اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

تجربه ایران. بازار ارز و بورس تحت اعمال تحریم ها
دیپلماسی ایرانی: روسیه با مجموعه ای از تحریم ها مواجه است که زمانی، ایران با آنها مواجه شد: حذف از سیستم سوئیفت، بلوکه شدن حساب های بانکی، بلوکه شدن دارایی های بانکی بانک مرکزی. طبیعتا، بازار بورس و ارز داخلی به این نوع تحریم ها واکنش نشان می دهند. پیش بینی آنها می تواند، به سرمایه گذاران کمک کند. بورس اوراق بهادار تهران – بزرگ ترین بازار بورس اوراق بهادار در کشور است و جزء 20 بازار برتر جهان و در کنار بازار بوس اوراق بهادار سائوپائولو (برزیل) و سایت ژوهانسبورگ (افریقای جنوبی) با ارزش سرمایه (1.2 میلیارد دلاری) قرار دارد. برای مقایسه، بازار بورس مسکو تا قبل از آغاز بحران اوکراین، 1.4 میلیارد دلار بود. تعداد شرکت های مستقر در تهران در حدود 700 شرکت (در مسکو، در حدود 200 شرکت) است. حجم معاملات روزانه ایران – 25000 تریلیون ریال در روز و یا 600 میلیون دلار است. در مسکو، در ماه فوریه سال 2022 میلادی، متوسط حجم معاملات روزانه 4.15 تریلیون روبل و یا 54.5 میلیارد دلار بوده است. بنابراین، بازار بورس مسکو از نظر نقدینگی، چند برابر است.  شاخص اصلی بورس تهران TEDPIX است. 5 شرکت برتر 11 درصد از حجم معاملات را تشکیل می دهند: بانک خاورمیانه – صدر تامین (متالوژی) – فارس توسعه (توسعه) - لبنیات کالبر (کشاورزی) – بیسکویت گرجی (صنایع غذایی).  در روسیه، بازار بیشتر بر نفت، گاز و امور مالی متمرکز است که پنج بازار برتر تا 70 درصد از گردش مالی را تشکیل می دهند. سهم افراد غیر مقیم در ایران طی 10 سال گذشته، از 2 درصد فراتر نرفته و حتی، پس از لغو موقت تحریم ها، نزدیک به صفر رسیده بود. یعنی، کل حجم تراکنش ها توسط شهروندان داخلی، شرکت ها، بانک ها و صندوق ها شکل می گیرد. در چنین شرایطی، واکنش به تحریم ها کمترین ارتباطی با فرار سرمایه های خارجی نداشته است. حذف ایران از سیستم سوئیفت در ماه مارس سال 2012 میلادی رخ داد و تا 4 سال بعد ادامه یافت. در سال 2016 میلادی، این تحریم به عنوان بخشی از توافق هسته ای لغو شد، اما در نوامبر سال 2018 میلادی، دولت ترامپ مجددا، این تحریم را باز گرداند. در حال حاضر، در روسیه، هر دوی این اقدام های محدود کننده برای نخستین بار و به طور همزمان رخ می دهد. تحریم نفتی علیه ایران برای نخستین بار در سال 1979 میلادی مطرح شد و این عرصه هرگز، گسترده نبوده است. سهم معاملات با کشورهای غربی در دهه گذشته به قدری ناچیز بود که خود ایران این صادرات را متوقف کرد. یعنی، تحریم برعکس عمل کرد. این، نوعی خود مهاری (ضد تحریم) علیه غرب بود. 10 سال پس از اعمال تحریم ها در ایران، سطح رفاه شهروندی به دلار به یک سوم رسید: تولید ناخالص داخلی به ازای هر یک نفر از 7900 دلار به 2300 دلار کاهش یافت. اقتصاد از تنوع نسبی (43 درصد مواد خام و مالی) به وابستگی کامل به صادرات (74 درصد به همان صنایع) تبدیل شد. تجارت خارجی وارد بازار سیاه شد. یعنی، معاملات با نمایندگی در کشورهای همسایه انجام می گیرد و چین به شریک اصلی ایران تبدیل شده است. اما، در این میان، بازار سهام انگیزه ای برای رشد پیدا کرده است. شاخص TEDPIX به ریال، از سال 2010 الی 2014 میلادی چهار برابر شد و قیمت ها در ایران در این مدت، 2.4 برابر شد. بدین ترتیب، بازدهی واقعی بورس در دوره تحریم های اول، سالانه 13 الی 14 رصد بوده است. رشد بازار سهام به سرمایه گذاران اجازه داد تا به میزان قابل توجهی از تورم پیشی بگیرند. از سال 2020 میلادی، اصلاحات پولی در ایران آغاز شد. به جای ریال، معاملات با تومان انجام می گیرد. در حقیقت، از تغییر نرخ رسمی پول سخن در میان است: پس از اتمام اصلاحات که انتظار می رود، امسال انجام شود، چهار صفر از اسکناس ها حذف خواهد شد. در سال 1997 میلادی، روسیه اقدام مشابهی را انجام داد.  اما، در دوره تحریم ها (از سال 2012 میلادی به بعد)، فقط ریال در گردش بود. اعمال تحریم ها، کاهش ارزش پول داخلی را به میزان سه برابر و یا تا 30 الی 40 درصد را به همراه داشت. اگر با روبل مقایسه کنیم، افزایش تورم 20 درصدی را به همراه داشته است.  ریال بر خلاف روبل، آزادانه قابل تبدیل نیست. قبل از اعمال تحریم ها، دو نرخ موازی وجود داشت: برای شرکت های صادراتی (افزایش به نفع ارز داخلی) و نرخ رسمی. بعد از سال 2012 میلادی، عملا، چهار ارز موازی وجود دارد: ارز رسمی، ارز برای تجارت خارجی – ارز تبادلات – ارز بازار سیاه. در چهار سال نخست حذف ایران از سیستم سوئیفت، دلار از 10 هزار ریال تا 25 هزار ریال افزایش یافت. یعنی، 2.5 برابر افزایش یافت که مصادف با افزایش تورم در سال های (2010 – 2014 میلادی) بود. در بازار سیاه، از واهمه افزایش نرخ دلار در ایران، این نرخ طی یک هفته تا 35 درصد افزایش یافت، اما بعد نرخ آن پایین تر آمد.  از نکات بالا می توان چنین نتیجه گرفت که تحریم نفتی، حذف از سیستم سوئیفت و تحریم بانک مرکزی ایران، آسیب بسیار اندکی در مقایسه با آن چیزی که تصور می شود، به اقتصاد کشور وارد کرده است. مشکل اصلی، افزایش شتاب وار نرخ تورم در ایران است. در برخی لحظات، سرعت تورم سه برابر بیشتر از حد معمول است. اما، آن دست از افرادی که در بازار سهام سرمایه گذاری کرده اند، توانسته اند، این رشد تورم را جبران کنند و از تورم پیشی بگیرند و تا 13 الی 14 درصد بازده واقعی سالانه (به طور متوسط، 38 درصد) را ارائه کنند.  بازار ایران در کل این دوره توصیف شده عملا، سقوطی نداشته است. نتیجه کلی براساس تجربه ایران این است که بازار سهام، بهترین راه پوشش در برابر تورم و کاهش ارزش ارز است. هنگام سرمایه گذاری برای یک دوره طولانی (3 تا 5 ساله)، به طور متوسط، رشد چند برابری نسبت به ارز خارجی ایجاد می شود. منبع : بی سی اس اکسپرس