
قطعنامه سیاسی و ضد ایرانی ایالات متحده آمریکا با همراهی سه کشور اروپایی فرانسه، انگلیس و آلمان علیه برنامه صلحآمیز هستهای کشورمان، روز چهارشنبه در نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تصویب رسید. این قطعنامه با ۲۱ موافق، ۱۰ ممتنع و ۳ مخالف به تصویب رسیده است. روسیه و چین و نیجر به این قطعنامه رای منفی دادهاند.
نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در وین در واکنش به این اقدام خصمانه در بیانیهای نوشت: امروز، شورای حکام با رأیی ضعیف، قطعنامه سیاسی دیگری در مورد فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران تصویب کرد؛ فاقد از حرفهایگری مورد انتظار از یک نهاد فنی. این قطعنامه ریاکارانه از یک راهحل دیپلماتیک حمایت میکند، در حالی که ایالات متحده همزمان درگیر اقدامات تجاوزکارانه بیشتری از جمله علیه زیرساختهای غیرنظامی ایران است و در مجامع مختلف، تقابل را ترویج میدهد. راهحل دیپلماتیک به حداقل حسن نیت نیاز دارد. ایران از حقوق مسلم خود، از جمله حق پاسخ به این قطعنامه ناقص، کوتاه نخواهد آمد.
بنا بر گزارشهای خبری، در قطعنامه خصمانه آمریکا و سه کشور اروپایی علیه ایران، بار دیگر خواسته شده تا دسترسی کامل بازرسان به اطلاعات مربوط به ذخایر اورانیوم ایران داده شود. آژانس انرژی اتمی با انتشار اطلاعیهای، تهران را ملزم به افشای جزئیات دقیق مربوط به میزان و وضعیت ذخایر اورانیوم خود کرد.
در همین راستا «علی ودایع»، کارشناس روابط بین الملل در گفتوگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری برنا، ضمن انتقاد از رفتار دوگانه آژانس بین المللی انرژی اتمی گفت: نشست شورای حکام و قطعنامه علیه تهران بار دیگر نشان داد که پرونده هستهای ایران، بیش از آنکه یک جدال حقوقی-فنی در آژانس باشد، دماسنجی دقیق برای سنجش موازنه قوا در نظام بینالملل است.
وی در ادامه گفت: تصویب قطعنامه با ۲۱ رأی موافق، در نگاه اول یک فشار هنجاری از سوی غرب تلقی میشود، اما عقبنشینی دقیقه نودی آمریکا و تروئیکای اروپایی از بند «ارجاع فوری به شورای امنیت»، پرده از یک واقعیت رئالیستی برداشت؛ اینکه غرب به خوبی میداند که در ساختار فعلی قدرت، فشار بیش از حد و عبور از خطوط قرمز تهران، هزینههای بازدارندگی را به شدت بالا میبرد. از سوی دیگر، آرایش آرا و خطکشی صریح موافقان و مخالفان (بهویژه مواضع تند روسیه و چین)، نشان داد که اجماعسازی یکطرفه غربیها بیش از هر زمان دیگری با چالش جدی مواجه شده است.
ودایع تصریح کرد: تحولات اخیر در شورای حکام را نباید مجزا از متن کلان موازنه قوا در منطقه و جهان تحلیل کرد. حذف بند ارجاع به شورای امنیت در آخرین لحظات، پیش از آنکه یک ژست دیپلماتیک یا فرصتدهی به تهران باشد، ناشی از یک محاسبه دقیق هزینه-فایده در اتاقهای فکر غرب است.
این کارشناس روابط بین الملل گفت: در اتمسفر به شدت آنارشیک روابط بین الملل و ناهنجاری سخت اتمی، واکنش احتمالی تهران را نباید در قالب رفتارهای واکنشی و احساسی تحلیل کرد؛ بلکه این پاسخ در قالب یک پویایی فنی-استراتژیک بازتعریف خواهد شد. نباید فراموش کنیم که ما درگیر یک ناهنجاری سخت در آژانس بین المللی انرژی اتمی هستیم که باید فراتر از پارادوکس رفتاری طرف مقابل در پرونده ایران به آن نگاه کرد.
وی با اشاره به اینکه تهران به خوبی آموخته است در ساختار آنارشیک نظام بینالملل حقوق پشتوانه اجرایی ندارد و این قدرت است که تضمینکننده است، گفت: لذا پاسخ فنی ایران، نه خروج از انپیتی، بلکه بازتنظیم هوشمندانه سطح غنیسازی و اهرم دسترسیها در فردو و نطنز خواهد بود؛ بهگونهای که کاهش دسترسیها و مدیریت ذخایر ۶۰ درصدی در واقع پاسخی فنی به یک قطعنامه سیاسی است تا به طرف مقابل یادآوری کند هر کنشی در وین، واکنشی مستقیم بر روی زمین به همراه دارد.
ودایع در ادامه گفت: این اهرم فنی، بلافاصله وزن خود را در معادله و موازنه قدرت منطقهای تخلیه میکند. غرب تمایل دارد پرونده هستهای ایران را در یک جزیره ایزوله بررسی کند، اما واقعیت رئالیستی خاورمیانه نشان میدهد که خطوط سانتریفیوژها به طور مستقیم با خطوط ژئوپلیتیک منطقه شبکه شدهاند. قطعنامه شورای حکام عملاً محرکی خواهد شد تا تهران پیوند میان اقتدار هستهای و نفوذ منطقهای خود را مستحکمتر کند. وقتی غرب زبان قطعنامه را انتخاب میکند، تهران نیز کارتهای منطقهای خود را روی میز میگذارد تا نشان دهد بازدارندگی یک پکیج یکپارچه است که تفکیکبردار نیست.
این مدرس دانشگاه در ادامه بیان کرد: موضع گیری ناگهانی ترامپ علیه چانه زنی بستههای پیشنهادی طرفین و تبادل پیام از کانال اسلام آباد با قطعنامه شورای حکام ارتباط مستقیم دارد. شاید بتوان گفت که حتی ماجرای سقوط مشکوک بالگرد آپاچی آمریکایی و تبادل آتش تهران با واشنگتن هم با نشست شورای حکام گره خورده است. ترامپ میخواهد به هر قیمتی از وضعیت نه جنگ و نه صلح خارج شود و حالا قطعنامه شورای حکام تکرار یک وضعیت است که ما سال گذشته دقیقا در چنین روزهایی و پیش از جنگ ۱۲ روزه تجربه کردیم.
ودایع در پایان گفت: در نهایت، مجموع این پویاییها، آینده دیپلماسی را شکل خواهد داد. ما در دوران مرگ برجام و تولد یک رئالیسم خشن دیپلماتیک به سر میبریم. دوقطبی جدید شکلگرفته در شورای حکام و حمایت چین و روسیه از مواضع ایران نشان میدهد که دیگر امکان بازگشت به مدلهای توافق سال ۲۰۱۵ وجود ندارد. دیپلماسی آینده، نه بر پایه اعتمادسازی متقابل، بلکه بر پایه هراس متقابل و موازنه وحشت پیش خواهد رفت. غرب با حذف بند ارجاع به شورای امنیت نشان داد که کانالهای گفتوگو را باز میخواهد، اما تهران نیز تنها زمانی پای میز مذاکره جدی خواهد نشست که این قطعنامهها با افزایش ظرفیتهای راهبردی روی زمین، بیاثر و خنثی شده باشند.
منبع : خبرگزاری برنا

















































