
کیومرث یزدانپناه، استاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرنگار سیاست خارجی برنا درباره لغو محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا اظهار کرد: لغو محاصره دریایی ایران که در پی توافق حاصلشده میان ایران و آمریکا اتفاق افتاده است، در صورتی که موانع جانبی آن نیز برطرف شود؛ از جمله تحریمها، محدودیتهای صادرات نفت ایران و مشکلات مربوط به واردات کالا، در شرایط کنونی امتیازی بسیار بزرگ برای ایران به شمار میآید.
وی افزود: اگر واقعاً چنین اتفاقی بهصورت راهبردی رخ داده باشد، با توجه به پیامدهای بسیار سنگین جنگ در ماههای گذشته، میتوان آن را فرصتی استثنایی برای کشور دانست. این موضوع نشان میدهد که ایران توانسته است با تکیه بر دفاع و مقاومت سرسختانه خود، طرف مقابل را متقاعد کند به برخی از خواستههای اساسی و حیاتی ایران احترام بگذارد.
یزدانپناه ادامه داد: با وجود خسارتهایی که جنگ برای ایران به همراه داشته است، مفاد اولیه این توافق، از جمله لغو محاصره دریایی، میتواند دستاوردی ارزشمند و تاریخی برای ایران محسوب شود.
این استاد دانشگاه تهران با تأکید بر ضرورت نگاه محتاطانه به این توافق تصریح کرد: با توجه به دلایل متعدد و تجربههای گذشته، نمیتوان با خوشبینی مطلق به این موضوع نگریست و باید مفاد توافق، همچنین رخدادهایی را که ممکن است در آینده نزدیک در پی آن روی دهد، با دقت و احتیاط دنبال کرد.
وی خاطرنشان کرد: درک صحیح این مسئله در شرایط کنونی میتواند اهمیت زیادی داشته باشد و به شکلگیری اتفاق نظر در سطح تصمیمگیری سیاسی کشور کمک کند تا ایران مسیرهایی را که در گذشته هزینههای سنگینی برای کشور به همراه داشته است، تکرار نکند و با نگاهی جدید و مبتنی بر منافع ملی، امنیت ملی و آینده کشور تصمیمگیری کند.
یزدانپناه با بیان اینکه تحقق این مسیر نیازمند انسجام در ساختار تصمیمگیری کشور است، گفت: این توافق از جهات مختلف میتواند برای ایران حائز اهمیت باشد؛ زیرا میتواند نشان دهد که هسته مرکزی قدرت در ایران از هم نپاشیده است و در صورت فراهم شدن شرایط، توانایی بازیابی و بازسازی سریع خود را دارد تا کشور بار دیگر گرفتار بحرانهای جدید نشود.
وی با اشاره به پیامدهای اختلال در ناوبری دریایی منطقه اظهار کرد: به نظر میرسد آمریکا و بسیاری از کشورهای منطقه، از جمله کشورهای عربی درگیر این جنگ، به درک مشترکی رسیدهاند که اختلال در سامانه ناوبری دریایی این منطقه چه پیامدها و عوارض گستردهای برای اقتصاد، تجارت و حتی زندگی روزمره مردم منطقه میتواند به همراه داشته باشد.
وی افزود: این جنگ هشداری جدی برای نظام امنیتی منطقه و سازوکارهای سیاسی حاکم بر آن بود. اختلال در تنگه هرمز که طی ماههای گذشته رخ داد و محدودیتهای متعدد تجاری، اقتصادی و انرژی که ایجاد شد، بهخوبی نشان داد کشورها در شرایط بحرانی تا چه اندازه میتوانند از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای مدیریت بحران، اعمال فشار و پیشبرد اهدافشان استفاده کنند. ایران نیز با بستن تنگه هرمز توانست برگ برنده را در اختیار بگیرد و بخش قابل توجهی از خواستههای خود را به طرف مقابل و رقبایش تحمیل کند.
یزدانپناه ادامه داد: آنچه مسلم است، این تجربه برای جامعه جهانی تجربهای بسیار تلخ بود؛ چراکه منطقه خلیج فارس یکی از راهبردیترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان به شمار میرود و هرگونه اختلال در آن میتواند به معنای ایجاد اخلال در بخش مهمی از نظام بینالملل باشد.
