دستگاه سی ان سیدستگاه تسمه کشفرچه غلطکیچاپ انواع کارت پی وی سی PVC با …

ترکیه در اوکراین به دنبال چیست؟
نویسنده: علی مفتح، دانش آموخته رشته مطالعات اروپایی دانشگاه لوون بلژیک  دیپلماسی ایرانی: مدتی است که ترکیه در حال افزایش همکاری های خود با اوکراین است. با توجه به شرایط حساس کنونی اوکراین و تقابل قدرت های جهانی در صحنه اتفاقات این کشور، باید این پرسش را مطرح کرد که آنکارا چه اهدافی را در نزدیکی با کیف دنبال می کند؟ توسعه همکاری ها با این کشور شرق اروپایی با انگیزه های نظامی، سیاسی و اقتصادی مهمی برای ترکیه همراه است که در ادامه به بررسی آن ها خواهیم پرداخت. فروش سلاح تجربه سوریه برای روسیه از نظر ویترین سلاح و تجهیزات جنگی تجربه موفقی بوده است. کشورها سلاح و تجهیزات نظامی را وقتی که امتحانشان در میدان رزم پس داده باشند را با اطمینان بیش تری خریداری می کنند. چندی است که ترکیه زمین لیبی، قره باغ و سوریه را، هم به عنوان آزمایشگاه و هم به عنوان ویترین پهپادهای خود انتخاب کرده است. جالب آن که در همه این زمین ها روسیه در طرف دیگر ماجرا بوده است. اخیرا، وزیر دفاع انگلیس در سخنان خود بر لزوم یادگیری از تجربه ترک ها در استفاده از قدرت پهپادی شان برای عملیات شناسایی، جاسوسی، تجسس و عملیات نظامی تاکید کرده است. همچنین گفته می شود که ایالات متحده شروع به استفاده از تجربه ترکیه برای آموزش سربازان خود نه تنها در زمینه جنگ پهپادی که در رابطه با مقابله نظامی در برابر روسیه هم کرده است. بعد از آن که پهپادهای بایراکتار سیستم های دفاعی پانتسیر ساخت روسیه را که توسط امارات متحده عربی برای خلیفه حفتر در لیبی فرستاده شده بودند را نابود کردند، روسیه مجبور به فرستادن جنگنده های میگ خود برای جلوگیری از شکست این ژنرال دو تابعیتی لیبیایی-آمریکایی شد. در قره باغ، موشک های اسکندر روسی یا رهگیری شدند و یا به درستی عمل نکردند تا جایی که نخست وزیر ارمنستان مجبور به پس گرفتن حرف های خود شد که گفته بود این موشک ها در طول جنگ «یا عمل نمی کردند و یا در کل به مقدار ۱۰ درصد عمل می کردند». همچنین، سال گذشته بود که در انتقام کشته شدن سی و سه سرباز ترکیه، این کشور توانست با کمک پهپادهای بایراکتار، هواپیماهای اف ۱۶ و سیستم های جنگ الکترونیک چندین سیستم دفاع هوایی ساخت روسیه که متعلق به ارتش سوریه بودند را نابود کند. دلایل بسیاری پشت موفقیت صنعت پهپادی ترکیه وجود دارد. برای مثال، به دلیل تولید انبوه پهپادها، قیمت بایراکتار نوع TB2 برای ترکیه از یک تا یک و نیم میلیون دلار به نیم میلیون دلار کاهش یافته است. همین باعث شده است تا آنکارا در استفاده از پهپاد هایش بسیار سخاوتمندانه عمل کند. ضمن اینکه سقوط یا هدف گرفتن پهپادهای ترکیه به این کشور اجازه ارتقا این ماشین آلات را می دهد و لازم به ذکر است که ارتقا و نوآوری همان چیزی است که پهپادهای چینی، همانند بسیاری از زمینه های دیگر در چین، از آن باز مانده اند. ضمن این باید گفت که جنگ های نامنظم کنونی و به کار گرفتن نیروهای نیابتی استفاده از پهپادها را برای کشورها و گروه های نظامی معقول کرده است. چه