
جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران و حمایتهای کشورهای منطقه از آن با محوریت امارات و عربستان یکی از نقطه عطفهای مهم در تاریخ معاصر ایران است. جنگی که بسیاری آن را نخستین «جنگ هوش مصنوعی» مینامند۱در این تقابل، به گواه کارشناسان، طیف گستردهای از ابزارها و سلاحهای مبتنی بر هوش مصنوعی مورد استفاده قرار گرفت و شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی، ارائهدهندگان طیف وسیعی از خدمات نظامی پیشرفته به ارتش آمریکا و اسرائیل بودند. اما استفاده از هوش مصنوعی تنها نوک کوه یخ اولین جنگ هوش مصنوعی است. این جنگ نه تنها اولین جنگ «با» هوش مصنوعی بلکه شاید بتوان گفت نخستین جنگ «برای» هوش مصنوعی است.
در این مقاله تحلیلی میکوشم تا با بررسی چارچوب اقتصاد سیاسی فناوری در آمریکا و ارتباط حاکمیت امنیت ملی (National Security State - NSS) با شرکتهای فناوری، نشان دهم که شرکتهای هوش مصنوعی آمریکایی با هدف تقویت تفوق فناورانه آمریکا در این فناوری کلیدی، منافعی راهبردی در شکلدهی به این جنگ و رقابت بر سر آینده هوش مصنوعی داشتند. شرکتهایی مانند انویدیا (NVIDIA)، اپنایآی (OpenAI) و آنتروپیک (Anthropic) در همکاری با سرمایهگذاران بزرگ عموما دولتی کشورهای حاشیه خلیج فارس و در قالب یک دستورکار مشترک در سیاست خارجی آمریکا که جنگ با ایران تنها بخشی از آن است؛ با رویکردی تکنوفاشیستی نسبت به فناوری و رابطه آن با جهان، از این جنگ حمایت کردند.
قصد این یادداشت تحلیلی نسبتا مفصل، کماهمیت جلوه دادن سایر دلایل شکلگیری جنگ از قبیل اختلاف بر سر برنامه هستهای، تعارضهای اقتصادی سیاسی ناشی از سیاستهای منطقهای ایران و ... نیست، بلکه میکوشم تا نشان دهم گروهی که اکنون به رهبری افرادی همچون ایلان ماسک و سم آلتمن، پیشروان توسعه فناوری هوش مصنوعی در آمریکا هستند و در ارتباط بسیار نزدیک با هسته سرمایه و قدرت در NSS آمریکا قرار دارند، با همکاری کاخ سفید، برنامهای بلندپروازانه برای تثبیت تسلط فناورانه آمریکا در فناوری هوش مصنوعی بر کل جهان را دنبال میکنند و به همین دلیل حامیان جدی شکلگیری جنگ با ایران و بسیاری از تحولات پیش رو در سراسر جهان هستند. هدف من از این یادداشت کمک به شناخت دقیقتر تحولات اقتصادی-سیاسی-ژئوپولیتیک جهان حول فناوری هوش مصنوعی است. همچنین علاقهمندم تا توجه فعالین اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور را نسبت به اهمیت تحولات پیرامون این فناوری راهبردی اهمیت آن در ساحت اقتصاد سیاسی و رقابتهای ژئوپولیتیک فناورانه در سطح جهان و منطقه خاورمیانه جلب کنم.
چه کسی در پشت صحنه جنگ با ایران است؟
هنگامی که برد کوپر، فرماندهٔ سنتکام و فرمانده اصلی جنگ علیه ایران، تأیید کرد که ارتش ایالات متحده «طیفی از ابزارهای پیشرفتهٔ هوش مصنوعی» را بهکار گرفته است تا زمان تصمیمگیریهای مربوط به هدفگیری را از ساعتها به ثانیهها فروبکاهد، صرفاً در حال توصیف یک نوآوری تاکتیکی نظامی نبود ۲. او در حال ارائه خروجی مجموعهای از شرکتهای فناوری، شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر و توسعهدهندگان هوش مصنوعی آمریکایی بود که در قالبی فراتر از یک پیمانکار، به عنوان اعضای اصلی ائتلاف حامی حمله نظامی فعالیت میکنند.

