اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

تفاوت‏‏‌ها و شباهت‏‏‌های تیم و گروه
  بخش دوم اطلاع از اینکه چه انتظاری باید از یک گروه یا تیم داشته ‌‌‌باشید، باعث می‌شود عملکردی کارآمد داشته باشید . در عصر فناوری و فضای رقابتی شدید، مفهوم گروه و تیم رایج شده است. هر سازمانی در تلاش است تا با گرد هم آوردن افراد در قالب یک گروه یا تیم، اهداف خود را محقق سازد. گروه و تیم اصطلاحاتی هستند که به‌‌‌طور معمول توسط مردم به عنوان مترادف استفاده می‌‌‌شوند. با این حال، در واقعیت، ویژگی‌‌‌های متمایزی بین این دو کلمه وجود دارد که اگر به درستی شناخته شده و مورد استفاده قرار گیرد، می‌‌‌تواند نتایج مفیدی داشته باشد. تعریف گروه : گروه مجموعه‌‌‌ای از افراد است که هدف اصلی آنها همکاری برای انجام یک وظیفه مشترک است. اعضای گروه دارای یک هویت فردی هستند، یعنی هر یک از اعضا در قبال کار خود بدون هیچ‌گونه مسوولیت جمعی یا وابستگی به دیگران، مسوولیت دارد. تعریف تیم: تیم، گروهی از افراد است که برای رسیدن به یک هدف مشترک به صورت سازمان یافته گرد هم می‌‌‌آیند. اعضای تیم معمولا دارای مجموعه مهارت‌‌‌های خاصی هستند که آنها را قادر می‌‌‌سازد تا برای رسیدن به یک هدف مشترک با دیگران، در تیم شریک شوند. تفاوت‌‌‌های اصلی بین گروه و تیم: مجموعه تفاوت‌های اساسی بین گروه و تیم وجود دارد که عمده آن به شرح زیر است: ۱-گروه مجموعه‌‌‌ای از افراد است که برای انجام یک کار مشترک گرد هم می‌‌‌آیند. تیم مجموعه‌‌‌ای از افراد است که برای تحقق یک هدف مشترک گرد هم می‌‌‌آیند. ۲-گروه با بحث در مورد وظایف و محول کردن آنها، فرآیند انجام وظایف را دنبال می‌‌‌کند. تیم یک فرآیند را برای انجام وظایف، با تلاش جمعی دنبال می‌‌‌کند تا دستاورد همه اعضای تیم باشد. ۳-تمرکز گروه بر دستیابی به اهداف هر فرد است و از این رو اعضا به اعضای دیگر وابسته نیستند. تمرکز تیم بر دستیابی به اهداف تیم است، بنابراین اعضا به یکدیگر وابسته هستند. ۴- دستاوردهای کاری گروه عموما فردی هستند. تیم محصولات کاری را ارائه می‌‌‌دهد که تلاش‌‌‌های کل تیم را به تصویر می‌‌‌کشد. ۵- اعضای گروه بیشتر به کارهای خود علاقه‌مند هستند و از این رو ممکن است از کار اعضای دیگر اطلاع نداشته باشند یا در آنها سهیم نباشند. اعضای تیم از وظایف سایر اعضا آگاه هستند که باعث افزایش مشارکت و نتایج با کیفیت بالا می‌‌‌شود. ۶- درگیری‌‌‌های گروهی به دلیل بزرگی گروه و نبود اعتماد، بیشتراست و حل کردن آنها سخت‌‌‌تر. اختلافات تیمی به دلیل اندازه کوچک، تحمل بیشتر، اعتماد زیاد، پیوند داخلی و همکاری، کمتر است.  شباهت‌‌‌های تیم و گروه   دو یا بیشتر از دو نفر عضو دارند.   اعضا با هم تعامل دارند.   اعضا با هم رابطه رو در رو دارند.    بر دستیابی به هدف تمرکز می‌‌‌کنند.   راهبر دارند.   