از نظر هزینه و چه از نظر نظامی، گروه های کوچک هم می توانند به پهپاد دسترسی داشته باشند و هم می توانند توسط آن هدف گیری شوند، امری که استفاده از ماشین های سنگین جنگی همچون جنگنده ها را سخت تر و کمتر مقرون به صرفه می کند. کشورهایی چون لیبی، آذربایجان، اوکراین و گروهای نظامی در سوریه از این بابت می توانند پشتیبانی هوایی لازم را، بدون پرداخت هزینه های هنگفت و یا احتیاج برای آموزش خلبانان، برای سربازان و یا جنگجویان خود تامین کنند. این یعنی عملیاتی بودن چنین پروژه ای هم برای ترکیه و هم برای خریداران این پهپادها. تجربه پهپادی و جنگ الکترونیک ترکیه در شکست تجهیزات جنگی روسیه و پس گرفتن اراضی اشغالی آذربایجان باعث جرات گرفتن اوکراین در رویارویی با روسیه شده است. در اواخر ژانویه امسال بود که نیروی دریایی اوکراین اعلام کرد که این کشور «تعداد نامشخصی» پهپاد ارتقا یافته از نوع بایراکتار را تحویل خواهد گرفت. در ضمن، ترکیه و اوکراین قرار است تا در زمینه ساخت مشترک پهپاد بایراکتار همکاری کنند. در این بین، مناطق شرقی مورد مناقشه در اوکراین می تواند زمینی دیگر برای آزمایش و استفاده از قدرت پهپادی ترکیه برای مقابله با گروه های مورد حمایت روسیه باشد. آن چه تا اینجا مشخص است این است که هر جا سایه ی روسیه سنگینی می کند، ترکیه هم در آن جا به عنوان موازنه گر قدرت یا به طور مستقیم حضور داشته است و یا به گروه ها و دولت های مخالف کمک کرده است. باید گفت که هیچ بعید نیست که تا چندی بعد شاهد پرواز پرنده های بی سرنشین ترکیه در آسمان گرجستان و حتی تا فضای هوایی آسیای میانه باشیم. اما همکاری های نظامی تنها به پهپاد ختم نمی شود. به مدت بیش از دو سال است که ترکیه نمی تواند هلیکوپترهای آتاک خود را به پاکستان که یکی از متحدان ترکیه در جنگ قره باغ محسوب می شد بفروشد و اسلام آباد تهدید کرده بود که در صورت تحویل نگرفتن این هلیکوپترها (به ارزش یک و نیم میلیارد دلار)، مجبور خواهد شد تا از چین جایگزین آن ها را بخرد. موتور این هلیکوپترها ساخت ایالات متحده هستند و این کشور به دلیل خرید سیستم دفاعی اس-۴۰۰ ترکیه را در لیست تحریم ها قرار داده است. اخیرا، تمل کوتیل، رییس صنایع هوایی ترکیه گفته است که این کشور از موتورهای ساخت اوکراین برای هلیکوپترهای سری دو آتاک استفاده خواهد. در آخر باید گفت که اوکراین علاقه خود را برای همکاری با ترکیه در زمینه تولید هواپیماهای آنتونوف هم نشان داده است و سال گذشته هیئت های دو کشور از صنایع هوایی یکدیگر بازدید به عمل آوردند.   کریمه: یک تیر و چند نشان  حمایت از تاتارهای کریمه برای اتحادیه اروپا همان اهمیتی را دارد که اویغورهای چینی برای این اتحادیه را دارند. جمعیت مسلمان در حال افزایش در اروپا و سابقه بد کشورهای اروپایی در سرزمین های اسلامی بحث در مورد اهمیت دین در جامعه و سیاست را در محافل علمی و اجتماعی اروپا دوباره زنده کرده است. نه تنها این اتحادیه سعی در ترمیم رابطه خود با همسایگان مسلمانش از طریق حمایت از مسلمانان چینی، روهینگیا و کریمه ای دارد که اسلام این بار نقش پاپ و کلیسای واتیکان در برابر شوروی و