اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

به عنوان مثال در صورتی که اتفاقات مثبت در بعد سیاست خارجه منجر به کاهش نرخ دلار (رسیدن به ارقامی کمتر از نرخ دلار نیمایی فعلی) شود طبیعتا در چنین حالتی اغلب صنایع بورسی که بیش از ۶۰‌درصد بازار را شامل می‌‌‌شوند به صورت مستقیم تحت‌‌‌تاثیر چنین رویدادی قرار می‌‌‌گیرند و اثر منفی درآمدی نیز می‌تواند دیگر پیامد این مهم محسوب شود. بنابراین واکنش منفی بازار به اتفاقات مثبت سیاسی کاملا طبیعی ارزیابی می‌شود. به اعتقاد بنده اکنون بازار سهام در یک فضای بلاتکلیفی و عدم‌قطعیت قرار گرفته است چرا‌‌‌که برآیند رویداد‌‌‌‌‌‌‌‌‌های سیاسی و اقتصادی در حال وقوع که منجر به چه نرخی از تورم و نرخ برابری ارز در سال آتی خواهد شد نیز برای سرمایه‌گذاران در ابهام قرار دارد. اگر بازار از شرایط عدم‌اطمینان فعلی خارج و به یک اطمینان نسبی در خصوص آینده دلار برسد به نظر می‌رسد تکلیف معامله‌‌‌گران روشن شده و بازار روندی مشخص به خود خواهد گرفت. فرض کنید بازار با یک قطعیت مناسب به این نتیجه برسد که گشایش‌‌‌های سیاسی رخ می‌دهد و نرخ ارز هم در مقابل کاهشی خواهد بود. طبیعتا فضای معاملات در کوتاه‌‌‌مدت به سمت صنایعی که از چنین موضوعی متنفع می‌‌‌شوند (صنایع تحریمی و گروه‌‌‌های مصرف‌کننده ارز) مانند خودرو و بانک تغییر مسیر خواهد داد و به کانون توجه بازار مبدل می‌‌‌شوند. در صورتی که اتفاق دیگری رخ دهد و بازار نتیجه‌‌‌گیری کند که در کوتاه‌مدت اتفاق خاصی روی نخواهد داد و ممکن است نرخ ارز به طور مجدد به مسیر صعودی بازگردد، طبیعتا بازار در گروه‌‌‌هایی مانند فلزات، ‌‌‌پتروشیمی و پالایشگاهی مورد اقبال قرار می‌گیرد. با توجه به اینکه تا این لحظه مشخص نیست روند مذاکرات به چه صورتی خواهد بود اما برآورد می‌شود که در مسیر کاهش تنش‌‌‌ها (مذاکرات اتمی و منطقه‌‌‌ای) قرار گرفته‌‌‌ایم. در صورتی که گشایش‌های سیاسی نیز به وقوع بپیوندد این موضوع نمی‌تواند باعث کاهش شدید نرخ اسکناس آمریکایی شود. با توجه به وضعیت نرخ نیمایی بعید به نظر می‌رسد که در کوتاه‌مدت نرخ دلار در مسیر نزول قرار بگیرد. بنابراین برآورد می‌شود که بازار به طور آهسته در حال جدایی از فاز عدم‌اطمینان و ریسک بوده و گروه‌‌‌‌‌‌ها از معاملات یک‌‌‌دست منفی چند وقت اخیر فاصله بگیرند. زمانی که روند اصلی بازار سهام صعودی نیست طبیعتا در کوتاه‌مدت نوسان‌گیری از قیمت سهام شرکت‌ها برای معامله‌‌‌گران هم محتمل نخواهد بود. در این حالت باید استراتژی بورس‌‌‌بازان به سمت شرکت‌هایی باشد که از سود‌‌‌سازی مطلوب و سود تقسیمی مناسبی برخوردار هستند. از انتهای اردیبهشت تا تیر‌‌‌ماه سال ۱۴۰۱ مجامع شرکت‌ها پیش‌‌‌روی بازار است، اغلب سهم‌‌‌‌‌‌ها با توجه به کاهش قیمتی که روی داده است یقینا سود تقسیمی مناسبی دارند. به اعتقاد بنده بهترین استراتژی فعلی معامله‌‌‌گران پیدا کردن صنایع کم‌‌‌ریسک با P/ E پایین است که اتفاقا از سود تقسیمی مناسبی برخوردارند. در این حالت ارزش دارایی سرمایه‌گذاران نیز حفظ می‌شود.