اطلاعات و منابع را به اشتراک می‌‌‌گذارند. تبدیل یک گروه به تیم: هنگام تلاش برای تبدیل یک گروه به تیم، چالش‌هایی به وجود خواهد آمد؛ ازجمله عدم همکاری اعضا و ایجاد دسته‌‌‌های حسود که می‌‌‌توانند برای پیشرفت کل شرکت مشکل ساز باشد. به گفته ایوان دیمیتروف ، مدیر بازاریابی آنلاین در لوکال فیم،  آژانس وی سعی کرد با انتخاب یک راهبر از اعضای موجود، گروه کاری آنها را به یک تیم تبدیل کند اما اوضاع به خوبی پیش نرفت. «در گروهی که بیش از حد در حال بزرگ شدن است و یک فرد وجود دارد که اغلب امور را انجام می‌‌‌دهد، فکر می‌‌‌کنید ارتقای آن شخص، امری بدیهی است. با این حال، تبدیل یک گروه به تیم کاری دشوار است. وقتی شخصی در گروه تبدیل به راهبر تیم می‌‌‌شود ، افراد با دید دیگری به آن نگاه می‌‌‌کنند. در آن لحظه، راهبر جدید تیم باید قدرت خود را ثابت کند و در برقراری ارتباطات تعادل، ایجاد کند. در غیر این صورت، افراد از «رئیس جدید» متنفر خواهند شد. از آنجا که همه از رهبر تیمی تازه منصوب شده متنفر می‌‌‌شوند، مدیران عالی تصمیم می‌‌‌گیرند از او حمایت کنند. از آنجا که رئیس جدید با سخت‌کوشی در گذشته، خود را ثابت کرده است، من شروع به حمایت از تصمیمات وی کردم؛ البته به شرطی که آنها عادلانه باشند. وقتی ما در تیم حضور داشتیم و او به وضوح اشتباه می‌‌‌کرد، من سعی کردم او را در مسیر درست، اما به صورت بسیار ملایم راهنمایی کنم. این به همه نشان داد که او از پشتیبانی مدیریت عالی برخوردار است و افراد باید به او و تصمیمات او احترام بگذارند. حمایت مدیریت عالی باعث افزایش اعتماد به نفس رهبر تازه منصوب شد. در نتیجه، او تصمیمات بهتری گرفت و نتایج بهتری با تیم به دست آورد. با این حال، مدیر قبلی همیشه «کسی که قبلا یکی از ما بود» باقی خواهد ماند. افراد برای سازگاری به زمان نیاز دارند و حتی تا به امروز برخی از آنها در آن شرایط راحت نیستند. همکاران بزرگ‌تر از او یا با تجربه بیشتر حساسیت ویژه‌‌‌ای داشتند زیرا فکر می‌‌‌کردند لیاقت بیشتری دارند. از طرف دیگر، امروز نتایج تیم او عالی است، ۹۰ درصد افراد او را دوست دارند، به او اعتماد دارند و آماده پیروی از او هستند. در آخر، این تنها چیزی است که مهم است. کمک گرفتن از افراد داخل تیم به شما کمک می‌‌‌کند تا ارتقای تیم را با تلاش بسیار کمتری نسبت به تلاش برای بالا کشیدن خود، انجام دهید. ممکن است مدتی طول بکشد، ممکن است مقداری مقاومت شود، اما با راهبری صحیح و نگرش مناسب، یک گروه ناکارآمد می‌‌‌تواند کارآمد شود و یک گروه کارآمد می‌‌‌تواند به یک تیم خوب تبدیل شود.» نتیجه: در یک سازمان، اصطلاحات گروه و تیم ممکن است به جای یکدیگر به ویژه در موارد اجرای پروژه مورد استفاده قرار گیرند و حتی ممکن است بسیاری از افراد از تفاوت‌‌‌های واقعی آنها بی‌اطلاع باشند. همچنین، کاملا ممکن است تیم‌‌‌ها به چند گروه تقسیم شوند یا بالعکس. تفاوت بین گروه و تیم اگرچه ظریف است اما ممکن است در هدایت شرکت اهمیت چندانی داشته باشد. هدف مدیریت در هنگام تشکیل یک گروه یا تیم، ترکیب همکاری افراد، ارتقا عملکرد مشارکتی و تولید کارآیی برای تحقق اهداف نهادی به بهترین شکل ممکن است.