کمونیسم سابق را بازی خواهد کرد. این دیدگاه در مقابل دیدگاه نوستالژیک روسیه ارتدوکس برای تحت سلطه درآوردن سرزمین تاریخی روس کیف قرار می گیرد. چندی پیش ولادیمیر پوتین در سخنرانی خود گفته بود: «کریمه برای روس ها همان اهمیتی را دارد که بیت المقدس برای مسلمانان و یهودیان دارا می باشد.» چنین سخنانی با چاشنی دین را باید در مقابل رویارویی تاریخی ترک های عثمانی و روس های تزاری گذاشت تا اهمیت تبدیل شدن دوباره کلیسا ایاصوفیه به مسجد در سال گذشته میلادی را دانست. در همین زمینه، ترکیه که خود را دوباره در لباس امپراطوری عثمانی می بیند با ایستادن در برابر روسیه حتی اگر به طور رسمی هم «خانات کریمه» را نتواند ضمیمه خاک خود کند سعی در ایفای نقش در این مناطق و احیای نقش امپراطوری خود خواهد داشت. اما هدف بعدی برای ترکیه نزدیکی با اتحادیه اروپا است. زمانی که روسیه در سال ۱۸۵۳ در حال توسعه مرزهای خود ورای کریمه و به سوی دانوب بود، ترک های عثمانی با فرستادن نظامیان خود در صدد جلوگیری از پیش روی روسیه شدند. طی دو سال بعد از این واقعه، بریتانیا، فرانسه و ساردینیا به امپراطوری عثمانی پیوستند و روسیه را در جنگ معروف کریمه شکست دادند. این بار هم ترکیه می کوشد تا با نزدیکی با اتحادیه اروپا حرکت روسیه را متوقف و امنیت و نقش خود را در این منطقه افزایش دهد. چندیست که آقای اردوغان تنش ها با یونان و فرانسه در مدیترانه را کاهش داده است. چارلز میشل، رئیس شورای اتحادیه اروپا که اخیرا با اورسلا ون در لین رییس کمیسیون اروپا به ترکیه سفر کردند از این کاهش تنش ها ابراز خرسندی کرده و خواستار ادامه دار بودن آن ها شده اند. کاهش تنش ها و افزایش همکاری ها از اهداف اصلی این سفر بودند. اما کریمه تنها ترکیه و اروپا را به هم نزدیک نمی کند، بلکه می تواند باعث نزدیکی این کشور با آمریکا هم شود. حدود سه هفته پیش بود که لوک کافی، رئیس بخش خارجی بنیاد آمریکایی هریتج در مقاله ای برای ت.ر.ت ترکیه از ضرورت افزایش همکاری ها میان واشنگتن و آنکارا برای ترمیم روابط میان دو دولت سخن گفت. در این مقاله، همکاری ها در زمینه پیوستن کشورهایی چون اوکراین و گرجستان به ناتو با کمک ترکیه و حمایت از اقلیت مسلمان کریمه برای مقابله با روسیه از موارد پر اهمیت جهت بازیابی روابط حسنه میان دو کشور ذکر شده است. در اینجا، دو نکته از اهمیت اساسی برخوردار است: ناتو و حقوق بشر. آمدن دموکرات ها بر سر کار در ایالات متحده یعنی افزایش تلاش ها برای تقویت حداکثری اتحادها، از جمله پیمان آتلانتیک شمالی و قدرت نرم این کشور. بر خلاف تک روی جمهوری خواهان، ناتو و دیگر متحدان آمریکا برای این کشور اهمیت خود را باز خواهند یافت. در اینجا، ترکیه، با افتخار به داشتن «دومین ارتش بزرگ ناتو» سعی خواهد کرد تا از این داشته خود در نزدیکی با آمریکا حداکثر بهره را ببرد. از طرفی دیگر، حمایت از اقلیت مسلمان کریمه و اویغورها می تواند اهرمی برای کاهش فشارهای حقوق بشری آمریکا به این کشور باشد. یادمان نرود که انتخاب شدن جو بایدن در انتخابات آمریکا ارزش پول ملی ترکیه را به خاطر نگرانی هایی در این رابطه با افت بیش تری