اتوبارباربری تهران با1786(بدون …ثبت شرکت و برند صداقتقویترین پکیج آموزش تندخوانی و تقویت …فروش عمده کاور کاغذ A4 ,A5 و A3

ساعت به وقت بی بی سی دقیقا چند است؟
نویسنده: مجید خورشیدی، کارشناس روابط بین الملل دیپلماسی ایرانی: پرونده خانم نازنین زاغری با اتمام محکومیت ایشان وارد مرحله جدید شده و به نظر می آید برای ساکن خانه شماره 10 خیابان داونینگ استریت و دیگر اهالی سیاست در لندن سویه های نامربوط و شبه افکنانه ای را موجب شده است. روز هفدهم اسفندماه با اتمام محکومیت خانم زاغری، رفع محدودیت از ایشان صورت گرفت و مطابق با حقوق یک شهروند عادی جمهوری اسلامی ایران از مزایای زندگی عادی خویش بهره مند شد تا در نوبت رسیدگی به پرونده ی اتهامی دیگرش حاضر شود. اما کاربدستان در  لندن که خانم زاغری تابعیت مضاعف این دولت را نیز داراست (جمهوری اسلامی ایران تابعیت دوگانه را به رسمیت نمی شناسد و خانم زاغری به عنوان یک شهروند ایرانی از سوی تهران شناخته می شود)، سخنان و مواضعی اتخاذ کردند که حاوی خطوط گلدرشتی است که اصل قصه را قلب می کند و انگار هنوز در سرمای آسمان ابری لندن در خیال عصر استعماری "آفتاب در امپراطوری بریتانیا غروب نمی کند"مانده اند. اول این که مقامات بریتانیا بر اتمام مدت مجازات خانم زاغری هیچ سخن و صحه ای نمی گذارند و به گونه ای می نمایانند که زاغری در موضع مظلوم و کاملا عاری و بری از خطا و خلاف مورد برخورد سیاسی تهران قرار گرفته و لذا پایان محکومیت تنها به سبب رفع جفا از ایشان است. این معنا از پی آن است تا عدالت و استقلال دستگاه قضا در ایران را مخدوش و مه آلود نشان دهد و همه برخوردها با عناصر خطاکار، تنها سیاسی و در حکم فشار بی مورد است. این نوشتار به سبب عدم اشراف و تخصص در حوزه قضاوت وارد موارد و مصادق قضایی پرونده نمی شود، اما اذهان نیکو در خاطر دارند که بوریس جانسون در یک اظهار نظر آشکار بیان داشت که خانم زاغری برای آموزش روزنامه نگاران به ایران سفر کرده است! این لغزش سهو جانسون موجب حملات گسترده ای در داخل بریتانیا به او شد که با بالا زدن بخشی از پرده حقیقت کار را مشکل کرده است. مشخص است که در هر صورت و برداشت، خانم زاغری درون ایران فعالیت نامتعارف داشته است و دولت بریتانیا اگر خواهان برخورداری از رافت اسلامی و یا تفاهمی در این زمینه بود بجای توسل به مظلوم نمایی و مویه بر صحنه سازی خود، باید عدالت و قانون را در ایران ارج می نهاد. خانم زاغری با برخورداری از وکیل محاکمه شد و در موعد سرآمدن محکومیتش از زندان آزاد شد. نکته دیگر به میان آمدن خانواده نازنین زاغری و به طور مشخص همسر و فرزند خردسالش به میانه ماجرا بود که به طور هدفمند بر عاطفی کردن قصه تمرکز داشت. معنای آزادی یک مادر دور از فرزند و تاکید بر تصاویر حرمان آور فراغ مادر و مویه فرزند خردسال در ذهنیت سازی مستمر و تقلیل دادن مجرم به مادری فراغ فرزند چشیده و هجر دیده، ظرافت رسانه ای است که آمده تا جای مظلوم و ظالم را عوض کند. یقینا ملاحظات انسانی همیشه پررنگ و مدنظر جمهوری اسلامی ایران بوده است. در اوج جنگ تحمیلی و علی رغم بیداد صدام حسین مقبور در بمباران مناطق مسکونی ایران به مدد سلاح های اهدایی لندن و دوستانش هرگز اقدام متقابل علی رغم وجود امکان از سوی تهران، انجام نگرفت. لیکن اکنون این گونه بر طبل تبلیغات پردامنه کوبیده می شود که یک مادر مظلوم و بی گناه دربند بوده و های اهالی و اذهان به هوش باشید. نکته مهمتر این که مادر یا پدر بودن دلیل بر بی گناه بودن و مجوز برای اقدامات مخرب و ضد امنیتی نیست، نشود حکایت آن گردنکش موقع توان و عجز و لابه کن هنگام عقوبت که های من عائله دارم! خطای دیگر اظهارات دامنه دار بریتانیا است مبنی بر اینکه خانم زاغری در عوض پرداخت بدهی لندن بابت خرید تانک های چیفتن به تهران آزاد خواهد شد و با توجه به تحریم های واشنگتن ضد تهران این امکان برای پرداخت وجود ندارد. بازی رندانه این که این مفهوم را با تکرار رسانه ای جا می اندازند که ایران یک مادر بی گناه را در حبس کرده، تا پول خود را وصول کند! اما باید در خاطر بیاورد که ایران مطالبات خود بابت تانک چیفتن را در محاکم خود بریتانیا هم به اثبات رسانده و در حکم "لاریب فیه است" و دوم اینکه هر گاه منافع و مصالح ایجاب کند به تجربه تاریخی اثبات شده که لندن برای اتباعش کمترین اهمیتی قائل نیست. مورد مشخص فرزاد بازفت، خبرنگار ایرانی الاصل بریتانیایی نشریه آبزرور که در دهه هشتاد میلادی در عراق دستگیر و اعدام شد و سفیر وقت بریتانیا به سبب معاملات هنگفت تسلیحاتی با رژیم بعث تنها برای آقای بازفت آرزوی مغفرت کرد! این بازی نخ نما برای زدودن اعتبار برخورد با مجرم و جاسوس در ایران در کنار خدشه در صلاحیت و صلابت آرا قضایی کشور می تواند یادآور بازی های بریتانیا در بحبوحه های تاریخی دیگر باشد. آنجا که در گیر و دار تدارک کودتا علیه دولت قانونی دکتر مصدق به عنوان کلید رمز در رادیو بی بی سی عبارت "ساعت 12 شب است" به صورت ساعت دقیقا دوازده شب است "تغییر می یابد تا اسم رمز حرکت ضد ملی داده شود. اما جهان و ایران تغییر اساسی کرده اند و دیگر آن اعصار به تاریخ و خاطره بدل شده اند. با فشار و جوسازی نمی توان سراب و دوشاب را به عوض آب به خورد خلایق داد و در این باور فروماند که می توان اراده ها را سست کرد. بریتانیا باید بیاموزد که آداب تفاهم و مواجهه با یک کشور مستقل و گردن فراز دیگر از معبر "ساعت دقیقا دوازده شب است نمی گذرد" و بادها سال هاست که خبر از تغییر فصل ها می دهند.