
زهرا وجدانی: هر بار که پیامی در واتساپ ارسال میکنیم، تماس تصویری برقرار میکنیم یا ویدئویی را در شبکههای اجتماعی تماشا میکنیم حجم عظیمی از داده در کمتر از چند ثانیه هزاران کیلومتر را در سراسر جهان طی میکند. بسیاری تصور میکنند این ارتباطات از طریق ماهوارهها انجام میشود اما واقعیت این است که ستون فقرات اینترنت جهانی در اعماق اقیانوسها قرار دارد. جایی که شبکهای گسترده از کابلهای فیبر نوری زیردریایی نزدیک به ۹۹ درصد ترافیک بینالمللی داده را جابهجا میکند.
این کابلهای نامرئی که میلیونها کیلومتر در کف اقیانوسها امتداد یافتهاند یکی از حیاتیترین زیرساختهای عصر دیجیتال به شمار میروند و نقش مهمی در اقتصاد جهانی، ارتباطات بینالمللی، خدمات ابری، هوش مصنوعی و تبادل اطلاعات ایفا میکنند. با این حال کمتر کسی از نحوه عملکرد، چالشهای نگهداری و اهمیت راهبردی آنها آگاه است.
در این گزارش به سازوکار انتقال داده از طریق کابلهای زیردریایی، فرآیند پیچیده طراحی و نصب این زیرساختها، تهدیدها و آسیبپذیریهای آنها، ماجرای جمعآوری نخستین کابل فیبر نوری ترانسآتلانتیک جهان پس از نزدیک به چهار دهه و همچنین جایگاه راهبردی ایران در نقشه جهانی تبادل داده و کریدورهای ارتباطی بینالمللی میپردازیم.

وقتی کاربران در تهران، سئول، نیویورک یا توکیو ایمیلی ارسال میکنند، تماس تصویری برقرار میکنند یا ویدئویی را در شبکههای اجتماعی مشاهده میکنند کمتر کسی به این موضوع فکر میکند که این دادهها چگونه هزاران کیلومتر را در کسری از ثانیه طی میکنند. برخلاف تصور عمومی بخش عمده اینترنت جهان از طریق ماهوارهها منتقل نمیشود بلکه در اعماق اقیانوسها و در شبکهای عظیم از کابلهای فیبر نوری زیر دریا جریان دارد.
براساس دادههای اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU) حدود ۹۹ درصد ترافیک بینالمللی اینترنت جهان از طریق کابلهای زیردریایی منتقل میشود. این شبکه عظیم به ستون فقرات اقتصاد دیجیتال جهان تبدیل شده و روزانه تریلیونها دلار تراکنش مالی، تبادل دادههای ابری، ارتباطات دولتی، خدمات هوش مصنوعی و ارتباطات عمومی را پشتیبانی میکند.
امروزه بیش از ۵۰۰ کابل زیردریایی فعال در سراسر جهان وجود دارد که طول مجموع آنها به بیش از ۱.۷ میلیون کیلومتر میرسد؛ مسافتی که چندین بار دور کره زمین را پوشش میدهد.
در نگاه نخست شاید تصور شود چنین حجم عظیمی از اطلاعات از طریق کابلهایی غولپیکر جابهجا میشود اما واقعیت شگفتانگیزتر است. هر کابل زیردریایی تقریبا ضخامتی مشابه یک شلنگ آب دارد. درون آن رشتههایی از فیبر شیشهای قرار گرفته که قطر هر کدام از موی انسان نیز نازکتر است.
اطلاعات دیجیتال به شکل پالسهای نوری رمزگذاریشده توسط لیزرها در این فیبرها حرکت میکنند. میلیاردها پالس نوری در هر ثانیه درون کابلها جریان دارند. در طول مسیر نیز تقویتکنندههای سیگنال در فواصل منظم قرار گرفتهاند تا قدرت نور کاهش نیابد.
نکته جالب آن است که چندین طول موج یا رنگ مختلف لیزر میتوانند همزمان در یک فیبر واحد حرکت کنند. هر طول موج حامل جریان مستقلی از اطلاعات است؛ به عنوان مثال یک طول موج ممکن است در حال انتقال ایمیلی از بوستون به ملبورن باشد و طول موجی دیگر یک تماس تصویری میان نیویورک و توکیو را جابهجا کند.
ظرفیت برخی از کابلهای نسل جدید به صدها ترابیت داده در ثانیه میرسد، ظرفیتی که انتقال همزمان میلیونها تماس ویدیویی را امکانپذیر میکند.

