فروش یدکی چینی09121143402هدر کلگی آب برج خنک کنندهآموزش آنلاین زبان : برگزاری کلاس …سایت راهنمای خرید گاسی وب

توهم زعامت عربی امارات
نویسنده: هانی الروسان دیپلماسی ایرانی: علت ورود امارات متحده عربی به جنگ یمن را نمی توان از تلاش های این کشور برای گسترش نفوذ و سیطره در تعداد زیادی از کشورهای آفریقایی به ویژه کشورهای دارای سواحل و بنادر راهبردی جدا دانست و این مسئله احتمالا بدون توجه به زمان بندی خاص و ارتباط آن با حوادث تعیین کننده قابل فهم نمی باشد. بعد از شکاف قدرتی که در سطح رهبری منطقه ای پس از حمله آمریکا به عراق اتفاق افتاد و تلاش شد این رهبری به منطقه خلیج فارس منتقل شود که با اظهارات کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده درباره خاورمیانه جدید هم زمان بود، نخستین تحرکات امارات در این مناطق از ابتدای سال 2002 آغاز شد و اشکال متنوعی از سیاسی و بشردوستانه گرفته تا اقتصادی و نظامی در سال های اخیر به خود گرفته است. مسئله قابل توجه درز اطلاعاتی به رسانه ها درباره روابط اسرائیل و امارات بود. در همین راستا لازم است اشاره شود روابط عادی سازی اقتصادی میان دو طرف با تاسیس بورس الماس توسط امارت دبی در سال 2004 آغاز شد که فعالیت تجاری آن تحت سیطره تجار یهود است. در مراحل بعدی خبرها درباره اشکال متنوع روابط نظامی و اطلاعاتی میان دو طرف به ویژه در زمینه امنیت سایبری افزایش یافت و امارات در جهت استفاده از تجربه های افسران امنیت اسرائیلی بازنشسته و توسعه برنامه های جاسوسی مشترک تلاش کرد. چارچوب زمانی و نیز ماهیت روابط امارات و اسرائیل به این مسئله اشاره دارد که ارتباط این دو از عادی سازی روابط فراتر رفته و شکل ائتلاف راهبردی پیدا کرده و اعلام عادی سازی رسمی در چارچوب تکمیل ساختار این ائتلاف است. سیاست های منطقه ای پیشین امارات را می توان تنها در چارچوب این ائتلاف راهبردی با اسرائیل و تقسیم نقش کارکردی میان دو طرف در محدوده رویکرد آمریکا برای ابقای رهبری انفرادی نظام بین المللی در دستان خود تفسیر کرد. به این ترتیب علل ورود امارات به یمن را می توان برای محقق ساختن دو هدف تفسیر کرد: نخست تضعیف عربستان از طریق در معرض خطر قرار دادن امنیت ملی این کشور و نیز در دست گرفتن جایگاه رهبری کشورهای عربی به ویژه در سایه تحقق یافتن هدف دوم یعنی افزایش نفوذ و سیطره امارات بر مجموعه ای از بنادر و گذرگاه های راهبردی از طریق گسترش سیطره بر مجمع‌ الجزایر سقطری در ساحل جنوبی شبه جزیره عرب و نقطه پیوستگی اقیانوس هند و دریای عرب با هدف تثبیت سیطره بر کرانه شرقی تنگه باب المندب و دریای یمن. تفسیر دیگری وجود ندارد که علت شتاب امارات را برای رابطه با  اسرائیل توجیه کند به غیر از بلندپرازی های ساده لوحانه این کشور برای ترویج خود به عنوان نماینده حکومت های عربی با حمایت آمریکا و اسرائیل و چنانچه چنین مسئله ای درست باشد خطر آن بر امنیت کشورهای عربی و عربستان از خطر تهدید حقوق فلسطینی ها کمتر نیست؛ زیرا به این ترتیب اسرائیل زعیم و قدرت واقعی در این ائتلاف خواهد بود. پرسش اینجاست که آیا آگاهی دیرهنگام عربستان از خطر به زعامت رساندن اسرائیل از سوی امارات بود که باعث شد برخی کشورهای عربی از اقدام برای گام های مشابه برای عادی سازی روابط با اسرائیل عقب نشینی کنند یا خیر و آیا این مسئله آغاز تجزیه این ائتلاف و فروپاشی طرح اسرائیل است؟ هفته های آینده احتمالا پاسخ را مشخص خواهد کرد. منبع: رای الیوم / تحریریه دیپلماسی ایرانی/11