جنگ علیه ایران، فراتر از ماجراجوییهای نظامی آمریکا در چند دهه اخیر از عراق و افغانستان گرفته تا لیبی، سوریه، یمن و ونزوئلا است. این جنگ یکی از نخستین نمودهای ائتلاف اقتصادی-فناوری-سیاسی است که نیک سرنیک، استاد اقتصاد دیجیتال دانشگاه کنیگز کالج لندن و محقق برجسته سرمایهداری پلتفرمی در کتاب خود با عنوان «Silicon Empires: The Fight for the Future of AI»، آن را «راستِ نوینِ فناوری» (new tech right) نامیده است: بلوکی متمایز از شرکتهای بزرگ فناوری (Big Tech) شناخته شده مشابه گوگل، آمازون، اپل و فیسبوک که در دو دهه اخیر نقشی محوری در اقتصاد جهانی به عنوان زیرساختهای اقتصاد دیجیتال یافتهاند و عقایدی جهانوطنگرایانه دارند، و عمدتاً میانهرو هستند. این ائتلاف جدید، در عوض با همسویی تنگاتنگ با دولت آمریکا، اتکا به قراردادهای دفاعی و التزامهای ایدئولوژیکی تعریف میشود که گسترهٔ آن از آرمانگرایی لیبرتارینِ دولت-شبکهای (network-state utopianism) تا ملیگرایی فناورانه (technonationalism) را در بر میگیرد ۳.
این بلوک جدید شامل شرکتهای کلیدی توسعهدهنده فناوری هوش مصنوعی از قبیل انویدیا (NVIDIA)، اپنایآی (OpenAI) و آنتروپیک (Anthropic) است و پیوند تنگاتنگی با فناوری هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری راهبردی، انرژی به عنوان پیشنیاز کلیدی و محوری توسعه هوش مصنوعی، سرمایه کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس با محوریت امارات و عربستان و رویکردی تهاجمی به سیاست خارجی و قانونگذاری کنترلی در داخل دارند؛ و به نوعی با بازآفرینیِ ترامپیستیِ کشورداری آمریکا (statecraft) همراستا شدهاند.
در ادامه این یادداشت طولانی ابتدا میکوشم تاریخچه و چیستی حاکمیت امنیت ملی آمریکا (از این به بعد به اختصار NSS) و رابطه مستقیم و حیاتی آن با شرکتهای فناوری از حدود دهه ۷۰ میلادی تا ابتدای قرن ۲۱ را شرح دهم. سپس به پدید آمدن ائتلاف سیاسی-اقتصادی-فناوری جدید تحت عنوان «راست نوین» در بستر این ساختار اقتصاد سیاسی میپردازم و تلاش میکنم تا ویژگیها آن را شرح داده و تفاوت آن با نسل نخستین شرکتهای بزرگ فناوری آمریکایی مانند گوگل، اپل و آمازون را برجسته کنم. در ادامه به ارتباط این دسته جدید با سرمایه و انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس میپردازم و ریشهها و چگونگی این رابطه را تا حد امکان توضیح داده و از خلل آن به ترکیب این گروه در بستر سیاستهای تهاجمی دولت ترامپ و برنامهها و اهداف جهانی این ائتلاف جهانی جدید و رابطه آن با جنگ در ایران در قالب نخستین جنگ «با» هوش مصنوعی «برای» هوش مصنوعی در قالب ساختار نظامی-صنعنی نوین میپردازم.
حاکمیت امنیت ملی (National Security State) و شرکتهای فناوری راهبرد وابستگی و رشد متقابل
درهمتنیدگیِ سرمایهٔ و شرکتهای فناورانهٔ آمریکا با ساختار دولت که عهدهدار حفاظت از امنیت ملی آمریکاست، پدیدهای نوظهور نیست. لیندا وایس، استاد علوم سیاسی در کتاب خود با عنوان «America Inc. ? Innovation and Enterprise in the National Security State»، این سازوکار را «وابستگی متقابلِ راهبریشده» (governed interdependence) نامیده است؛ نظامی که در آن، دولت با تعبیهٔ مشوّقهای تجاری و اقتصادی در دلِ برنامههای امنیتی، شرکتهای خصوصی را به مدارِ خود میکشاند و در عین حال تضمین میکند که شرایطِ این رابطه را همچنان اهداف راهبردی مطابق با امنیت ملی آمریکا رقم زنند، نه اهداف صرفا کسبوکاری شرکتها. به روایتِ وایس، برآیندِ این روند، پدید آمدنِ «دولت هیبرید» (hybridized state) است: دولتی که امور خویش را از مجرای کنشگرانی بهظاهر خصوصی به پیش میبَرد، و کنشگران خصوصی را بهکار میگیرد تا کارِ دولت را پیش ببرند، و همچنان این شرکتها نقشی جدی در تصمیمسازی پیشبرد برنامههای دولت دارند. در این مدل حکمرانی، دولت نقش برنامهریز اصلی استراتژیک را دارد و نحوه همکاری و مشارکت شرکتهای خصوصی فناوری تحت راهبردهای کلان NSS تعریف میشوند ۴.
