
علی ودایع کارشناس روابط بین الملل در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری برنا در تحلیل مواضع رئیس جمهوری آمریکا گفت: ما بازهم شاهد شلیک شبانه دونالد ترامپ به اتمسفر رسانهای و ادعای نیویورکتایمز مبنی بر ارسال پیشنویس اصلاحشده واشنگتن به تهران، ورود به فاز جدیدی از یک «قمار ژئوپلیتیک» هستیم.
وی با تکیه بر چارچوب نظری «مرد دیوانه» گفت: ترامپ با یک دست آدرس پنتاگون (وزارت جنگ) را میدهد و با دست دیگر مکتوب توافق را روی میز میگذارد. در چارچوب سنت رئالیسم تهاجمی، این رفتار نه نشانهای از صلحطلبی غریزی یک تاجر، بلکه بازتولید کلاسیک «دیپلماسی اجبار» زیر سایه «دیپلماسی قایق توپدار» است، اما خطای محاسباتی بزرگ در واشنگتن اینجاست که سیستم، پویایی قدرت و لجستیک بازدارندگی تهران را در قانون ظروف مرتبطه بینالملل نادیده می گیرد. انتقادات رسانه های آمریکایی که اتفاقا به نوعی مناقشه داخلی تبدیل شده است ؛ نشان دهنده نوعی نگرانی در لایه های ساختاری حاکمیت آمریکا است.
ودایع دامه داد: برای فهم این شطرنج شکننده، نباید صرفاً در اتمسفر کاخ سفید تنفس کرد. کلید واژگونی محاسبات ترامپ و دوقلوی تئوریک او «جی. دی. ونس»، در پدیدارشناسی رفتار استراتژیک تهران نهفته است. واشنگتن گمان میکند با چماق تهدید نظامی و ارعاب رسانهای میتواند فرمول توافق را دیکته کند، اما واقعیتهای سخت میدان در خاورمیانه نشان داده که تهران دستبسته در این بازی نیست. تهران بارها ثابت کرده که «زبان قدرت» را با «ابزار قدرت» پاسخ میدهد؛ این همان هندسه موازنه وحشت است که اجازه نمیدهد واشنگتن به راحتی ماشه را بکشد.
این کارشناس روابط بین الملل با بیان این که «ترامپ نیازمند دستاورد فوری است» گفت: چرایی شتابزدگی ترامپ برای ارسال پیشنویس را باید در لایههای پنهان سیاست داخلی آمریکا و آستانه انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ جستوجو کرد. مستأجر کاخ سفید با سقوط آزاد محبوبیت در نظرسنجیهای گالوپ (عبور از مرز ۶۰ درصد نارضایتی) و سندروم زودهنگام «اردک لنگ» دستوپنجه نرم میکند. کاریزمای ترامپ از درون حزب جمهوریخواه ترکهای عمیقی برداشته و او برای بازسازی ابهت مخدوش خود، به مهار کارت ایران و یک «حماسه دیپلماتیک» محتاج است.
وی تصریح کرد: ترامپ درگیر یک پارادوکس سخت درباره ایران شده است. او گمان می کرد به یک پیروزی ارزان دست خواهد یافت اما این اتفاق محقق نشده است. رئیس جمهوری آمریکا امرزو و در فضا آتش بس موقت ، از یکسو از جنگ فرامنطقهای ایران که قیمت نفت را به عرش برساند و اقتصاد لرزان ماگا (MAGA) را فلج کند به شدت هراس دارند و از سوی دیگر به حمایت لابیهای مالی واشنگتن نیاز دارند. در نتیجه، ارسال این پیشنویس یک «مهندسی معکوس سیاسی» است؛ کاخ سفید سقف ارعاب را بالا برد تا تهران را زیر فشار روانی قرار دهد و حالا با ژست «مرد معامله»، هویج را پس از چماق تعارف میکند تا پز صلح را به افکار عمومی آمریکا بفروشد.
این کارشناس روابط بینالملل در ادامه تأکید کرد که واقعیتهای نظام بینالملل با نگاههای آرزومحور همخوانی ندارد.
به گفته او، در چارچوب واقعگرایی تهاجمی، عقبنشینی در برابر دیپلماسی مبتنی بر فشار، تنها به افزایش مطالبات و جسارت طرف مقابل منجر میشود؛ موضوعی که تهران نسبت به آن آگاهی کامل دارد.
وی ارسال پیشنویس اصلاحشده از سوی واشنگتن را نه نشانه برتری این کشور، بلکه اعترافی ضمنی به محدودیت گزینههای سختافزاری دانست و افزود که تصمیمگیران آمریکایی به خوبی از ظرفیتهای بازدارنده ایران در منطقه آگاه هستند. او همچنین با اشاره به تحولات و تنشهای هفته گذشته، بهویژه پس از تعلیق پروژه آزادی، خاطرنشان کرد که دو طرف همچنان در تلاش برای حفظ نوعی «موازنه وحشت» هستند.
ودایع در پایان گفت: اگر واشنگتن گمان کرده با چند اصلاحیه شکلی، تهران را پای میز توافقی تحمیلی میکشاند، دچار یک خطای استراتژیک هولناک شده است. محاسبات تهران مبتنی بر تثبیت بازدارندگی سخت است؛ فرمولی که به ترامپ می گوید که اگر به دنبال توافق است، باید هزینه واقعی آن را با پذیرش واقعیتهای قدرت ایران بپردازی. در غیر این صورت، این پیشنویس مکتوب، نه سند پیروزی ترامپ، بلکه تلهای خواهد بود که او و ونس برای خود ساختهاند. ایران حالا با صدای بلند می تواند بگوید که ترامپ به قول و قرارهای حتی فرستادگانش هم پایبند نیست. توپ اکنون در زمین واشنگتن است تا میان پذیرش واقعیت ایران یا قمار روی ماشهای ویرانگر، یکی را انتخاب کند.
منبع : خبرگزاری برنا

















































