نویسنده: محمد مهدی صالحی مازندرانی، کارشناس سیاست خارجی دیپلماسی ایرانی: به باوری روسیه اساسا یک ایران محدود، ضعیف، فاقد قدرت هسته ای و موشکی و... و در عین حال یک سیستم سیاسی مخالف امریکا را در خارج نزدیک خود بر همه چیز ترجیج می دهد. اگرچه شمار کثیری از نخبگان روسی بر این باورند که به طور میانگین جامعه ایرانی گرایش مثبتی به امریکا دارد. بر اساس چنین نگرشی، روسیه مناسبات با ایران را راهبردی ندانسته و با نگاه ابرازی تعاملات با ایران را به منظور ارتقای قدرت چانه زنی خود در تعاملات با غرب (امریکا) مدیریت می کند. روسیه با  چنین رویکردی دردهه ۲۰۰۰، مواضع مثبت و همسویی با قدرت های برتر در مباحث هسته ای ایران در شورای امنیت سازمان ملل، تاخیر در ساخت نیروگاه هسته ای بوشهر و تاخیر در تحویل تسلیحات نظامی (از جمله موشک های دفاعی اس ۳۰۰) به ایران را در دستور کار قرار داد. از سویی مناسبات روسیه (از زمان فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱) با امریکا را می توان با دو عنصر "رقابت و همکاری" و در عین حال مشحون از بی اعتمادی مورد شناسایی قرار داد و در این رهگذر، ایران و روسیه به طور نسبی با تحریم های سیاسی – اقتصادی غرب (امریکا) در چالش بوده و از سویی در مثلث تعاملات ایران، روسیه و امریکا همواره نوعی بی اعتمادی حاکم است. در کنار این مفروضات اولیه باید اذعان داشت که روسیه کنونی به موازات کسب اعتماد به نفس در دهه ۲۰۰۰ و با تکیه بر درآمدهای سرشار منابع و خطوط انرژی (فسیلی)، اولین هجوم نظامی خود را به گرجستان در سال ۲۰۰۸ عملی کرد و مناطقی از گرجستان (اوستیای جنوبی و آبخازیا) را تحت عنوان مناطق خود مختاری از گرجستان جدا کرد. روسیه همچنین با اوجگیری بهار عربی در اوایل دهه ۲۰۱۰، بسیاری از شرکای سنتی خود را در خاورمیانه (لیبی، مصر و ..) از دست داد. با این وجود در پرتو تنش های سیاسی در شرق اوکراین، کریمه را از این کشور جدا و به خاک خود منضم کرد و پس ازآن، در سال ۲۰۱۵ با حضور نظامی در سوریه در کنار نیروهای مستشاری ایران در خاک سوریه ضمن حمایت از حکومت بشار اسد، پایگاه های نظامی خود را در آب های مدیتراته تحکیم کرد. این تحرکات به باوری به اشتراک نسبی منافع راهبردی ایران و روسیه در سوریه تلقی شد.  صرف نظر از این نگرش، مجموعه سیر تحولات حاکی از آن بود که موقعیت و جایگاه روسیه از یک قدرت منطقه ای به یک قدرت قابل ملاحظه در عرصه بین المللی ارتقاء یافته است. از سوی دیگر در همین مقطع مناسبات و روابط جمهوری اسلامی ایران با امریکا به دلایل توسعه صنایع انرژی هسته ای، توسعه صنایع موشکی و سیاست های منطقه ای ایران به ویژه درخاورمیانه، علی رغم انعقاد قرارداد هسته ای با پنج قدرت جهانی درسال ۲۰۱۵ همچنان با تنش همراه بود. این روند با خروج امریکا از قرارداد هسته ای (برجام) در مه ۲۰۱۸ و اوجگیری تحریم های یک جانبه گرایانه امریکا علیه ایران شدت یافت. به نحوی که در نیمه سال جاری، سلسله تحولاتی از جمله حمله به کشتی های نفتی در خلیج فارس، تخریب پالایشگاه (آرامکو) در عربستان سعودی، سرنگونی پهپاد امریکایی درخلیج فارس، ترور سردار سلیمانی فرمانده نیروهای قدس در بغداد توسط امریکا، حمله موشکی ایران به دو پایگاه نظامی امریکا در عراق و بالاخره عدم تمایل ایران برای مذاکره با دولت ترامپ، شکاف و