
به گزارش برنا، بر اساس آمارهای منتشرشده، طلا با ثبت رشد خیرهکننده ۱۶۰۴ درصدی از سال ۱۴۰۰ تاکنون، پربازدهترین بازار کشور بوده است. این بدان معناست که ارزش سرمایهگذاری در بازار طلا طی این دوره بیش از ۱۷ برابر شده و توانسته نهتنها اثر تورم را خنثی کند، بلکه بازدهی واقعی قابلتوجهی نیز برای سرمایهگذاران به همراه داشته باشد. رشد جهانی قیمت طلا، افزایش نرخ ارز در داخل کشور و تبدیل شدن طلا به پناهگاه امن سرمایه در شرایط بیثبات اقتصادی، مهمترین عوامل این جهش تاریخی محسوب میشوند.
در رتبه دوم، بازار خودرو قرار گرفته است. قیمت خودرو طی این دوره ۶۵۱ درصد افزایش یافته که نشاندهنده رشد بیش از هفت برابری ارزش این دارایی است. محدودیت واردات، کاهش تولید در برخی مقاطع، افزایش هزینههای تولید و تبدیل خودرو به کالای سرمایهای از عوامل اصلی جهش قیمت در این بازار بودهاند.
بازار ارز نیز با ثبت رشد ۶۰۷ درصدی در جایگاه سوم قرار دارد. دلار طی سالهای اخیر به مهمترین شاخص انتظارات تورمی تبدیل شده و هرگونه تنش سیاسی، محدودیت تجاری یا نااطمینانی اقتصادی به سرعت خود را در نرخ ارز نشان داده است. افزایش بیش از شش برابری قیمت دلار طی این دوره، تأثیر مستقیمی بر قیمت کالاها، خدمات و سایر داراییها داشته است.
در همین حال، بازار مسکن با رشد ۵۴۷ درصدی همچنان یکی از مهمترین پناهگاههای سرمایه در اقتصاد ایران محسوب میشود. اگرچه سرعت رشد مسکن نسبت به طلا، خودرو و ارز کمتر بوده، اما این بازار توانسته ارزش دارایی مالکان را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. با این حال، همین روند موجب شده دسترسی خانوارهای متوسط و کمدرآمد به خانه بیش از گذشته دشوار شود.
بررسی دادهها نشان میدهد بازارهای مالی نیز از رشد قابل توجهی برخوردار بودهاند، اما فاصله محسوسی با بازارهای دارایی دارند. صندوقهای درآمد ثابت و ابزارهای مشابه طی این مدت حدود ۲۶۵ درصد بازدهی داشتهاند. این رقم اگرچه از نرخ سود بانکی بالاتر است، اما در مقایسه با تورم انباشته و رشد بازارهای دارایی، فاصله چشمگیری دارد.
بازار سرمایه نیز با ثبت رشد ۲۳۲ درصدی یکی از ضعیفترین عملکردها را در میان بازارهای مورد بررسی داشته است. بورس که در سال ۱۳۹۹ با موجی از ورود سرمایهگذاران مواجه شده بود، در سالهای بعد تحت تأثیر سیاستهای اقتصادی، نوسانات ارزی، قیمتگذاری دستوری و کاهش اعتماد عمومی قرار گرفت و نتوانست همگام با سایر بازارها حرکت کند.
نکته قابل توجه آن است که تورم طی این دوره حدود ۶۳۶ درصد افزایش یافته است. این بدان معناست که بسیاری از سرمایهگذاریها حتی نتوانستهاند به اندازه رشد سطح عمومی قیمتها بازدهی ایجاد کنند. در واقع، تنها طلا، خودرو و دلار موفق شدهاند از تورم پیشی بگیرند؛ در حالی که بازدهی بازارهایی مانند درآمد ثابت، بورس و حتی مسکن در برخی مقاطع کمتر از فشار تورمی اقتصاد بوده است.
تحلیلگران معتقدند این ارقام تصویری روشن از ساختار اقتصادی ایران ارائه میدهد؛ ساختاری که در آن داراییهای غیرمولد و ضدتورمی بیشترین جذابیت را برای سرمایهگذاران پیدا کردهاند. هنگامی که ارزش پول ملی با سرعت کاهش مییابد، سرمایهها به جای حرکت به سمت تولید، صنعت و بازارهای مولد، به سوی طلا، ارز، مسکن و سایر داراییهای حفاظتی هدایت میشوند.
ادامه این روند میتواند پیامدهای مهمی برای اقتصاد کشور داشته باشد. افزایش شکاف میان بازدهی داراییها و درآمد خانوارها، کاهش توان خرید طبقه متوسط، دشوارتر شدن خانهدار شدن جوانان و کاهش انگیزه سرمایهگذاری در بخشهای مولد از جمله مهمترین آثار این وضعیت است. از سوی دیگر، رشد افسارگسیخته قیمت داراییها، توزیع ثروت را نیز نابرابرتر کرده و فاصله میان صاحبان دارایی و افرادی که فاقد دارایی هستند را افزایش داده است.

اکنون و در آستانه ورود اقتصاد ایران به مرحلهای جدید از تحولات سیاسی و اقتصادی، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که مهار تورم، تثبیت نرخ ارز، افزایش جذابیت سرمایهگذاری تولیدی و بازگرداندن اعتماد به بازار سرمایه، مهمترین پیششرطهای تغییر این معادله هستند. در غیر این صورت، تجربه پنج سال گذشته نشان میدهد که همچنان برندگان اصلی اقتصاد ایران صاحبان داراییهایی خواهند بود که از تورم تغذیه میکنند و نه بخشهایی که موتور رشد و تولید کشور به شمار میروند.
منبع : خبرگزاری برنا

















