روبرو کرد. البته در این میان باید گفت که حمایت از مسلمانان اویغور و تاتارهای کریمه نه تنها اثری مثبت برای وجهه ترکیه در میان مسلمانان هم خواهد داشت که به این کشور اجازه خواهد داد تا از چین، روسیه و آمریکا امتیازگیری بکند (همان طور که اخیرا تعدادی از معترضین اویغور بی سر و صدا دستگیر شده اند و بیم آن می رود که ترکیه در ازای توافقنامه های اقتصادی این افراد را به چین تحویل دهد). اما حمایت از مسلمانان برای جو بایدن هم بسیار مفید است. این رییس جمهور دموکرات که گفتمان جنگ علیه تروریسم جمهوری خواهان را با گفتمان جنگ علیه ناقضین حقوق بشر تعویض کرده و قانون منع ورود شهروندان مسلمان را ابطال کرده است، به دنبال ترمیم وجهه آمریکا در میان مسلمانان برای پیشبرد اهداف جنگ نرم خود است؛ یعنی همان کاری که باراک اوباما بعد از جرج بوش انجام داد را این بار جو بایدن بعد از دونالد ترامپ انجام خواهد داد. بهبود روابط با مسلمانان و با ترکیه برای آمریکا که به دنبال کاهش حضور نظامی در خاورمیانه و جایگزینی آن با تاکتیک های غیر نظامی است از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. ضمن اینکه نباید از ارزش حیاتی ترکیه در مقابله با روسیه غافل شد و این همان حلقه تکمیل کننده پازل اهمیت ترکیه برای آمریکا می باشد. انرژی و منافع اقتصادی بعد از تصمیم اخیر مبنی بر لغو روادید بین دو کشور، وزیر تجارت ترکیه در سفر خود به باکو اظهار داشت که حجم مبادلات دوجانبه می تواند به 15 میلیارد دلار برسد. به دنبال همین اخبار، نخست وزیر اوکراین خبر داد که رهبران ترکیه و اوکراین توافق کرده اند تا حجم تجارت خود را به ده میلیارد دلار، یعنی دو برابر مقدار کنونی افزایش دهند. همچنین، سفیر اوکراین در آنکارا از علاقه این کشور برای حضور ترکیه در پروژه عظیم ساخت و ساز که شامل 24,ooo کیلومتر جاده سازی می شود خبر داد. قرار است تا امسال توافقنامه تجارت نامه آزاد بین دو کشور به امضا برسد. در ادامه باید انگیزه ترکیه در تبدیل شدن به هاب انرژی را هم مد نظر داشت. اگر چه این کشور در صحنه سوریه ناکام ماند و نتوانست رویای اتصال لوله های انرژی خلیج فارس به ترکیه را از طریق سوریه تحقق بخشد، اما باید گفت که آنکارا در حمایت از آذربایجان نفت خیز و همچنین انجام عملیات اکتشافی در دریای مدیترانه موفق بوده است. اما مدیترانه، که با نام قدیمی «بحر سفید» یا «آکدنیز» در ترکی استانبولی هم شناخته می شود به تنهایی در رادار انرژی ترکیه قرار ندارد، چرا که این کشور دریای سیاه را هم هدف قرار گرفته است. در اواخر سال گذشته میلادی، رئیس جمهوری ترکیه خبر از کشف منابع گازی جدید در دریای سیاه را داد که تخمین زده می شود با ۴۰۵ میلیارد متر مکعب بزرگ ترین ذخیره گازی ترکیه تاکنون باشد. اگر چه حفاری ها در عمق دریا سخت و پرهزینه هستند، اما به نظر می رسد که ترکیه عزم خود را جزم کرده تا نه تنها به این منابع ارزشمند دست یابد که سلطه خود را هم در منطقه از طریق اکتشاف و حفاری استحکام بخشد. اخیرا، شرکت اسرائیلی نفتا با شرکت نفت و گاز اوکراین مذاکراتی را برای همکاری در زمینه اکتشاف و بهره برداری گاز در