صندلی ماساژور بن کر Boncare k19 آبکاری نیکل و کروم روی آلومینیوم …نمایندگی گودمن 09123443582 goodmanآموزش تخصصی سنتور در تهرانپارس

تحریم ها به نقش ایران به عنوان نیروی تعدیل در یک منطقه آشفته آسیب رساند  / طبقه متوسط موتور توسعه‌ای که درگیر مبارزه برای بقاست
نویسنده: جواد صالحی اصفهانی دیپلماسی ایرانی: هدف از تحریم های شدید علیه ایران ایجاد فشار بر رهبران این کشور از طریق دشوار کردن زندگی برای شهروندان آن است. این تحریم ها تاکنون در ایجاد بحران اقتصادی و آسیب رساندن به رفاه ایرانی های عادی موفق عمل کرده اند. در این مقاله به تاثیر تحریم ها از سال 2010 بر مصرف خانوار و اشتغال پرداخته شده و طبق نتایج آن، در حالی که درآمد و مصرف خانوار متحمل به شدت آسیب دیده، اما وضعیت اشتغال انعطاف بیشتری داشته است. ج. طبقه متوسط بحران اقتصادی بر رفاه افراد در همه سطوح درآمدی و نه فقط فقرا، تاثیر منفی داشته است. در حالی که تعداد افراد زیر یا نزدیک به خط فقر اهمیت دارد چون حداقل توانایی برای مقابله با از دست دادن درآمد را دارند، اندازه گروه های با درآمد متوسط نیز شایسته توجه است. یک دلیلش این است که فقرا واجد انواع کمک های دولتی به شمار می روند در حالی که گروه های با درآمد متوسط تنها به منابع درآمدی خودشان وابسته هستند. «طبقه متوسط پایین» یعنی آنهایی که از مرز فقر آنقدر دور نیستند که بتوانند شرایط خود را در تعمیق بحران حفظ کنن، به اندازه فقرا آسیب پذیر هستند و در یک اقتصاد رو به زوال به حمایت اجتماعی نیاز دارند. نگرانی از وضعیت «طبقه متوسط» یعنی آنهایی که به اندازه کافی بالاتر از خط فقر هستند و خطر فقیر شدن آنها وجود ندارد، به دلیل آسیب به توسعه اجتماعی و اقتصادی بلند مدت است. به طور کلی طبقه متوسط به عنوان نیروی محرکه اصلی در توسعه اجتماعی و اقتصادی در نظر گرفته می شود و گستردگی آن با بسیاری از شاخص های رشد اقتصادی مانند آموزش بهتر، بهداشت و زیرساخت ها و همچنین عوامل مرتبط با دموکراسی مانند رشد فراگیر، حکمرانی خوب و ثبات سیاسی در ارتباط است. اگر طبقه متوسط درگیر مبارزه روزمره صرفا برای بقا و تامین غذای خانواده نباشد، می تواند به جای سیاست های «مجموع، صفر» توزیع مجدد، به ایجاد نهادهایی کمک کند که از حکمرانی خوب و رشد اقتصادی پشتیبانی می کنند و به تعامل بیشتر با اقتصاد جهانی به عنوان ابزاری برای رسیدن به این اهداف باور دارند. اندازه گیری گستردگی طبقه متوسط مانند قشر فقیر، تعیین آستانه درآمد یا هزینه را شامل می شود. در این مقاله آستانه متداول در اقتصاد توسعه مورد استفاده قرار گرفته که در آن طبقه متوسط افرادی با درآمد (یا هزینه) بالاتر از دو برابر خط فقر (11 دلار برای هر شخص در روز) تعریف می شود. سایر گروه های درآمدی نیز به همین ترتیب تعریف می شوند: آنهایی که بین خط فقر و طبقه متوسط هستند، طبقه متوسط پایین و افراد با درآمد بالای 55 دلار (ده برابر خط فقر)، طبقه متوسط بالا به شمار می روند. از آنجا که ثروتمندان واقعی ایران در نمونه نیامده اند، طبقه متوسط بالا بیشترین درآمد را در میان گروه های بررسی شده دارند. دارای هستند. سرانه هزینه مطابق تفاوت هزینه های زندگی در مناطق روستایی و شهری در تمام استان ها تنظیم شده است. تصویر 4 سیر تحولات این چهار گروه درآمدی را نشان می دهد. طبقه متوسط بزرگ ترین طبقه به شمار می رود چون سهم آن از جمعیت از یک سوم در دهه 