در بخش عمدهٔ نیمهٔ دومِ سدهٔ بیستم، این همزیستی و درهمتنیدگی کسبوکارهای با دولت بخصوص در عصر فناوری اطلاعات ابعاد جدیدی به خود گرفت. دارپا (DARPA)، آژانس پروژههای تحقیقات دفاعی پیشرفته، نقشی کلیدی در شکلگیری طیف گستردهای از فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی داشت که زمینهساز توسعه شرکتهای بزرگ فناوری اطلاعات آمریکا شد. نقش محوری اجرایی و مالی در پشتیبانی از شکلگیری اینترنت، جیپیاس (GPS) و زیرساختهای پردازشی از طریق انواع قراردادهای دفاعی امکانپذیر شد. با این وجود، شرکتهای بزرگِ عصر اول اینترنت مانند گوگل، فیسبوک و اپل، در جهتگیری خویش عمدتاً رویکردهای جهانی و دموکراتیکتر داشتند و مدیرانشان حداقل در ابتدا و در ظاهر فاصلهٔ حسابشدهای از وجوهِ تهاجمیترِ سیاست خارجی آمریکا حفظ کرده و خود در قالب «پیمانکار» و ارائهدهنده خدمات تصویر میکردند. ارائه خدمات به ارتش آمریکا و ماشین جنگی آن همواره وجود داشته و دارد ولی هیچوقت اساس فعالیت این شرکتها را شکل نمیداد و در یک قرارداد نانوشته، این شرکتهای ضمن تامین زیرساختها، فعالیتهای تجاری خود را حفظ کرده و دولت آمریکا وظیفه حمایت از منافع این شرکتها در سراسر جهان را بر عهده داشته است. در خودانگاره سیلیکونولی از خود، شرکتهای این حوزه خود را جهانوطن، نوآور و ساختارشکن میبینند و بر ساختن آینده متمرکزند.
این روند با برآمدن ترامپ و همعصری او با پیشرفتهای هوش مصنوعی و بخصوص در دولت دوم او، مسیری جدید در پیش گرفت. دولتِ دومِ ترامپ صرفاً به تلاش برای نزدیکتر کردن شرکتهای سیلیکونولی به دولت در قالب پیمانکاران سامانههای دولتی و دفاعی بسنده نکرد، بلکه این رابطه را از نو سامان داده و هوش مصنوعی، دفاع و زیرساخت انرژی را در کانونِ سیاستی صنعتیِ خود قرار داد. روندی که با حضور مستقیم ایلان ماسک به عنوان مالک و مدیر چند شرکت مهم فناوری آمریکایی و سایر افراد در موقعیتهای اجرایی دولت آمریکا، چهرهای جدید به خود گرفت. این چرخش در برنامههای سیاستگذاریهای مرتبط با هوش مصنوعیِ این دولت نیز آشکار است؛ دستور کاری سیاستی که از ژانویهٔ ۲۰۲۵ به این سو حول چهار محور انسجام یافته است: عقبنشینی از چارچوبهای هوش مصنوعی ایمن و اخلاقی دوران بایدن، شتاببخشی به بهکارگیریِ هوش مصنوعی در سراسر نهادهای فدرال، تأکید پررنگ بر انرژی و زیرساختِ لازم برای پایداریِ مدلهای پیشتاز (frontier AI models)، و تقویت نفوذ جهانی کلیه زنجیره ارزش هوش مصنوعیِ آمریکایی (American AI stack) در خارج از مرزها و حمایت از شکلگیری زنجیره ارزشهای مبتنی بر شرکتهای فناور آمریکایی ۵.
دو سند سیاستی منشر شده توسط کاخ سفید به خوبی جهتگیری این حرکت را نشان میدهند. در ژوئیهٔ ۲۰۲۵، کاخ سفید سندی با عنوان «برنامهٔ اجرایی هوش مصنوعیِ آمریکا (America’s AI Action Plan)» منتشر کرد ۶. در این سند، چهار حوزه محوری مورد توجه قرار گرفته است: کاهش نظارتهای دولتی تنظیمگرانه، توسعهٔ مدلهایِ open-weight، تقویت و حمایت از ساخت دیتاسنترها و تاسیسات انرژی و برق مورد نیاز آنها و چارچوبی برای کنترل صادرات محصولات هوش مصنوعی آمریکا برای جلوگیری از پیشرفت سایر رقبا و حفظ مزیت رقابتی هوش مصنوعی آمریکایی با محوریت رقابت با چین. فرمانی اجراییِ همراه با این برنامه، با عنوانِ «ترویجِ صادراتِ پشتهٔ فناوریِ هوش مصنوعیِ آمریکا»، «برنامهٔ صادراتِ هوش مصنوعی» را زیرِ نظرِ وزارت بازرگانی پدید آورد و وزارتخانههای امور خارجه، دفاع (که اکنون «وزارتِ جنگ» نامیده میشود) و انرژی را در نقشهای پشتیبان قرار داد. ⁵ هدفِ این برنامه آن است که بستههای سیاستی جامعی شامل ابعاد مختلف هوش مصنوعی: سختافزارهای پردازشی، دیتاسنترها، زیرساختهای خدماتِ ابری، شبکه، مدلها و نرمافزار را با اتکا به ابزارهای تأمین مالیِ فدرال که بر مبنای مقاصدِ بینالمللی اولویتدار تنظیم شدهاند، به بازارهای صادراتی روانه سازد. این تدابیر در کنارِ یکدیگر، چرخشی قاطع در معماریِ سیاست فناوریِ آمریکا را رقم میزنند. آنچه روزگاری رابطهای در قالب بازار آزاد و تا حدی سیاستهای صنعتی حمایتی صادراتی میان شرکتها و دولت بود، اکنون به چیزی نزدیک به یک پروژهٔ ملیِ هماهنگ بدل شده است: تلاشی برای پیوند زدنِ ارزشمندترین فناوریِ تجاریِ کشور به اهداف ژئوپلیتیکیِ دولت.
