لوازم يدكي مزداشرکت حفاری چشمه سابقبهترین اموزشگاه زبان ایتالیایی …مدرس زبان اسپانیایی

آمریکا باید با رفتارهای بی ثبات کننده اسرائیل مقابله کند
دیپلماسی ایرانی: هنوز هیچ شخص یا گروهی به طور رسمی مسئولیت ترور دکتر محسن فخری زاده، دانشمند هسته ای ایران، را نپذیرفته، اما به احتمال زیاد اسرائیل این کار را کرده است. اسرائیل انگیزه و توانایی این کار را دارد و همچنین سابقه ترور دیگر دانشمندان هسته ای ایران در حدود هشت سال پیش را نیز داشته است. ترور دکتر فخری زاده ضربه ای به برنامه هسته ای ایران نبود چرا که اساسا شخص و اشخاص در برنامه هسته ای ایران تعیین کننده نیستند. طبق برخی ادعاها، تحقیقات دکتر فخری زاده درباره سلاح هسته ای پیش از سال 2003 که ایران کلا آن پروژه را به تعلیق درآورد، دانشی است که از بین نخواهد رفت. این ترور همچنین هیچ تاثیری در فعالیت های منطقه ای ایران نداشته و حتی خطر تحریک و تنش ها را افزایش داده است. ایران یک عضو پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای است که به خودداری از دستیابی به چنین سلاحی تعهد دارد. عجیب آنکه بزرگ ترین معترض به پیشروی برنامه هسته ای ایران، اسرائیل است که در ان پی تی عضویت ندارد و طبق اعتقاد عمومی، از یک زرادخانه قابل توجه سلاح های هسته ای برخوردار است. اسرائیل به طور مخفیانه این ذخایر را به دست آورده و مانع از هرگونه نظارت بین المللی یا رژیم نظارتی شده و هرگز به آنچه در اختیار دارد اعتراف نکرده است. ترور اخیر اساسا یک اقدام تروریستی به شمار می رفت و کاملا با تعریف رسمی است وزارت امور خارجه ایالات متحده در بررسی آماری تروریسم بین المللی مبنی بر اینکه «تروریسم خشونت از پیش طراحی شده با انگیزه سیاسی است که علیه اهداف غیرنظامی توسط گروه ها یا عوامل مخفی انجام می شود و معمولا برای تاثیرگذاری بر مخاطبان است»، همخوانی داشت. خودداری آمریکا از به رسمیت شناختن این عملیات به عنوان اقدام تروریستی نشان دهنده یک استاندارد دوگانه است بدین صورت که اگر ایران یا کشور دیگری یک دانشمند هسته ای اسرائیلی یا یک آمریکایی را ترور می کرد، قطعا عمل آن تروریستی خوانده می شد. هدف آشکار دولت بنیامین نتانیاهو احتمالا تحت تاثیر پایان قریب الوقوع دولت دونالد ترامپ این بوده که در هر گونه احتمال دیپلماسی توسط دولت جو بایدن در قبال ایران اختلال ایجاد و تلاش ها برای بازگشت به برجام را دشوار کند. مسیر خطرناک پیش رو مرحله بعدی این داستان به واکنش ایران بستگی دارد. اگر دولت مستقر در تهران بتواند در برابر خشم و اشتیاق قابل درک ایرانی ها برای انتقام مقاومت کند، نتانیاهو در کم ترین حالت ایران را به سخره گرفته وضعف آن را به نمایش گذاشته؛ اما در تحقق سناریوی مورد علاقه خود یعنی تحریک ایران به اقدام تلافی جویانه که می تواند به تحرکات نظامی علیه ایران توسط اسرائیل و به ویژه ایالات متحده بینجامد، شکست خورده است. تحریک ایران به اقدام تلافی جویانه نظامی و تنش آمیز پیش از ترور دکتر فخری زاده و پیش از انتخابات ایالات متحده نیز بخشی اساسی