
به گزارش خبرگزاری برنا از ایلام؛ پیکر مطهر شهید "حبیب زراموشی"، در میان حزن و اندوهی وصف ناپذیر و با حضور پرشور مردمان قدرشناس استان ایلام تشییع شد. مردمی که از روستای کلکل آسمانآباد تا مرکز استان، آمده بودند تا با چشمانی اشکبار، با یار دیرین خود وداع کنند. آنها نه تنها یک مأمور نیروی انتظامی، بلکه حامی و پناه همیشگی خود را از دست داده بودند.
شهید زراموشی در روستای سرسبز و کوهستانی کلکل آسمانآباد از توابع شهرستان چرداول دیده به جهان گشود. او از همان دوران کودکی در دل طبیعت بکر زاگرس، مردانگی، صلابت و در عین حال آرامش و صبوری را آموخت. این روحیه، پایههای شخصیتی او را بنا نهاد که بعدها در قامت یک نیروی پلیس، زبانزد خاص و عام شد.
حادثه تلخ یازدهم اسفندماه ۱۴۰۴، برگ سیاه دیگری در تاریخ جنایات بینالمللی رقم زد. در جریان حمله هوایی رژیم غاصب صهیونیستی با چراغ سبز آمریکا به زیرساختها، کلانتری سرابله مورد اصابت قرار گرفت. در این میان، شهید زراموشی که بیمحابا برای تأمین امنیت مردم در محل خدمت خود ایستاده بود، آسمانی شد. مظلومیت او در این تهاجم نابرابر، بار دیگر چهره واقعی مدعیان حقوق بشر را نمایان ساخت.
در وصف شهید زراموشی، مردم و همکارانش تنها از دو واژه استفاده میکنند؛ بینهایت خوشاخلاق و صبور. در دنیای پرتلاطم مأموریتهای پلیسی، او به مثابه کوهی آرام بود که هرگز اجازه نداد خستگی و سختی کار، لبخند را از لبانش دور کند. این اخلاق حسنه، کارت ویزیت همیشگی او در مواجهه با شهروندان بود.
این شهید والامقام به مدت ۱۸ سال در نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران خدمت کرد؛ خدمتی که به گفته اطرافیان، حتی یک روز آن نیز با نارضایتی یا کوتاهی همراه نبود. او تلاش برای آرمانهای انقلاب و نظام را در عمل و با گرهگشایی از کار مردم دنبال میکرد و خدمت بیمنت را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود.
ویژگی بارز شهید زراموشی، تبدیل شدنش به پلیس جامعهمحور به معنای واقعی کلمه بود. در طول سالها خدمت در منطقه، او به قدری با مردم عجین شده بود و بعنوان یک مشاور امین، یک میانجیگر عادل و یک تکیهگاه امن برای افراد آسیب دیده به شمار میرفت.
جانفشانی برای خللناپذیری زندگی مردم
در کارنامه درخشان او، خدمات متنوعی در زمینه های مختلف به چشم میخورد. او برای تحقق این هدف، از جان مایه گذاشت و در نهایت نیز درست در همان مسیر، یعنی پاسداری از حریم امنیت مردم، جان شیرین خود را فدا کرد.
همقطارانش میگویند: شهادت لیاقت این مرد بزرگ بود؛ او با رفتارش ثابت کرد که سرباز واقعی ولایت و ملت است. این عاقبت بخیری، حسرتی توأم با غرور را در دل بازماندگان بر جای گذاشت.
شهادت مظلومانه حبیب زراموشی در حمله مستقیم دشمنان قسم خورده ملت ایران ، نمادی از رویارویی جبهه خدمت با تروریسم است. او در خط مقدم خدمت رسانی به مردم بیدفاع ایستاد و خونش، سند مظلومیت ایران و برگ زرینی در دفتر افتخارات نیروی انتظامی استان ایلام شد.
در میان خیل همکاران و خانواده اش، همه او را به نام "مهربان" صدا میزدند؛ لقبی که نه از سر تعارف، بلکه از عمق وجود و رفتارش برخاسته بود. او از ۱۱ اسفندماه سال ۱۳۸۶ وارد نیروی انتظامی جمهوری اسلامی شد و دقیقاً ۱۸ سال بعد، درست در همان روز، در ۱۱ اسفندماه ۱۴۰۴، در کلانتری شهر سرابله مرکز شهرستان چرداول، مظلومانه به دست رژیم صهیونیستی به شهادت رسید. همسر وفادارش با بغضی سرشار از رضایت و افتخار میگوید: من از شهیدم به تمام معنا راضی بودم؛ او مرد زندگی بود، بهترین پدر برای "رامتین و نارین" و بهترین پسر برای مادرش که حتی یک ثانیه از محبت به او دریغ نداشت. این شهید بزرگوار، ادامه دهنده راه امام علی (ع) و امام حسین (ع) بود و هر ماه بیآنکه کسی بویی ببرد، از دارایی اندک خود برای فقرا و یتیمان کنار میگذاشت.
شهید حبیب زراموشی، در واپسین دقایق حیات زمینیاش، تا ساعت ۱۳:۵۰ دقیقه میزبان ارباب رجوع بود و با سعه صدری کمنظیر، میان دو خانواده که دچار نزاع و درگیری شده بودند، صلح و سازش برقرار کرد. سپس برای ادای فریضه نماز ظهر مهیا شد و در حالی که در محراب عبادت، رو به درگاه حق ایستاده بود، هدف جنایت رژیم صهیونیستی قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
عجیب آنکه شهادت این مرد خدا، سه نشان از سه امام همام را با خود همراه داشت؛ همچون مقتدایش حضرت علی (ع) در حین نماز خواندن به شهادت رسید، همانند اباعبدالله الحسین (ع) با زبان روزه و لبی تشنه جان سپرد و به سان قمر بنیهاشم حضرت ابوالفضل العباس (ع)، در حالی که حرز امام جواد (ع) بر بازوی راستش بسته بود، دستانش از پیکر جدا شد. او نه تنها امین مردم و گرهگشای عموم و فامیل بود، بلکه برای فرزندش "رامتین"بهترین رفیق، صمیمی ترین دوست و ارزشمندترین الگوی زندگی بود.
#راوی: همسر شهید

















