ایجاد یک مسیر ارتباطی در اعماق اقیانوسها فرآیندی پیچیده، زمانبر و بسیار پرهزینه است. در نخستین مرحله مهندسان باید مسیر مناسبی را طراحی کنند که از موانع طبیعی، گسلهای زمینشناسی، مناطق آتشفشانی و مناطق پرتردد دریایی دور باشد. پس از تولید کابل هزاران کیلومتر از آن در مخازن عظیم کشتیهای مخصوص کابلگذاری ذخیره میشود؛ فرآیندی که به تنهایی حدود یک ماه زمان نیاز دارد.
پس از آغاز عملیات کشتیها با سرعتی حدود ۱۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکنند. خدمه کشتی به تدریج کابل را از مخازن خارج کرده و در بستر دریا قرار میدهند. در صورت بروز طوفان یا شرایط نامساعد جوی عملیات ممکن است متوقف شود. در چنین شرایطی انتهای کابل به یک شناور متصل میشود تا پس از آرام شدن دریا عملیات از همان نقطه ادامه یابد. پس از رسیدن کابل به مقصد اتصال آن به مراکز داده و شبکههای زمینی انجام میشود و از آنجا اطلاعات از طریق شبکههای فیبر نوری، آنتنهای تلفن همراه یا شبکههای وایفای در اختیار کاربران قرار میگیرد.
با وجود رشد پروژههایی مانند استارلینک سهم اینترنت ماهوارهای از کل ترافیک جهانی همچنان بسیار ناچیز است. دلیل اصلی این موضوع ظرفیت فوقالعاده بالاتر کابلهای زیردریایی هزینه کمتر انتقال داده و تاخیر پایینتر آنها است. در حالی که ماهوارهها برای مناطق دورافتاده و شرایط اضطراری اهمیت دارند، اما هنوز نمیتوانند جایگزین شبکه عظیم کابلهای زیردریایی شوند.
با وجود طراحی مقاوم کابلهای زیردریایی مصون از آسیب نیستند. براساس آمار اتحادیه بینالمللی مخابرات هر سال بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ حادثه مرتبط با کابلهای زیردریایی یعنی به طور متوسط سه تا چهار حادثه در هر هفته در جهان ثبت میشود.
حدود ۸۰ درصد این آسیبها ناشی از فعالیتهای انسانی از جمله لنگر کشتیها، عملیات ماهیگیری صنعتی و کشیده شدن تورهای بزرگ صیادی روی بستر دریا است. سایر موارد نیز ناشی از زلزلههای زیردریایی، رانش زمین در کف اقیانوسها، فورانهای آتشفشانی و در سالهای اخیر اقدامات خرابکارانه و تهدیدهای امنیتی بوده است.
نمونهای از اهمیت حیاتی این کابلها در سال ۲۰۲۲ رخ داد. در پی فوران آتشفشانی عظیم در نزدیکی کشور جزیرهای تونگا در اقیانوس آرام تنها کابل ارتباطی این کشور با جهان آسیب دید. در نتیجه اینترنت و ارتباطات تلفنی تونگا برای بیش از یک ماه تقریبا قطع شد. این حادثه نشان داد که بسیاری از کشورهای جزیرهای و مناطق دورافتاده همچنان به یک یا چند کابل محدود وابسته هستند و آسیب به آنها میتواند کل ارتباطات کشور را مختل کند.
کابلهای زیردریایی نیز عمر نامحدود ندارند. میانگین عمر مفید هر کابل حدود ۲۵ سال برآورد میشود. پس از این دوره هزینه تعمیر و نگهداری آنها افزایش مییابد و معمولا با نسلهای جدیدتر جایگزین میشوند.
نمونه مشهور این موضوع کابل TAT-۸ است؛ نخستین کابل فیبر نوری ترانسآتلانتیک جهان که در سال ۱۹۸۸ میان آمریکای شمالی و اروپا راهاندازی شد. این کابل در سال ۲۰۰۲ دچار نقص فنی شد و هزینه تعمیر آن بسیار بالا ارزیابی شد. در نتیجه از مدار خارج شد، اما نزدیک به ۲۴ سال در کف اقیانوس اطلس باقی ماند تا اینکه در سال ۲۰۲۶ جمعآوری شد.
بازیافت این کابل علاوه بر مزایای زیستمحیطی مکان آزادسازی مسیر برای کابلهای جدید و بازیابی فلزات ارزشمندی مانند مس را فراهم کرد.
