buy backlinksتعمیر تلویزیون سامسونگدستگاه کش زن التراسونیک ماسک (آتیکو)اطلاعات ساختمان های در حال ساخت …

اروپایی ها باید در مواجهه با آمریکا فراتر از مساله ایران بیاندیشند
نویسنده: کورنلیوس آدِبار (تحلیلگر سیاسی و کارشناس سیاست خارجی اروپا و روابط ترنس آتلانتیک از برلین، آلمان) دیپلماسی ایرانی: اختلاف بین اروپا و ایالات متحده بر سر ایران به طور فزاینده عمیق تر می شود. دو سال اعمال فشار حداکثری ایالات متحده علیه ایران به نتایجی که کاخ سفید می خواست، منتهی نشد و در همین حال، اروپایی ها هم نتوانستند آنقدری مقاومت نشان دهند که شریک دیرینه خود در آنسوی اقیانوس اطلس را به تغییر مسیر ترغیب کنند. بدتر اینکه سیاست های ایالات متحده با تهدید بی ثباتی گسترده تر در خلیج فارس همراه بوده که این مساله عواقب مستقیمی برای اروپا خواهد داشت. اتحادیه اروپا، کشورهای عضو آن و بریتانیا برای تطبیق دادن خود با این شرایط جدید و به دست آوردن اهرم فشار، باید به فراتر از روابط خود با جمهوری اسلامی نگاه کنند و به چالش های گسترده تر امنیت منطقه ای بپردازند. عقب نشینی اولیه ایالات متحده از ایفای نقش ضامن امنیتی و افزایش علاقه روسیه به منطقه، مشارکت اروپا در خارج از مرزهای خود را ضروری می کند. توافق هسته ای 2015 با ایران اگرچه به سختی می توان آن را زنده دانست، نقطه شروع خوبی به شمار می رود. اروپایی ها باید برخی از مفاد اساسی این توافق را بر اساس منطقه تنظیم کنند تا تازه واردان هسته ای در میان کشورهای عربی خلیج فارس را نیز در بر بگیرد. اروپا از این طریق می تواند به جای هدف گرفتن یک کشور خاص، یک برنامه منع گسترش سلاح های هسته ای را با منافع گسترده تر منطقه ای داشته باشد. به همین ترتیب، اروپایی ها باید با ایران، عراق و 6 کشور عربی شورای همکاری خلیج فارس درباره امنیت منطقه وارد گفت و گو شوند. از آنجایی که هنوز کشورهای منطقه برای یک چارچوب امنیتی فراگیر آماده نیستند، اروپا باید یک طرح گام به گام را با هدف تدوین و بازنویسی اصول شناخته شده بین المللی در سطح منطقه ای دنبال کند. به طور مشخص ، اروپایی ها باید از کشورهای حوزه خلیج فارس بخواهند: •    استانداردهای جهانی منع گسترش سلاح های هسته ای را تصویب کنند. اروپایی ها باید کشورهای حوزه خلیج فارس را تشویق کنند تا در اقدامی فوری استانداردهایی مانند پروتکل الحاقی آژانس بین المللی انرژی اتمی و کنوانسیون های بین المللی درباره ایمنی هسته ای و مدیریت فجایع را تصویب کنند و به کار بندند. •    برخی از مفاد منتخب توافق 2015 را بپذیرند. اروپایی ها باید کشورهای حاشیه خلیج فارس را ترغیب کنند تا تدابیر مربوط به اعمال محدودیت بر برنامه های هسته ای نوپا را بپذیرند. این مقررات، محدودیت در غنی سازی اورانیوم در داخل کشور و دست کشیدن از فرآوری مجدد سوخت را شامل می شود. بر اساس این اقدامات اولیه، اروپایی ها باید همچنین در جهت ترغیب به یک گفت و گوی منطقه ای درباره مسائل امنیتی و درک از تهدید گام بردارند و به برگزاری آن کمک کنند: •    مذاکرات درباره یک منشور خلیج فارس درباره امنیت دریایی. این منشور بر اصول کنوانسیون سازمان ملل درباره قوانین دریا مبتنی خواهد بود. •    تصویب منشورهای منطقه ای مشابه منع گسترش سلاح های بیولوژیکی و شیمیایی و همچنین منع آزمایش سلاح های هسته ای. •    کار بر روی مناسبات مشابه برای محدود