افتراق بین تهران – واشنگتن را حادتر کرد. تحت چنین شرایطی، دولتمردان روسی آمادگی خود را برای میانجیگری بین تهران – واشنگتن بارها ابراز داشتند. در همین مقطع دو رویداد مهم در مناسبات دوجانبه ایران – روسیه پیرامون تحولات بحران زای خلیج فارس روی داد که ذهنیت تحلیلگران سیاسی را به خود معطوف کرد : ۱-  دیدار فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران از مسکو و اعلام برگزاری رزمایش مشترک دریایی ایران و روسیه در دریای عمان تا اواخر سال جاری و ایضا امضای قرارداد همکاری نظامی بین دو کشور که بنا بر اظهارات مشارالیه نقطه عطفی در مناسبات ایران – روسیه محسوب می شود.      ۲-  ارائه طرح امنیت جمعی روسیه در خلیج فارس در سازمان ملل، امری که بی تردید متاثر از  طرح تشکیل اتئلاف دریایی امریکا در خلیج فارس بود. روسیه با طرح ایجاد مکانیسمی بین المللی برای نظارت و تامین امنیت جمعی و مقابله با تروریسم در حوزه خلیج فارس که از طریق مشارکت کشورهای منطقه ای و قدرت های فرا منطقه ای (از جمله امریکا، چین و اتحادیه اروپا) به عنوان ناظرین این مکانیسم (شبیه به آژانس بین المللی اتمی در وین) حاصل می شود، عملا نقش آفرینی خود را در این حوزه به تصویر کشاند. در همین مقطع، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه نیز در همایش اقتصادی ولادی وستوک در نیمه شهریور ماه با تاکید بر این موضوع که روسیه خواستار تنش زدایی در حوزه فارس است، عنوان کرد که روسیه برای حضور نظامی در این منطقه مشکل تکنیکی  ندارد. از سویی دیگر رئیس حزب دموکراتیک در دومای روسیه نیز  پیشنهاد واگذاری پایگاه نظامی به روسیه در یکی از بنادر جنوبی ایران را مطرح کرد . از دیدگاه شماری ازتحلیلگران ایرانی، انگیزه های روسیه را از لحاظ تاریخی می توان به نیات کرملین در رسیدن به آب های خلیج فارس و یا به مولفه های جنگ سرد نسبت داد. در مقابل، برخی بر این موضوع اصرار می ورزند که باید از ذهنیت ها و مولفه های جنگ سرد عبور کرد و به نیات روسیه در چارچوب منافع مشترک ایران و روسیه از جمله در شکل دهی کریدور شمال و جنوب و یا پیوستن ایران به اتحادیه اقتصادی اوراسیا در شرایطی که تحریم های یک جانبه امریکا علیه ایران ابعاد جدیدی یافته است، متمرکز شد. مسیری که مبادلات کالا را از مسیر سنت پترزبورگ به بنادرجنوبی ایران (چابهار) و از آنجا به اقیانوس هند امکانپذیر می کند، در پاسخ، برخی از نخبگان بر این باورند که روسیه در طرح امنیت جمعی خلیج فارس، در پی آن است که میدان رقابت با امریکا را شدت دهد تا قدرت چانه زنی خود را به منظور حل و فصل پاره ای از مسائل خود (از جمله تعدیل تحریم های غرب علیه روسیه) ارتقاء بخشد. مزید بر آن که روسیه با گسترش رقابت در حوزه ای که اساسا پایگاه نظامی ندارد درصدد آن است که برای حضور آینده خود در بعد تعاملات نظامی – تسلیحاتی در منطقه ای که اهمیت ژئواستراتژی وژئو اکونومیک آن بر کسی پوشیده نیست؛ ظرفیت سازی کند. آنان همچنین با تکیه بر نظریات ماهان عنوان می کنند که در عصر کنونی یکی از اهرم های موفقیت در بعد نفوذ و رقابت در سطح جهانی، حضور در نقاط استراتژیک دریایی است. اما ورای این مباحث، انگیزه ها و مواضع ایران نیز حائز اهمیت است.  