وی با اشاره به خسارتهای اقتصادی ناشی از جنگ و محدودیتهای دریایی گفت: با توجه به میلیاردها دلار خسارت اقتصادی، تجاری و بازرگانی که در نتیجه جنگ، مسدود شدن تنگه هرمز و سپس محاصره دریایی متوجه کشورهای منطقه و همچنین بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان، بهویژه قدرتهای نوظهور اقتصادی شرق آسیا شد، در نهایت تصمیمگیران اصلی درگیر این بحران به این نتیجه رسیدند که راه عبور از آن جنگ نیست، بلکه نیازمند تدبیر، تبدیل تهدیدها به فرصت و شکلدهی به همکاریهای لازم است.
این کارشناس مسائل ژئوپلیتیک خاطرنشان کرد: البته تحقق چنین مسیری مستلزم تغییر رویکردهای اساسی است. به نظر میرسد این جنگ و پیامدهای آن، بهویژه محاصره دریایی علیه ایران و مسدود شدن تنگه هرمز، زمینهها و مقدمات یک تغییر اساسی در سطح منطقهای، روابط ایران با همسایگان عرب و همچنین مناسبات بینالمللی را فراهم کرده است.
وی تأکید کرد: تأکید میکنم اگر این توافق بر مبنای اعتماد متقابل شکل بگیرد و به یک سند بینالمللی تبدیل شود، چهبسا برای نخستین بار در دو قرن اخیر شاهد شکلگیری ترتیبات امنیتی و ژئوپلیتیکی متفاوتی نسبت به گذشته در این حوزه راهبردی در آسیا و جهان باشیم.
این کارشناس مسائل خاورمیانه با اشاره به موضوع آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران اظهار کرد: موضوع آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران، بهویژه منابع مالی قابل توجهی که در خارج از کشور مسدود شده است، مسئله سادهای نیست و به نظر من یکی از پیچیدهترین موضوعاتی است که حتی میتواند در آینده این توافق را با چالش مواجه کند.
وی افزود: بحث داراییهای بلوکهشده ایران و همچنین تحریمهایی که مانع شکلگیری روابط اقتصادی عادی، روان و بدون مانع ایران با جهان پیرامون میشود، از مهمترین محورهای این توافق خواهد بود. شاید بتوان گفت گره اصلی مذاکرات به همین موضوع بازمیگردد و تا زمانی که آمریکا در این زمینه به تصمیمی قطعی نرسد، سایر کشورها نقش تعیینکنندهای نخواهند داشت.
این استاد دانشگاه تهران با اشاره به رویکرد کشورهای عربی منطقه گفت: کشورهای عربی منطقه در شرایط کنونی بسیار علاقهمند هستند که هرچه سریعتر موانع موجود برطرف شود و زمینه همکاریهای مسالمتآمیز با ایران فراهم آید؛ چراکه میزان نگرانی و فشاری که این کشورها از جنگ تجربه کردهاند و همچنان آن را تهدیدی بر فراز خود میبینند، حتی بیش از تجربهای است که جامعه ایران از این شرایط داشته است.
یزدانپناه ادامه داد: طبیعی است که کشورهای عربی به دنبال استمرار تنش نباشند و تمایلی نداشته باشند این توافق صرفاً بخشی از یک بازی سیاسی باشد؛ بلکه ترجیح میدهند این توافق پایان یک دوره تنش و آغاز تحولی اساسی در مناسبات منطقهای باشد. با این حال، در موضوع آزادسازی داراییهای ایران، بهویژه منابع نقدی، حتی اگر کشورهای عربی بخواهند اقدامی انجام دهند، بدون همراهی و موافقت آمریکا دامنه تصمیمات آنان بسیار محدود خواهد بود و عملاً نمیتواند مشکل اساسی ایران را حل کند.
این کارشناس مسائل ژئوپلیتیک تأکید کرد: مسئله داراییهای بلوکهشده ایران باید بهصورت بنیادین و برای همیشه حلوفصل شود. لازم است در چنین توافقی بندی گنجانده شود که کشورهای عربی در هیچ شرایط و در هیچ زمانی اجازه مسدود کردن داراییهای ایران، چه از منظر حقوقی و چه در ارتباط با سرمایههای واقعی شهروندان ایرانی، را نداشته باشند. این موضوع باید مورد توجه جدی سیاستگذاران دستگاه سیاست خارجی کشور و دیپلماتها، بهویژه وزیر امور خارجه، قرار گیرد و یکی از بندهای مهم هر توافقی باشد تا از تکرار چنین شرایطی در آینده جلوگیری شود.
منبع : خبرگزاری برنا

















