از کارزار اسرائیل علیه ایران را تشکیل می داد. یک وجه این کارزار هم احتمالا با انفجارهای تابستان در ایران مربوط می شود که جدای از تاسیسات هسته ای و نظامی، در تاسیسات دیگری مانند نیروگاه ها و خط لوله های نفت نیز رخ دادند. دولت نتانیاهو خصومت بی پایان، بی مورد و آشکار خود با ایران را توسعه داده است و صرفا هدف اعمال فشار، شکنجه، تحریم و نفرت را علیه این کشور دنبال می کند. اسرائیل با این کارزار مواجهه دائمی سعی در ظعیف نگه داشتن رقیب منطقه ای و دور نگه داشتن ایالات متحده از انجام هرگونه تجارت دیپلماتیک با ایران دارد. مقصر دانستن ایران به عنوان عامل بی ثباتی و هر اتفاق ناخوشایندی که در خاورمیانه رخ می دهد به اسرائیل کمک می کند تا اذهان عمومی را از نقش خود در این اتفاقات دور نگه دارد.  یکی از دلایل مطرح شدن ایران به عنوان «عامل شرور» یا «عامل بی ثبات کننده» در مباحثات در ایالات متحده همین تحریک های اسرائیلی است. در این مباحثات هیچ توجهی به اینکه ایران دقیقا چرا اینگونه در منطقه خاورمیانه رفتار می کند، نمی شود؛ اما در حقیقت، رویکرد ایران در منطقه خاورمیانه عمدتا پاسخی به عملیات تروریستی یا خرابکارانه اسرائیل است. با هر معیار عینی، رفتار اسرائیل دست کم در چند وقت اخیر در منطقه خاورمیانه به اندازه ایران و حتی بیشتر از آن، بی ثبات کننده بوده و یکی از مشهودترین نشانه ها دال بر این مدعا، ترور دکتر فخری زاده است. اما گواه مشهودتر این مدعا تلاش ها و اصرار ایران برای بازگشت به دیپلماسی و حل اختلافات در برابر تلاش های بی وقفه اسرائیل برای ترغیب و تحریک ایالات متحده به مواجهه نظامی و روشن کردن آتش یک جنگ جدید است.  یک چالش سیاسی برای دولت جدید همه اینها یک واقعیت دردناک و ناخوشایند برای دولت جدید بایدن در شکل دادن به روابط با اسرائیل است. بسیاری در ایالات متحده روی این مساله شرط بسته اند که بایدن سرمایه گران بهای سیاسی خود را برای حل منازعات چند ساله اسرائیل و فلسطین خرح نخواهد کرد و این مساله برای فلسطینی ها، عدالت و حقوق بشر بسیار بد است، اما بیشترین تاثیر منفی را روی ثبات منطقه می گذارد. اقدامات بی ثبات کننده اسرائیل ورای مساله فلسطین است و ایران را نیز در بر می گیرد. در حقیقت، تاریک ترین واقعیت پیش روی بایدن تلاش های فعالانه اسرائیل برای کارشکنی در سیاست خارجی ایالات متحده و کشاندن این کشور به یک جنگ جدید در خاورمیانه است. به هیچ وجه نمی توان چنین رویکردی را در چارچوب روابط دوستانه تعریف کرد. دولت جدید بایدن باید راهی برای بازتعریف و تغییر شکل روابط دوجانبه پرهزینه ایالات متحده با اسرائیل بیابد؛ روابطی که حتی پیش از دولت دونالد ترامپ هم افراطی بوده و اتفاقاتی مانند وتوهای محافظتی در شورای امنیت سازمان ملل متحد و 3.8 میلیارد دلار کمک بلاعوض سالانه واشنگتن به تل آویو را در پی داشته است. دولت بایدن می تواند کار خود را با صادق بودن درباره منابع بی ثباتی در خاورمیانه شروع کند. منبع: ریسپانسیبل استیت کرفت / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34