صرف نظر از آن که پیشنهادهای دو کشور (ایران - روسیه) را تاکتیکی و یا استراتژی تفسیر کنیم، طبیعی است که توسعه همکاری ها در حوزه خلیج فارس با روسیه حداقل در مقطع کنونی با عنایت به شکل گیری اولیه ائتلاف دریایی غرب به رهبری امریکا برای تامین امنیت کشتیرانی در خلیج فارس؛ قدرت چانه زنی و بازدارندگی ایران را در برابر غرب تقویت می بخشد. به همین نسبت حساسیت های امریکا را نسبت به مناسبات تهران – مسکو و تحرکات روسیه مضاعف می کند، این مهم با عنایت به تشدید تحریم های یک جانبه امریکا علیه ایران و احیای توسعه صنایع هسته ای ایران و کشاندن احتمالی مباحث هسته ای ایران در مجامع بین المللی (شورای حکام سازمان انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل) چندان دور از ذهن نیست. ضمن آنکه ائتلاف دریایی غرب و طرح امنیت جمعی روسیه در حوزه خلیج فارس نیز از سوی چین مورد حمایت قرار گرفته است. این روند نوعی مرزمندی سیاسی را در ذهن متبادر می کند اگرچه ایران در این زمینه طرح مستقل خود را دارد و بر این باور است که امنیت دریایی بر عهده کشورهای منطقه است و برای حضور نیروهای خارجی جایگاهی قائل نیست. از این زاویه توصیه می شود که ایران خط مشی "نه موافقت و نه مخالفت" نسبت به طرح امنیت جمعی روسیه را در پیش گیرد و از سویی بر طرح امنیتی خود پافشاری کند.  در کنار مباحث فوق همچنین باید به نیات راهبردی در مباحث انرژی روسیه اشاره کرد. روسیه با عنایت به منابع و خطوط انرژی خود به اروپا و ترکیه همواره درصدد بوده تا با نگرشی امنیتی و استراتژیک (به خطوط گازی) به عنوان قطب منحصر به فرد تامین کننده منابع انرژی (اروپا)، رفتار سیاسی غرب را کنترل و مدیریت کند. روسیه با چنین رویکردی ایران را رقیب خود می پندارد و این مهم از زمانی که ترامپ رئیس جمهوری امریکا از قرارداد هسته ای ایران (برجام) خارج و صادرات نفت ایران مورد تحریم قرار گرفت فرصت مساعدی را برای روسیه فراهم کرد که اهداف خود را با طیب خاطر تعقیب کند. روسیه همچنین با هماهنگی عربستان تلاش کرد که کسری نفت در بازارهای جهانی را با افزایش تولید نفت خود جبران کند. به عبارتی دیگر، تحریم نفتی ایران در سطح بین الملل، یعنی افزایش قدرت مانور روسیه در مبادلات انرژی با اروپا؛ حال اگر جنگی در خلیج فارس صورت پذیرد، قدرت روسیه در این زمینه مضاعف می شود چرا که صاردات نفت کشورهای عربی نیز با چالش جدی روبه رو خواهد شد و این مهم در شرایطی است که روسیه نیز از سوی غرب (اروپا) مورد تحریم است.  از نتایج اولیه این فرایند، افزایش قدرت چانه زنی مسکو با غربی ها شاید قابل تصور نباشد. اما ورای تمام این مباحث، نقش آفرینی احتمالی جریانات افراطی (مذهبی) در مرزهای جنوبی روسیه است که ثبات و امنیت ایران را برای روسیه مضاعف می کند، این فرایند با عنایت به سیر نزولی موقعیت نیروهای تکفیری (داعش) در سوریه و عراق وعقب نشینی احتمالی نیروهای امریکایی در منطقه این احتمال را تقویت می کند که نیروهای تکفیری بار دیگر در منطقه احیاء و یا در شمال افغانستان متمرکز شوند و کشورهای آسیای مرکزی را عملا با تهدید روبه رو کنند. به عبارتی دیگر، تلفیق گرایش های اسلامی کشورهای منطقه با ناراضیان سیاسی که تحت حکومت قدرت های اقتدارگر به سر می برند صلح و ثبات منطقه را عملا با تهدید روبه رو می سازد و این مهم همکاری روسیه، دولت های منطقه و ایران را در مبارزه با تروریسم مورد تاکید قرار می دهد.