اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

باید سبیل های اولیانوف را چید!
دیپلماسی ایرانی – طی روزها و هفته های اخیر تنش و جنگ لفظی روسیه با اروپا و به ویژه ایالات متحده بر سر اکراین به اوج خود رسیده است. در این رابطه ذکر چند نکته الزامی است:   1 – اگر اکراین برود؛ روسیه هم رفتنی است. چرا که اوکراین الگوی راهبردی برای مردم در روسیه است. به روایتی دیگر مردم روسیه از روش و منش مردم در اوکراین الگو برداری می کنند و خواهند گفت اگر اوکراین به اتحادیه اروپایی و ناتو پیوسته، حتما خوب بوده و میل مردم روسیه با الگوبرداری از مردم اوکراین به اروپا سیر خواهد کرد و پوتین و مجموع سزارها و تزارها هم توان جلوگیری نخواهند داشت. از این رو کرملین با تمام توان به دنبال توقف این رویه و جلوگیری از الحاق اکراین به ناتو است. 2 – به دنبال نکته نخست بی شک اوکراین پاشنه آشیل روسیه است و غرب مطمئن است که اگر اوکراین را جذب کند به تدریج روسیه را می بلعد. 3 - لشکرکشی پوتین در مرزهای اوکراین بیانگر حضور خطر جدی و پررنگ تجزیه روسیه از سوی غرب است. 4 - روزی روزگاری، آلمان مرز شرق و غرب بود اما الان این مهم به اوکراین رسیده است و پیشروی غرب به طرف شرق اجتناب ناپذیر و منوط به گذشت زمان است. 5 - سیاسیون در شرق اگر در امر حکومتداری تجدید نظر اصلاحی نکنند گرایش ملت ها به نوع حکومتداری غربی ادامه خواهد داشت. 6 - روند پیشروی نفوذ جغرافیای غرب از آلمان به اوکراین بیانگر این امر است که غرب در عرصه نفوذ ژئوپلتیک موفق بود و آینده تمامیت ارضی روسیه در هاله ای از ابهام است. 7- پوتین در مناقشه اکراین دلخوش از انحصار صدور انرژی به اروپاست غافل از این که غرب هم دسترسی به منابع انرژی سیبری را در دستور کار دارد. ضمن اینکه واشنگتن با همکاری اروپا در صدد جایگزینی صدور گاز و انرژی به قاره سبز است و عملا پروژه نورد استریم دیگر برگ برنده روسیه در برابر اروپا نخواهد بود.  8-  از زمانی که پوتین ماندن در قدرت را مهندسی کرد؛ اعتبار پوتین در بین کشورهای غربی از بین رفته است و با هر تنش و فرصتی پوتین درصدد حضور در مذاکرات با کشورهای غربی است که غرب هم از تلاش های سخیف پوتین آگاه است و اعتبار را به پوتین نمی دهد، کما ینکه در مناقشه اکراین نیز شاهد این ادعا بودیم.  9 – مشروعیت زدایی دیپلماتیک از روسیه در مناقشه اکراین به جایی رسیده است که حتی توییت های اولیانف هم از وین نمی تواند اعتبار پوتین و کرملین در جمع غربی ها را اعاده کرده مشروعیت زایی بخشد. از این منظر دیگر «سبیل های اولیانوف» کارایی لازم ندارند و باید آنها را چید. 10 – همانطور که گفته شد پوتین با چالش مشروعیت در بین کشورهای غربی مواجه است و در بن بست سیاسی قرار دارد و تنش اوکراین باعث نوعی مذاکرات بین روسیه و موسسات امنیتی غربی شده است، اما بلاشک این مذاکرات نجات دهنده پوتین و روسیه نخواهد بود. 11 - پوتین باید با حمایت کشورهای آسیایی برای جایگاه روسیه در غرب و روابط بین الملل اقدام کند و اجازه دسترسی به انرژی اروپا را از انحصار «فقط روسیه» خارج کند در غیر این صورت مسکو قربانی «تک خوری» خواهد شد. 12 - حمایت تلویحی آذربایجان و چین از اوکراین بیانگر این امر است که کشورهای همسایه و آسیایی روسیه هم دلخوشی از پوتین ندارند. 13 - پوتین حکومتی مادام العمر برای خود تعریف کرده که در منطق و خوانش روابط بین الملل این نوع از حکومت ها و حکومتداری ها مشروعیت اخلاقی ندارد. به هر حال این شیوه از حکمرانی به شیوه آشکار بیانگر «تعارض منافع شخصی و ملی» است که متاسفانه گریبانگیر بسیاری از کشورهای غیرغربی است؛ از این رو باید تداوم این شیوه از حکومتداری و حکومت ها و تاثیرات مخرب آن بر عرصه سیاست خارجی توسط نخبگان تدبیر شود. افلا تعقلون؟!