راستِ نوینِ فناوری: کالبدشکافیِ یک ائتلاف
راست نوین فناوری (the new tech right) اصطلاحی است که نیک سرنیک برای توصیف گروهی از ذینفعان جدید در اقتصادسیاسی نوپدید فناوری به کار میبرد. این دسته از بنیاد ارزشهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی متفاوتی با شرکتهای نسل اول اینترنت و سیلیکونولی دارند. این گروه، از نظر ایدئولوژیک همگونتر، طرفدار بهکارگیری گسترده فناوری در دولت و جایگزینی آن با نیروی کار و مشتاق استفاده گسترده از فناوری برای اهداف نظامی هستند و نقشی کلیدی برای دولت در تامین سرمایه و بازار خود قائلند، هرچند همچنان به زبانِ لیبرتارینیسم و نوآوری سخن میگویند. سرنیک مینویسد که این مجموعه «بیشتر معطوف به درون» است و اغلب دولت ایالات متحده در آن نقشِ مشتری اصلی را ایفا میکند، و انگیزههای امنیتمحور دارند ۳.
راست نوین فناوری فراتر از یک گروه مشخص از افراد است. یکی از چهرههای شاخص این جریان، پیتر تیل، همبنیانگذار پیپل و پلنتیر، که تأمینِ مالیِ ابتدایی آن (پلنتیر) از سویِ بازوی سرمایهگذاریِ سیا، اینکیوتل (In-Q-Tel)، انجام شد و اکنون به یکی از ارکانِ بنیادینِ دستگاهِ اطلاعاتی و دفاعیِ آمریکا بدل گشته است ۷. نرمافزارِ پلنتیر هماکنون پشتوانهٔ پروژهٔ ماون (Project Maven)، سیستم هدفگیریِ مبتنی بر هوش مصنوعیِ پنتاگون است که در عملیات نظامی علیه ایران به کار گرفته شده است ۸,۹. یکی دیگر از چهرهها دیوید سکس است که ترامپ در دسامبرِ ۲۰۲۴ او را «تزارِ هوش مصنوعی و رمزارز» کاخ سفید منصوب کرد، کسی که از طریق حضورش در شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر در بیش از ۴۰۰ شرکت مرتبط با هوش مصنوعی با واسطه یا بدون واسطه سهامدار است ۱۰. شاید شاخصترین چهره این گروه، ایلان ماسک است که علاوه بر بنیانگذاری شرکتهایی مانند تسلا (Tesla)، اسپیکسایکس (SpaceX)، ایکس (X) و ایکسایآی (xAI)، در ابتدای دولت ترامپ عهدهدار وزارتِ کاراییِ دولتی (DOGE) بود که نقشی جدی برای هوش مصنوعی در جایگزینی با نیروی کار دولتی قائل بود و در یک بازه کوتاه منجر به بیکاری افراد بسیاری در ساختار بروکراتیک دولت آمریکا و همچنین قطع حمایت مالی از طیف گستردهای از پروژههای غیرنظامی شد که شاید مهمترین آنها قطع بودجه سالانه چند ده میلیارد دلاری USAID بود ۱۱.
محتوای ایدئولوژیکِ این آرایش سیاسی-فناورانه جدید، از حیثِ گستره و رادیکالبودن، درخور توجه است. این بلوک، در دلِ یک ائتلاف واحد، درکی لیبرتارین از دولت-شبکهها دارد و به نظریههای طرفدار سلطنت فناورانه (technomonarchist) دربارهٔ حکمرانی معتقد است، و پیوندهایی با ایدههای نِژادباورانه دارد. نقدِ دولتِ دیوانسالار که نمونهٔ بارزِ آن، «وزارتِ کارایی دولتی» (Department of Government Efficiency) با رهبری ایلان ماسک است، پلی میانِ ضدیتِ لیبرتارین با دولت و پروژهای عملی برای کنترل دولت از طریق کنترل زیرساختهای نرم افزاری است.