1990، در اواخر دهه 2000 به نزدیک به 60 درصد افزایش یافته است. در همان دوره، سهم جمعیتی فقر از یک سوم به کمتر از ده درصد کاهش یافته و سهم دو گروه طبقه متوسط پایین و بالا با گذشت زمان تغییر چندانی نداشته و از این رو، ویژگی غالب تغییرات اجتماعی در ایران در دو دهه قبل از تحریم ها، گسترش طبقه متوسط بوده است. این مساله را می توان نتیجه سرمایه گذاری های عمومی کلان در زیرساخت های بهداشت و آموزش و پرورش در دهه 1990 عمدتا در مناطق روستایی و رونق نفتی در دهه 2000 و همچنین تصمیمات میلیون ها خانواده برای طلب کردن این خدمات از دولت و سرمایه گذاری های فردی آنها روی آموزش و سلامت فرزندانشان بود. اقدامات دولتی و خصوصی در رهایی میلیون ها نفر از فقر و ورود آنها به طبقه متوسط نقش داشت. با این حال، از زمان تشدید تحریم ها در سال 2011 سهم طبقه متوسط از جمعیت 10 درصد کاهش یافته و از 58.4 درصد در سال 2011 به 48.8 درصد در سال 2019 رسیده که حدود هشت میلیون نفر کمتر از حد انتظار در صورت ثابت باقی ماندن این سهم است. طبقه متوسط ایران از تحصیلات خوبی برخوردار است و نزدیک به 50 درصد آن را افرادی تشکیل می دهند که سرپرست خانواده فارغ التحصیل دبیرستان یا بالاتر است. مانند سایر نقاط جهان، ستون فقرات توسعه اقتصادی و اصلاحات اجتماعی و سیاسی بوده و نقش اساسی در انتخاب روسای جمهوری اصلاح طلب و میانه ایفا کرده است که هر دو دولت (سال های 1997 تا 2005) و (2013 تا کنون) از اصلاحات اقتصادی لیبرال حمایت و ادغام بیشتر در اقتصاد جهانی را دنبال می کردند. می توان ادعا کرد بحران اقتصادی ناشی از تحریم ها علاوه بر ایجاد مشکلات بسیار، بر روند اصلاحات سیاسی و اقتصادی نیز تاثیر منفی داشته و ایفای نقش ایران به عنوان یک نیروی بالقوه برای تعدیل در یک منطقه آشفته و در جامعه جهانی را تضعیف کرده است. د: مصرف مواد غذایی و استاندارد های زندگی شوک های کلان منفی معمولا با افزایش نگرانی درباره تغذیه و کاهش مصرف مواد غذایی در فقیرترین خانوارها همراه هستند. کاهش درآمد باعث افزایش سهم غذا در کل مصرف می شود تا جایی که دیگر جایی برای جایگزینی هزینه های غیر مواد غذایی باقی نماند. در نتیجه، سهم مواد غذایی در کل هزینه ها یک عامل مناسب برای بررسی وضعیت فقر است. ایران شاهد تعدیل در مسیر نیازها بوده است. ترکی سهم مواد غذایی و مسکن، گروه های اصلی هزینه که ضروری قلمداد می شوند، از 52 درصد در سال 2010 به 57 درصد در سال 2019 افزایش یافته و بیشترین افزایش در سه سال گذشته بوده است. نکته جالب اینکه این سهم برای فقیرترین قشر تغییری نکرده و همانطور که تصویر 5 نشان می دهد، سهم مواد غذایی و مسکن در فقیرترین قشر (به ترتیب 42 و 26 درصد) بالاتر از میانگین در کل کشور بوده، اما ثابت مانده است. سهم هزینه های غذا که طبق معیار پیشنهادی پریچت با سرانه درآمد در ارتباط است، به طور کلی برای کل کشور کمتر از در سال 1988، بدترین سال اقتصادی ایران و پایان جنگ با عراق بوده است؛ آن زمان سهم مواد غذایی در هزینه ها 45 درصد بود که در سال 2019 به 30 درصد کاهش یافت و این مساله نشان می دهد امروز هر اندازه هم که شرایط بد باشد، مواد غذایی نسبت به سه دهه قبل سهم کمتری را از میانگین بودجه خانواده ها می گیرد. (این مطلب ادامه دارد.) منبع: دانشکده مطالعات پیشرفته بین الملل دانشگاه جان هاپکینز / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34