در دهه گذشته اهمیت ژئوپلیتیکی کابلهای زیردریایی به شدت افزایش یافته است. در سال ۲۰۲۴ آسیب چند کابل در دریای سرخ حدود ۲۵ درصد از ترافیک داده میان اروپا و آسیا را مختل کرد. این حادثه نشان داد که اقتصاد دیجیتال جهان تا چه اندازه به چند مسیر محدود وابسته است.
در سالهای اخیر دولتها و شرکتهای فناوری میلیاردها دلار برای حفاظت از این زیرساختها سرمایهگذاری کردهاند. نگرانیها درباره جاسوسی، خرابکاری، حملات سایبری و تنشهای ژئوپلیتیکی باعث شده امنیت کابلهای زیردریایی به یکی از اولویتهای راهبردی قدرتهای بزرگ تبدیل شود.

ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در یکی از حساسترین نقاط ارتباطی جهان قرار گرفته است. خلیج فارس و تنگه هرمز نه تنها شاهراه انتقال انرژی جهان محسوب میشوند بلکه یکی از مهمترین گذرگاههای ارتباطات دیجیتال بین آسیا، اروپا و کشورهای عربی نیز هستند.
چندین کابل مهم بینالمللی از آبهای پیرامون ایران عبور میکنند یا در سواحل جنوبی کشور دارای ایستگاههای فرود هستند. ایران دارای چندین نقطه فرود کابل زیردریایی در سواحل خلیج فارس و دریای عمان از جمله بندرعباس، چابهار، جاسک، خارک و گناوه است.
همچنین پروژههای ارتباطی زمینی مانند مسیر Europe-Persia Express Gateway (EPEG) و شبکههای ترانزیت فیبر نوری منطقهای میتوانند ایران را به یک کریدور مهم انتقال داده میان اروپا و آسیا تبدیل کنند.
کارشناسان معتقدند موقعیت جغرافیایی ایران این ظرفیت را دارد که کشور را به یکی از مراکز مهم ترانزیت داده در منطقه تبدیل کند؛ نقشی مشابه آنچه ترکیه، امارات یا سنگاپور در برخی مسیرهای ارتباطی ایفا میکنند. با این حال بهرهبرداری کامل از این ظرفیت نیازمند توسعه زیرساختهای داخلی، افزایش مراکز داده، جذب سرمایهگذاری بینالمللی و تقویت نقش ایران در پروژههای بزرگ ارتباطی جهانی است.
در سالهای اخیر اهمیت تنگه هرمز در معادلات ارتباطی نیز بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ زیرا تعدادی از کابلهای مهم ارتباطی خلیج فارس از این منطقه عبور میکنند و هرگونه اختلال در این مسیر میتواند بر ارتباطات دیجیتال منطقه تاثیرگذار باشد. نکتهای که در جنگ تحمیلی اخیر آمریکا بر علیه ایران دوباره بر سر زبانها افتاد و بازخوردهای داخلی و جهانی را به همراه داشت.
با رشد هوش مصنوعی، رایانش ابری، اینترنت اشیا و خدمات ویدیویی نیاز جهانی به انتقال داده با سرعتی بیسابقه در حال افزایش است.
اتحادیه بینالمللی مخابرات اعلام کرده ظرفیت کابلهای فیبر نوری زیردریایی طی چهار دهه گذشته به طور متوسط سالانه حدود ۴۰ درصد رشد کرده است. در نتیجه نسل جدیدی از کابلهای فوقپرظرفیت در حال طراحی و اجرا هستند که میتوانند دهها برابر بیشتر از نسلهای فعلی داده جابهجا کنند.

کابلهای زیردریایی تنها ابزار انتقال داده نیستند؛ آنها به یکی از مهمترین زیرساختهای راهبردی قرن بیستویکم تبدیل شدهاند. در شرایطی که اقتصاد جهانی با سرعتی بیسابقه به سمت دیجیتالی شدن حرکت میکند و فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، رایانش ابری، اینترنت اشیا و خدمات مبتنی بر داده به بخش جداییناپذیر زندگی و کسبوکارها تبدیل شدهاند امنیت و پایداری این شبکه پنهان بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.
آنچه در نگاه نخست جلب توجه میکند شکاف میان میزان وابستگی جهان به کابلهای زیردریایی و میزان آگاهی عمومی درباره آنهاست. در حالی که نزدیک به ۹۹ درصد ترافیک بینالمللی اینترنت از این مسیرها عبور میکند، آسیب دیدن تنها چند کابل میتواند ارتباطات میلیونها نفر، فعالیت مراکز داده، تراکنشهای مالی و حتی عملکرد دولتها و صنایع را تحت تاثیر قرار دهد. تجربه قطعی ارتباطات در کشورهایی مانند تونگا و همچنین اختلالهای اخیر در مسیرهای دریای سرخ نشان داد که اقتصاد دیجیتال جهانی تا چه اندازه به تعداد محدودی از گذرگاههای فیزیکی وابسته است.