پالمر لاکی، بنیانگذار شرکت آندوریل (Anduril)، شرکتِ فناوری دفاعی است که تمرکز آن توسعه سیستمهای خودکاری (Autonomous Weapons) است، بهطور علنی از کارآفرینان خواسته است که کارهای «بد و آسان»، نظیرِ ساختِ اپلیکیشنهای مصرفی، را وانهند و به سویِ کارهای «خوب و دشوار» در حوزهٔ دفاع روی آورند، واژگانی اخلاقی که در آن، تولیدِ سلاح نه چونان کنشی تجاری، بلکه بهمثابهٔ تکلیفی تمدنی بازنمایی میشود ۷. این صرفاً یک ترفندِ بازاریابی نیست؛ بلکه نوعی الاهیاتِ سیاسیِ فناوری است که در آن، پیمانکاریِ نظامی با رسالتی والاتر بازتعریف میشود. یک نمونه دیگر، ابتکارِ «پویاییِ آمریکایی» (American Dynamism) متعلق به شرکتِ سرمایهگذاری خطرپذیر شناختهشده آندریسن هورویتس (Andreessen Horowitz) است که صراحتاً در شرکتهایی سرمایهگذاری میکند که در خدمتِ منافعِ ملیِ آمریکا قرار دارند ۱۲. از سوی دیگر، شرکت پلنتیر اخیرا مانیفستی منتشر کرده است که بند هفتم آن بدین شرح است: «اگر یک تفنگدار دریایی آمریکا درخواست سلاح بهتری کند، ما باید آن را بسازیم؛ و همین منطق درباره نرمافزار هم صدق میکند. ما بهعنوان یک کشور باید قادر باشیم بحث درباره مناسببودن اقدام نظامی در خارج از کشور را ادامه دهیم، در حالی که در تعهد خود نسبت به کسانی که از آنها خواستهایم پا به میدان خطر بگذارند، تزلزلناپذیر باقی میمانیم.» ۱۳ این گفتار به خوبی تقابل راست نوین فناوری با رویکردهای نظارتی و کنترلی نسبت به توسعه فناوری را نشان میدهد و ضرورت بکارگیری فناوری در جهت برتری فناورانه و بخصوص برتری نظامی و استراتژیک آمریکا را نشان میدهد.

مارک کوکلبرگ، فیلسوفِ معاصر، استدلال کرده است که همگراییِ هوش مصنوعی، سرمایهداریِ پلتفرمی (platform capitalism) و پوپولیسمِ راستگرا، صورتی نوظهور از چیزی را پدید میآورد که او آن را «فاشیسمِ فناورانه» (technofascism) مینامد ۱۴. پذیرفتنِ تامِّ این اصطلاح ضروری نیست تا بتوان ساختارِ موردِ اشارهٔ آن را بازشناخت: ستیز با مقرراتگذاری، مقاومت در برابرِ سازوکارهای نظارتیِ دموکراتیک، اعتماد به فرمانروایی الگوریتمی، و ترجیحِ قدرتِ متمرکزِ شرکتی-دولتی. زنجیرهٔ کشتاری که در صبحِ ۹ اسنفد ۱۴۰۴ منجر به کشته شدن بیش از ۱۸۰ کودک در مدرسه شجره طیبه در میناب شد، از میدانِ نبرد آغاز نشده است؛ بلکه در دفاترِ سرمایهگذاریِ خطرپذیر و شرکتهای فناوری، در راهروهای تدارکاتیِ پنتاگون، و در اقتصادِ سیاسیای که آنها را به یکدیگر پیوند میدهد، آغاز شده است.
خلیج فارس: همگرایی سرمایه، انرژی و جاهطلبی فناورانه
در روزهای ابتدایی آغاز جنگ، جنسنگ هوانگ، مدیرعامل شرکت انویدیا، ضمن حمایت از کشورهای خلیج فارس و اشاره به اهمیت این کشورها در توسعه هوش مصنوعی، اشاره کرد که «من باور دارم که دلیلی برای رفتن ما به این جنگ وجود دارد و در پایان جنگ، خاورمیانه از قبل با ثباتتر خواهد بود.» ۱۵ این اظهار نظری مهم و قابل تامل درباره نسبت شرکتهای هوش مصنوعی، جنگ ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس است.
برای درک چرایی همسویی شرکتهای هوش مصنوعی آمریکایی با کشورهای حاشیه خلیج فارس که به تَبَعِ آن، در این جنگ سمت این کشورها ایستادهاند، باید چرایی اهمیت این کشورها در زنجیره تامین و زیرساختهای مرتبط با هوش مصنوعی را شناخت. دو منبع اهمیتی ویژه برای توسعه هوش مصنوعی دارند: انرژی قابل اتکا و سرمایه صبور و ریسکپذیر. یکی از اصلیترین پیشنیازهای توسعه گسترده مراکز داده، نیاز به تامین انرژی ارزانقیمت و پایدار است. کشورهایی مانند امارات متحده عربی در ردیف اول و عربستان و قطر در ردیف دوم، میتوانند تضمینکننده تامین پایدار انرژی ارزانقیمت در خاک خود باشند. همچنین این کشورها به دلیل اینکه خود از تولیدکنندگان بزرگ نفت و گاز هستند، حساسیتهای محیطزیستی کمتری ناظر به تولید انرژیهای سبز و پاک دارند و از مدار اثرگذاری قانونگذاری و کنترل کشورهای اروپایی و آمریکا در این زمینه دور هستند. آموزشِ مدلهای جدید هوش مصنوعی هر روز پیش از گذشته نیازمندِ برق و انرژی ارزان، پایدار و انبوه است ۱۶. منابع انرژی کشورهای مورد اشاره میتوانند امکان بهرهمندی از تامین انرژی را برای چند دهه تضمین کنند.
