فروش و تعمیرات دستگاه لیزرفروش پلی آمیدتسمه حمل بارمبلمان اداری

ناامیدی از غرب، عامل خیزش ایران به شرق است
دیپلماسی ایرانی: در تاریخ 9 دی 1398 مطلبی با عنوان «برای ایران راهی جز دوستی با روسیه و چین نیست» نوشتم و در سایت دیپلماسی ایرانی منتشر شد. در آنجا نوشتم چون اروپا و ایالات متحده خود نسبت به تعهداتی که به ایران دادند، بدعهدی کردند و زیر تعهدات خود زدند برای ایران چاره ای نمی ماند جز این که به روسیه و چین رو بیاورد. از همین زاویه از سند همکاری 25 ساله ایران و چین و همچنین سند همکاری در حال رایزنی ایران و روسیه حمایت می کنم. در حالی که ایران به دلیل تحریم های سرسختانه یکجانبه غرب و در راس آنها ایالات متحده از بسیاری از امکانات روز جهانی محروم شده و برای تامین نیازهایش در بخش های زیربنایی و اقتصادی به کمک و سرمایه گذاری خارجی نیازمند است و در حالی که برای پیشرفت های فنی و اقتصادی به تکنولوژی روز دنیا نیاز دارد، طبیعی است به سراغ کشور یا کشورهایی برود که نیازهای مورد نیازش را تامین کنند. و چه بهتر برای ایران که آن کشورها بدون پیش شرط های سیاسی و ایدئولوژیک و بدون این که از تهران بخواهند در بسیاری از سیاست ها و اعتقاداتش تجدید نظر کند، این امکانات را در اختیارش بگذارند.  در حال حاضر شکی نیست که بعد از ایالات متحده، چین پیشرو در اقتصاد و تکنولوژی مدرن جهانی است. در بعد سیاسی و امنیتی نیز نمی توان شک کرد که روسیه یکی از سه کشور مهم دنیا در عرصه پسا تک قطبی است. در این صورت بدیهی است که ایران برای رفع این نیازهای خود در حالی که غرب اعم از امریکا و اروپا درها را به رویش بسته اند، رو به روسیه و چین کند. روسیه ای که با آن هم مرز است و در حوزه همسایگانش محسوب می شود و چینی که در میانه طرح "یک کمربند یک جاده" واقع شده و می تواند به حوزه نفوذ اقتصادی – سیاسی آن تبدیل شود. یکی از مقام های مسئول به دیپلماسی ایرانی گفت که ایران بیش از 20 سال مذاکرات سخت و طولانی با طرف های اروپایی کرد تا بلکه آنها قانع شوند با ایران سند همکاری های طولانی مدت تجاری امضا کنند اما امضا نکردند و به بهانه های مختلف این مذاکرات تا به این لحظه به نتیجه نرسیده است. اگر ایران از اروپا و امریکا ناامید می شود و رو به شرق می کند، ماحصل رفتار خود آنهاست. در حالی که غرب همواره تاکید می کرده به دنبال تعامل سازنده با ایران بوده تا در سایه آن تهران را وادار به تغییر رفتار کند اما شاهدیم حتی یک دهم از امکاناتی که در اختیار کشوری مثل ترکیه گذاشته را به ایران نداده است. حجم سرمایه گذاری های اروپا و امریکا، به ویژه اروپا، در ترکیه به هیچ وجه قابل مقایسه با حجم سرمایه گذاری هایشان در ایران نیست. در حالی که شرکت های بزرگ اروپایی حاضر به همکاری های همه جانبه در عرصه های خودروسازی، پوشاک، دارو، صنایع سنگین و سبک و غیره با ترکیه هستند هیچ کدام از آن سطح همکاری ها را با ایران نداشته اند. مقایسه وضعیت همکاری اروپایی ها در صنعت خودرو با ایران و ترکیه شاهد خوبی برای این ادعاست. البته که این بدان معنا نیست که اشتباهات خود را نادیده بگیریم و همه اشکالات را به گردن غرب بیندازیم، اما این هم روشن است که نه غرب هیچگاه در طول این چهل سال حاضر به پذیرفتن جمهوری اسلامی ایران به ما هو، شده و نه ایران توانسته به اروپا و غرب اعتماد کند.  بعد از جنگ ما شاهد چهار دوره دولتداری در ایران بودیم، یکی دوران سازندگی به ریاست جمهوری علی اکبر هاشمی رفسنجانی، دومی در دوره اصلاحات به ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، سومی در دوره دولت مهرورز به ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد و اکنون هم دولت امید به ریاست حسن روحانی؛ در هر چهار دوره غرب هیچ گاه به گونه ای رفتار نکرد که اعتماد ایران جلب شود یا مذاکراتش با ایران به یک توافق طولانی مدت امیدوارکننده برسد. سرانجام رابطه ایران با غرب در هر چهار دوره این ادعا را به خوبی ثابت می کند.  اگر امروز می بینیم که دولت حسن روحانی با حمایت حاکمیت از غرب رو گردانده و به سمت شرق خیز برداشته، قبل از هر چیز تقصیر آن به گردن غربی است که همواره تلاش کرده اراده خود را بر ایران تحمیل کند و هیچ گاه از در همکاری طولانی مدت، پایدار و عمیق با تهران بر نیامده است. تازه ترین مورد آن خروج امریکا از برجامی است که جوهر امضای آن بیش از همه از سوی کشورهای امریکایی و اروپایی پررنگ است. بعد از آن شاهد اعمال تحریم های سخت امریکا علیه ایران و هم گام شدن اروپا با امریکا در عمل بوده ایم که سخت ترین دوره اقتصادی ایران را رقم زده است. این که اروپا می گوید که اعتراف می کند در برابر امریکا ضعیف است و مجبور به تمکین به خواسته های آن علی رغم میل باطنی اش است، تعارفی بیش نیست، چرا که مثل روز روشن است اروپا در نهایت همان چیزی را می خواهد که اکنون امریکا با صدای بلندِ گوش خراش از ایران می خواهد. تفاوت تنها در لحن بیان خواسته هاست، در عین حالی که اروپایی ها در پیگیری علنی و غیرعلنی خواسته خود منافع یکجانبه اقتصادی خود را نیز دنبال کرده اند. واقعیت این است که هم اروپا و هم امریکا در درون اتاق های مشورتی خود به یکدیگر دلگرمی داده اند که با همین شیوه فعلی سرانجام ایران به زانو در می آید و خواسته های آنها را برآورده می کند. بنابراین طبیعی است که بعد از این همه سال و بعد از این همه گفت وگو و چانه زنی، ایران از غرب ناامید شود و برای جبران خسارت ها، برگرداندن بخشی از آنچه از دست داده و رسیدن به ثبات و قدرتی که تمنای آن را می کند، رو به چین و روسیه کند. البته که شکی نیست این اقدام یک طرفه نیست و هر دادنی ستاندنی هم دارد. و صد البته می تواند هجمه ای جدید و سنگین علیه مشارکت ایران با روسیه و چین را برانگیزد و بسیاری را هم بترساند؛ از جمله کشورهای عربی متحد غرب در منطقه را که نیک می دانند که سند همکاری ایران و چین و ایران و روسیه به معنای تغییر جئوپلتیک منطقه خواهد بود و می تواند بسیاری از معادلات جاری منطقه ای را تغییر دهد و صفحه بازی تازه ای را روی میز بگذارد که شاید در گذشته نبوده است.