دریای سیاه انجام داده است. این شرکت به خاطر تجربه عملیاتی در دریای مدیترانه از مدعیان اصلی همکاری با اوکراین است. از طرفی، کشورهای دیگر ساحلی هم به دنبال تثبیت موقعیت خود در این دریا هستند. برای مثال، در ماه فوریه میلادی بود که شرکت پترم رومانی و شرکت نفت و گاز اوکراین قرارداد همکاری در زمین اکتشاف گاز در عمق دریا را امضا کردند. به نظر می رسد که ترکیه به دنبال افزایش همکاری ها با اوکراین برای بالا بردن وزن سیاسی خود در این دریا در برابر روسیه و رقبای کوچک تر، و همچنین افزایش منفعت اقتصادی در زمینه انرژی باشد. از طرفی دیگر، در زمینه همکاری های نظامی-دریایی در این منطقه هم باید گفت که اگرچه بعد از اشغال کریمه، اوکراین نزدیک به ۷۵ درصد از پرسنل دریایی خود را از دست داد و به نوعی از طرف روسیه خلع سلاح دریایی شد، اما این کشور احیای دوباره صنایع و نیروی دریایی خود را در دستور کار قرار داده است. هم اکنون تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد صنایع کشتی سازی اوکراین فعال است و این مقدار هم از نظر مسائل امنیت ملی و هم از نظر اقتصادی برای اوکراین قابل قبول نیست. تجربه خوب این کشور در زمینه صنایع دریایی با وجود تمام مشکلات، و احتیاج اوکراین به توسعه راه های خاکی و آبی از طریق رود های دانوب، دنیپر، و دنیستر و یا طرح هایی همچون طرح  آبراه E40 Inland Waterway که می تواند دریای سیاه را به دریای بالتیک متصل کند انگیزه ای خواهد شد تا کیف به دنبال تمرکز بر روی این بخش باشد. لازم به ذکر است که حمل و نقل دریایی و تردد کشتی ها در رودخانه ها از نظر هزینه و صرفه جویی در تعمیر و نگهداری جاده های خاکی برای اوکراین بسیار مهم است. در همین رابطه باید گفت که قرار است تا در ماه جاری میلادی قراردادی مهم برای توسعه ناوگان نیروی دریایی اوکراین بین این کشور و ترکیه به امضا برسد.  همکاری ترکیه و اوکراین نه تنها از جهت انرژی و اقتصادی برای هر دو کشور سود آور است که قدرت نظامی و سیاسی کیف و آنکارا را در برابر روسیه که به شدت در حال نظامی سازی دریای سیاه است افزایش خواهد داد. افزایش و پایداری حضور روسیه در خاورمیانه و دریای مدیترانه نیازمند حضور این کشور در دریای سیاه است. یک و نیم سال بعد از ضمیمه کردن کریمه به خاک خود بود که روسیه وارد صحنه سوریه شد. حضور در مدیترانه در واقع وزنه مقابل گسترش حضور ناتو و ایالات متحده در شرق اروپاست. در این بین، ترکیه هم به خوبی می داند که روسیه خواهان روابط بهتر و نزدیک تر با این کشور برای دسترسی بدون مشکل به تنگه های بسفر و داردانل و گذر به مدیترانه است و شاید این نکته آخر می تواند توضیح دهنده یکی از دلایل عدم سخت گیری روسیه برای دخالت ترکیه در جنگ اخیر قره باغ باشد. انتظار می رود که ترکیه روابط خود با اوکراین و همکاری ها با این کشور را بیش تر از گذشته دنبال کند چرا که اوکراین نه تنها همسایه ترکیه که محل حضور قدرت های مختلف است و اینجاست که آنکارا وارد بازی می شود تا ماهرانه نقش قدیمی خود به عنوان میانجی، واسطه، موازنه گر و یا بهتر بگوییم قدرتی منطقه ای با رویای جهانی شدن را بازی کند.