یکی دیگر از منابع مهم توسعه هوش مصنوعی، سرمایه صبور و با حجم بالا است. در شرایطی که رشد اقتصادی بیشتر کشورهای اروپایی و آمریکا رو به کندی نهاده، کشورهای حاشیه خلیج فارس میتوانند منبع تامین مالی پایدار و علاقهمند به سرمایهگذاری در فناوریهایی باشند که بازدهی آنها نیازمند صبوری است. این کشورها از طریق صندوقهای ثروت ملی خود نقش مهمی در تامین مالی شرکتهای هوش مصنوعی به عهده گرفتهاند.
به عنوان مثال، در سال ۲۰۲۳ صندوقِ ثروتِ ملی عربستان سعودی، حدود ۴۰ میلیارد دلار به سرمایهگذاری در هوش مصنوعی اختصاص داد و این کشور را به بزرگترین سرمایهگذارِ منفردِ این حوزه در جهان بدل ساخت؛ سرمایهگذاریای که متعاقباً با اعلامِ طرحی ۱۰۰ میلیارد دلاری برای ساختِ مراکز داده تکمیل شد ۱۷. امارات متحدهٔ عربی نیز صندوقی موازی با هدف رسیدن به ارزشِ سرمایهگذاری صد میلیارد دلار با نامِ MGX راهاندازی کرده است که هماکنون در شرکتهای پیشروی هوش مصنوعی، از جمله اوپناِیآی، سرمایهگذاری کرده است ۱۸. هوش مصنوعی به سرمایه نقد در مقیاسی نیاز دارد که تنها از عهدهٔ ثروتِ صندوقهای ملی برمیآید، و پادشاهیهای خلیج فارس آمادهاند تا آن را تأمین کنند. در ژانویهٔ ۲۰۲۵، این روش سرمایهگذاری به آشکارترین نمود خود رسید: پروژهٔ استارگیت (Stargate)، سرمایهگذاریِ مشترکی که اوپناِیآی، سافتبانک و صندوقِ ثروتِ ملی امارات را در پیوند با یکدیگر، برای ساختِ زیرساختِ هوش مصنوعی به ارزشِ ۵۰۰ میلیارد دلار بر خاکِ آمریکا متحد ساخت ۱۹. نمونهٔ دیگری که ژوفای نهادی این ارتباط را نشان میدهد، هلدینگِ اماراتیِ G۴۲ است. مایکروسافت در سال ۲۰۲۴ مبلغِ ۱.۵ میلیارد دلار در G۴۲ سرمایهگذاری کرد، معاملهای که امارات را به اردوگاه هوش مصنوعی آمریکایی نزدیکتر و استفاده از برخی سرویسهای این شرکت به کشورهای خارجی را منوط به تایید مایکروسافت کرد ۲۰.
در همین راستا، اِنویدیا (NVIDIA)، در شرایطی که فروش تراشههای پیشرفته آمریکایی با محدودیتهای فراوان مواجه است، در قالب قراردادی تجاری، تراشههای خود را به G۴۲ و Humain در چارچوبی محافظهکارانه به فروش رساند که به تعمیق روابط امارات و عربستان با شرکتهای فناوری آمریکایی در سطح استراتژیک و نزدیک به امنیت ملی آمریکا کمک کرد. در بستر این تعاملات، شرکتهای هوش مصنوعی آمریکایی در سطوح مختلف مدلها و زیرساختها با سرمایه مالی کشورهای خلیج فارس و گروهبندی ژئوپولیتیکی آنها در رقابت جهانی هوش مصنوعی بهم پیوسته شدند و قالبِ معماریای پیچیده یافتند.۲۱

جنگ با ایران در این چارچوب قابل تحلیل است. در مدل تحلیلی این گروه، ایران رقیبِ اصلیِ نظامی و ایدئولوژیکِ اسرائیل و امنیت و توسعه بلندمدت پادشاهیهای خلیج فارس به شمار میآید، همان دولتهایی که صندوقهای ثروتِ ملی آنها به توسعهٔ هوش مصنوعیِ شرکتهای آمریکایی سرمایه تزریق میکنند، زیرساختِ انرژیشان در جایگاهِ منبعی برای تقویت دیتاسنترها و زیرساختهای پردازشی مورد استفاده قرار میگیرد، و منافعِ راهبردیشان بهصورتِ مستقیم با تضعیفِ توان تهدید ایران برای تامین پایدار سرمایه و انرژی مورد نیاز این شرکتها پیوند خورده است. خلیج فارس صرفاً منبعی برای سرمایهگذاری نیست؛ بلکه به جزئی از بنیانِ فیزیکیِ قدرتِ هوش مصنوعیِ آمریکا بدل شده است، و جنگ برای تأمینِ امنیتِ این منطقه، در واقع جنگی برای تأمینِ امنیتِ همین بنیانهاست.