کردن برد موشک های بالستیک و تجارت تسلیحاتی در منطقه. هر مورد از این مناسبات باید دارای مکانیزم های اطلاع رسانی و بازرسی باشد. دستیابی به همه این مناسبات به زمان و تلاش نیاز دارد، اما صرف شروع روند گفت و گوهای منطقه ای می تواند به تغییر پویایی کنونی کمک کند. اکنون که ایالات متحده از رهبری در سطح سیاست گذاری دست کشیده، زمان آن است که اروپا وارد عمل شود. اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی با استناد به موفقیت دیپلماتیکی که در پرونده هسته ای ایران کسب کردند و ضمن تلاش برای اعتمادسازی با همه قدرت های منطقه ای، در موقعیت مناسبی برای پیشبرد چنین روندی قرار دارند. نگاهی فراتر از ایران به منطقه ای ناآرام اکنون زمان بحرانی جدی است. ایالات متحده، کشورهای عضو اتحادیه اروپا و ایران برای حفظ کنترل بر اتفاقات در حال وقوع تلاش می کنند. به ویژه جمهوری اسلامی با یک طوفان تمام عیار مواجه است. اقتصاد این کشور پس از دو سال سیاست اعمال فشار حداکثری ایالات متحده به شدت آسیب دیده است: کوچک شدن اقتصاد، کاهش فروش نفت، افزایش تورم، افزایش بدهی های دولت، افزایش نرخ بیکاری و کاهش ذخایر ارزی همه مشکلات این کشور را تشدید می کنند. انتخابات مجلس ایران در فوریه 2020 از کاهش محسوس حمایت عمومی از دولت حکایت داشت چرا که کمتر از نیمی از افراد واجد شرایط رای دادن در انتخابات شرکت کردند. در یک شرایط کنایه آمیز، ایران و ایالات متحده هر دو از وخیم ترین موارد شیوع کرونا را تجربه می کنند که هزاران کشته در پی داشته است. در ایران، تاثیرات همه گیری کرونا با تحریم های ایالات متحده و سوء مدیریت داخلی و فساد مالی تشدید شده است. تهران و واشنگتن همچنین درگیر تهدید رویارویی نظامی گسترده تر هستند. به رغم اینکه هر دو طرف اطمینان دارند دیگری جنگ نمی خواهد، اما اشتباهات محاسباتی می تواند تنشی کنترل نشده در پی داشته باشد. این اتفاق در ماه ژانویه 2020 که یک هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی در نزدیکی فرودگاه بغداد سردار قاسم سلیمانی را ترور کرد و ایران در تلافی آن به نیروهای آمریکایی مستقر در عراق حملات موشکی انجام داد،  به طور گسترده تر، سیاست ایالات متحده در قبال ایران و منطقه- برون سپاری سیاستگذاری منطقه ای واشنگتن به ریاض و تل آویو و حمایت بی دریغ آن از کارزار نظامی عربستان در یمن- به شدت برای اروپا بی ثبات کننده است. تصمیم ناگهانی رئیس جمهوری دونالد ترامپ در اکتبر 2019 به خارج کردن همه نیروها و تنها گذاشتن متحدان در آنجا و ترور سردار سلیمانی، جنگ جامعه جهانی علیه عناصر باقی مانده از داعش را به خطر انداخته است. اروپایی ها شاهد این هستند که منافع امنیتی آنها به طور مستقیم و به شیوه ای منفی تحت تاثیر تصمیمات آمریکا قرار می گیرد. از این رو، اروپا پس از سال ها تلاش بی نتیجه برای محافظت از آندسته سیاست های خود در قبال ایران با رویکرد ایالات متحده متفاوت است، اکنون به جایی رسیده که باید تلاش های خود را در سطح منطقه ای متمرکز کند. اتحادیه اروپا باید به فراتر از ایران و به شبکه منطقه ای درگیری ها، رقابت ها و احتمالات نگاه و مسائل را به صورت جامع حل کند. این به معنای رویکرد منطقه ای و مجموعه وسیعی از سیاست گذاری هاست. (این مطلب ادامه دارد.) منبع: کارنگی اروپا / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34