رقابت بر سر کابلهای زیردریایی دیگر صرفا یک موضوع فنی یا مخابراتی نیست؛ بلکه به بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. امروزه کشورها و شرکتهای فناوری نه تنها برای افزایش ظرفیت انتقال داده، بلکه برای کنترل مسیرهای ارتباطی، حفاظت از زیرساختهای حیاتی و کاهش وابستگی به مسیرهای رقیب سرمایهگذاریهای میلیارد دلاری انجام میدهند. از این منظر کابلهای زیردریایی را میتوان معادل دیجیتالی خطوط انتقال انرژی و شاهراههای تجاری در جهان مدرن دانست.
از سوی دیگر گسترش هوش مصنوعی و رشد انفجاری مصرف داده در سالهای آینده فشار بیسابقهای بر شبکههای ارتباطی جهان وارد خواهد کرد. مراکز داده هوش مصنوعی، مدلهای زبانی بزرگ و سرویسهای ابری نسل جدید به پهنای باندی نیاز دارند که بدون توسعه مستمر شبکه کابلهای زیردریایی قابل تامین نخواهد بود. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان اقتصاد دیجیتال معتقدند رقابت آینده کشورها تنها بر سر تولید تراشه یا توسعه هوش مصنوعی نخواهد بود بلکه بر سر مالکیت و کنترل زیرساختهای انتقال داده نیز شکل خواهد گرفت.
شاید مهمترین پرسش این باشد که ایران در معادله جدید قدرت داده چه جایگاهی میتواند داشته باشد؟ اگر در قرن بیستم موقعیت جغرافیایی کشورها در مسیرهای انرژی به یک مزیت راهبردی تبدیل شد در قرن بیستویکم قرار گرفتن در مسیرهای انتقال داده میتواند به همان اندازه ارزشآفرین باشد. ایران به واسطه موقعیت جغرافیایی خود در اتصال شرق و غرب و همجواری با خلیج فارس، دریای عمان، آسیای مرکزی و قفقاز از ظرفیت بالقوهای برای تبدیل شدن به یکی از هابهای منطقهای تبادل داده برخوردار است.
با این حال بهرهبرداری از این فرصت نیازمند نگاهی فراتر از توسعه صرف زیرساختهای ارتباطی است. توسعه مراکز داده در مقیاس بینالمللی، مشارکت در پروژههای منطقهای کابلهای فیبر نوری، افزایش تابآوری شبکههای ارتباطی، جذب سرمایهگذاری در اقتصاد دیجیتال و تبدیل کشور به مسیر امن و مقرونبهصرفه ترانزیت داده از جمله اقداماتی است که میتواند سهم ایران را از اقتصاد رو به رشد داده افزایش دهد.
واقعیت این است که در جهان امروز داده به اندازه نفت، گاز و سایر منابع راهبردی اهمیت پیدا کرده است. همانطور که کشورها برای حضور در مسیرهای انتقال انرژی رقابت میکنند رقابت تازهای نیز برای حضور در مسیرهای انتقال داده در جریان است. از این رو شاید زمان آن رسیده باشد که سیاستگذاران و فعالان حوزه فناوری در ایران این پرسش را جدیتر مطرح کنند که چگونه میتوان از موقعیت جغرافیایی و ظرفیتهای ارتباطی کشور برای کسب سهم بیشتر از اقتصاد جهانی داده بهره برد.
در نهایت کابلهای زیردریایی تنها رشتههایی از فیبر نوری در اعماق اقیانوسها نیستند؛ آنها زیرساخت قدرت در عصر دیجیتال هستند. کشورهایی که بتوانند در زنجیره انتقال، ذخیرهسازی و مدیریت داده نقش پررنگتری ایفا کنند نه تنها از منافع اقتصادی بیشتری برخوردار خواهند شد بلکه در شکلدهی به آینده فناوری و اقتصاد جهانی نیز سهم موثرتری خواهند داشت؛ فرصتی که برای ایران نیز میتواند به یک مزیت راهبردی بلندمدت تبدیل شود اگر از امروز برای آن برنامهریزی شود.
منبع : خبرگزاری برنا

















