ساختار نظامی-صنعتیِ نوین
ویژگیهای راهبردی و ماهیت هوش مصنوعی در قالب یک فناوری عمومی همه-منظوره (General Purpose Technologies) آن را تبدیل به میدان رقابتی بر سر آینده کرده است. از نظر نهادی، این رقابت منجر به نظمی اقتصادی-سیاسی شده است که در آن شرکتهای هوش مصنوعی، استارتآپهای فناوریِ دفاعی، شرکتهای سرمایهگذاریِ خطرپذیر (VC)، صندوقهای ثروتِ ملی کشورهای خلیج فارس و NSS آمریکا، در قالبِ ائتلافی در هم آمیختهاند ۳. منافع این ائتلاف در خلیج فارس با سرمایه و انرژی پیوند خورده است و ایران را مهمترین تهدید وجودی بر سر پایداری این دو منبع کلیدی در توسعه هوش مصنوعی میدانند. این گروه در سیاست خارجی آمریکا نقشی کلیدی دارند و در ازای سرمایهگذاریهای چندصد میلیاردی خود انتظار پیشبرد برخی از منافع خود در سیاست خارجی آمریکا را دارند. همین منطق هماکنون در طرحهای دولتِ ترامپ نسبت به گرینلند نیز آشکار است؛ سرزمینی که از مواهب ضروری در توسعه هوش مصنوعی و استقرار دیتاسنترها مانند هوای مناسب و همچنین ذخایر عناصر نادر خاکی که در تولید تراشهها نقش حیاتی دارند، بهرهمند است ۲۲.
این جستار مدعی حکمرانی این جریان جدید بر کل سیاستهای اقتصادی و فناوری آمریکا نیست. جنگ علیه ایران و سیاستهای آمریکا در گرینلند یا رقابت با چین یقینا پدیدههایی چندبعدی و دارای پیچیدگیها و سطوح مختلف علی و تحلیلی هستند. آنچه این یادداشت میکوشد تا بر آن دعوی کند نقش برجسته و روبهرشد راست نوین فناوری در سیاستگذاری و برنامهریزی کلان NSS آمریکاست و این نقش از یک پیمانکاری صرف فراتر رفته است. برآیندِ سازمانی و ساختاری این روند، به بیان نیک سرنیک، پیدایشِ ساختار نظامی-صنعتیِ نوین است که منافعِ سرمایهٔ خطرپذیر، استارتآپهای فناوریِ دفاعی، شرکتهای و توسعهدهندگان هوش مصنوعی و دولتِ امنیتِ ملی را پیوند میزند.
این جنگ نه تنها اولین جنگ «با» هوش مصنوعی بلکه نخستین جنگ «برای» هوش مصنوعی است. در این مقاله تحلیلی کوشیدم تا نشان دهم شرکتهای هوش مصنوعی فناور بزرگ آمریکایی در چارچوبی سابقهدار در اقتصاد سیاسی آمریکا، امروز نقشی کلید در شکلدهی به این جنگ داشتند. هدف این متن، کماهمیت دادن سایر دلایل شکلگیری جنگ از قبیل اختلاف بر سر برنامه هستهای، سیاست منطقهای و ... نیست، بلکه تلاشم بر آن بود تا نشان دهم که طیفی از شرکتهای هوش مصنوعی، سرمایهگذاران مستقر در خلیج فارس و راست جدید در آمریکا با همکاری کاخ سفید، برنامهای بلندپروازانه برای تثبیط تسلط فناورانه آمریکا در فناوری هوش مصنوعی بر کل جهان را دنبال میکنند و به همین دلیل حامیان جدی شکلگیری این جنگ هستند. بر هر فعال اقتصادی و سیاسی و سیاستگذاری در ایران واجب است تا تحولات و پیچیدگی این ائتلاف نوپدید را دنبال کرده و ابعاد گوناگون آن را در تحلیلهای خود لحاظ کند.
