنار صدای خوانندگان، پیانو نیز نقشی تعیینکننده در شکلگیری فضای موسیقایی برنامه داشت. طاها سجادیه به عنوان اکومپانیست پیانو، با اجرایی دقیق و روان، بستری مناسب برای درخشش آوازها فراهم کرد. گاه صدای پیانو آرام و نجواگونه در پسزمینه حرکت میکرد و گاه با قدرت بیشتری در مرکز توجه قرار میگرفت تا روایت موسیقایی برنامه کاملتر شود.
این اجرا به رهبری احمد نونهال روی صحنه رفت؛ رهبری که با حرکات دقیق دست و نگاههای حسابشده، گروه را در فراز و فرود قطعات هدایت میکرد. ارتباط میان رهبر و اعضای گروه بهگونهای بود که گویی همه از یک ذهن و یک احساس مشترک پیروی میکنند.
اعضای بخش سوپرانو گروه را ارمغان فرید، فرخنده دهقانی، غنچه آخوندی، هلیا راتق، نیکا خاناحمدی، نازنین روشناس و آنیتا نیکنهاد تشکیل میدادند. در بخش آلتو نیز مهسا پیکانیان، بهار فلاحی، سما صادقی، سمیرا یوسفی و پارمیس کاووسی حضور داشتند.
بخش تنور با هنرنمایی حامد عدالت، آرین داوودی، سینا درخشان و شایان قیصری همراه بود و در بخش باس نیز علی عابدین، مهدی صالحی، آرسام علایی و امیرمهدی قهرایی به اجرای برنامه پرداختند.
در طول اجرا، بارها سکوت عمیق سالن نشان میداد که مخاطبان با موسیقی همراه شدهاند. برخی چشمان خود را بسته بودند و تنها به صداها گوش میسپردند، برخی دیگر با دقت حرکات رهبر گروه را دنبال میکردند و عدهای نیز غرق در هارمونی قطعات شده بودند. هر قطعه که به پایان میرسید، تشویق ممتد حاضران پاسخی بود به تلاش هنرمندانی که روی صحنه ایستاده بودند.
آن شب، اصفهان تنها صدای آب را نشنید. در حالی که زایندهرود در قلب شهر جریان داشت، در گوشهای دیگر از نصف جهان نیز رودخانهای از نغمهها جاری بود؛ رودخانهای که از ایتالیا آغاز میشد، از روسیه میگذشت و در قلب مخاطبان اصفهانی جاری میشد.
وقتی آخرین نت در سالن خاموش شد و چراغها روشن شدند، مخاطبان تنها یک اجرای موسیقی را پشت سر نگذاشته بودند؛ آنان تجربهای از همنشینی هنر، احساس و هارمونی را با خود به خانه میبردند. تجربهای که همچون صدای آب در زایندهرود، تا مدتها در ذهن و خاطرشان جاری خواهد ماند.
منبع : خبرگزاری برنا

















































