تنگه هرمز؛ انگاره بازدارندگی ساختاری و دیپلماسی نوین در پارادایم قدرت ایران
تنگه هرمز دیگر صرفاً یک گذرگاه جغرافیایی نیست؛ ایران در قرن بیستویکم این گلوگاه حیاتی را به ابزاری چندلایه از «قدرت، امنیت و دیپلماسی» تبدیل کرده است؛ جایی که سرنوشت امنیت ملی تهران با ثبات اقتصاد جهانی درهم تنیده و هر تنش در آن، میتواند معادلات انرژی و سیاست در جهان را دگرگون کند. در ادبیات کلاسیک ژئوپلیتیک، جغرافیا همواره به عنوان عنصری ثابت در نظر گرفته میشد اما در قرن بیست و یکم، جمهوری اسلامی ایران با برداشتی نوین از «فضای حیاتی»، تنگه هرمز را از یک معبر طبیعی به یک «سازه دیپلماتیکی-امنیتی» …