احمدرضا سازگار نژاد
پژوهشگر اقتصاد و فناوری در مدرسه اقتصاد لندن
1. Brown M. The First AI War: How The Iran Conflict Is Reshaping Warfare. 2026. Accessed May 19, 2026. https://www.forbes.com/sites/mikebrown/2026/03/30/the-first-ai-war-how-the-iran-conflict-is-reshaping-warfare/
2. Staff AJ. US military confirms use of ‘advanced AI tools’ in war against Iran. Al Jazeera. 2026. Accessed May 19, 2026. https://www.aljazeera.com/news/2026/3/11/us-military-confirms-use-of-advanced-ai-tools-in-war-against-iran
3. Srnicek N. Silicon Empires: The Fight for the Future of AI. John Wiley & Sons; 2025.
4. Weiss L. America Inc.?: Innovation and Enterprise in the National Security State. Cornell University Press; 2014.
5. Promoting The Export of the American AI Technology Stack. The White House. July 23, 2025. Accessed May 19, 2026. https://www.whitehouse.gov/presidential-actions/2025/07/promoting-the-export-of-the-american-ai-technology-stack/
6. America’s AI Action Plan. Published online 2025. Accessed May 19, 2026. https://www.ai.gov/action-plan
7. Goldberg E. Seeking God, or Peter Thiel, in Silicon Valley. The New York Times. February 11, 2025. Accessed May 19, 2026. https://www.nytimes.com/2025/02/11/business/silicon-valley-christianity.html
8. Booth R, Milmo D. Iran war heralds era of AI-powered bombing quicker than ‘speed of thought.’ The Guardian. March 3, 2026. Accessed May 19, 2026. https://www.theguardian.com/technology/2026/mar/03/iran-war-heralds-era-of-ai-powered-bombing-quicker-than-speed-of-thought
9. Lehrer M. The Palantir Mafia Behind Silicon Valley’s Hottest Startups. 2025. Accessed May 19, 2026. https://weekly-review.wsj.com/archive/view/160942
10. Kang C, Mickle T, Mac R, Yaffe-Bellany D, Schleifer T. Silicon Valley’s Man in the White House Is Benefiting Himself and His Friends. The New York Times. November 30, 2025. Accessed May 19, 2026. https://www.nytimes.com/2025/11/30/technology/david-sacks-white-house-profits.html
11. Wingard DJ. Musk Replacing Workers with AI: Should You Be Worried? Forbes. 2025. Accessed May 19, 2026. https://www.forbes.com/sites/jasonwingard/2025/03/10/musk-replacing-workers-with-ai-should-you-be-worried/
12. American Dynamism: Supporting the National Interest | a16z. Accessed May 19, 2026. https://a16z.com/american-dynamism/
13. Karp AC, Zamiska NW. The Technological Republic: Hard Power, Soft Belief, and the Future of the West. Random House; 2025.
14. Coeckelbergh M. Technofascism: AI, Big Tech, and the new authoritarianism. AI & SOCIETY. Published online 2026:1-14.
15. All-In Podcast. Jensen Huang: Nvidia’s Future, Physical AI, Rise of the Agent, Inference Explosion, AI PR Crisis. 2026. Accessed May 19, 2026. https://www.youtube.com/watch?app=desktop&v=gwW8GKwHB3I&ra=m
16. Energy demand from AI – Energy and AI – Analysis. IEA. Accessed May 19, 2026. https://www.iea.org/reports/energy-and-ai/energy-demand-from-ai
17. Farrell M, Copeland R. Saudi Arabia Plans $40 Billion Push Into Artificial Intelligence. The New York Times. March 19, 2024. Accessed May 19, 2026. https://www.nytimes.com/2024/03/19/business/saudi-arabia-investment-artificial-intelligence.html
18. Bergen M, Nair D. OpenAI, Anthropic Deals Power Abu Dhabi’s $100 Billion AI Bet. Bloomberg.com. February 17, 2026. Accessed May 19, 2026. https://www.bloomberg.com/news/articles/2026-02-17/openai-anthropic-deals-power-abu-dhabi-s-100-billion-ai-bet
19. Stargate: Tech giants announce AI plan worth up to $500bn. January 22, 2025. Accessed May 19, 2026. https://www.bbc.com/news/articles/cy4m84d2xz2o
20. Breakingviews - Microsoft’s G42 deal puts UAE in America’s AI tent. Reuters. April 17, 2024. Accessed May 19, 2026. https://www.reuters.com/breakingviews/microsofts-g42-deal-puts-uae-americas-ai-tent-2024-04-16/
21. US authorizes export of advanced American semiconductors to companies in Saudi, UAE. Reuters. November 20, 2025. Accessed May 19, 2026. https://www.reuters.com/business/us-authorizes-export-advanced-american-semiconductors-companies-saudi-uae-2025-11-19/
22. Why Greenland’s future is important to Silicon Valley. PitchBook. January 9, 2026. Accessed May 19, 2026. https://pitchbook.com/news/articles/why-greenlands-future-is-important-to-silicon-valley

















































