ابعاد حقوقی بارور سازی ابرها
نویسنده: علی رودباری، دانشجوی دکتری حقوق بین الملل دانشگاه علامه طباطبائی، پژوهشگر حقوق بین الملل آب دیپلماسی ایرانی: مقدمه حقوق آب با توجه به ماهیت خود دسترسی به آب شیرین را قانونمند کرده است. با مراجعه به پرونده های حقوقی دیده می شود اختلافات و دعاوی بیشماری بر سر بهره برداری از آب توسط یک فرد یا یک شهر از یک رودخانه مشترک به وجود آمده چرا که این امر باعث بی بهره شدن بخش های دیگر از این آب شده است. آبهای جوی نیز همانند آبهای سطحی و زیرزمینی مدعیان خاص خود را دارد. از زمانی که پروژه های بارور سازی ابرها در دنیا آغاز شده و آزمایشات و پروژه های تجاری گسترش یافته، بحث های حقوقی منابع آب جوی نیز مطرح شده است.  ابرها به عنوان توده بخار معلق در هوا و متشکل از قطرات آب یا بلورهای یخ تعریف می شوند، و از تمام جهات منبع آب شیرین شناخته می شوند. ابرها معمولا بصورت غیرمستقیم به عنوان یک مرحله در چرخه کلی آب در نظر گرفته می شوند؛ در نتیجه، آنها به عنوان یک عنصر در مجموعه اکوسیستم جهانی بررسی می شوند نیاز به تعیین وضعیت حقوقی آنها به موازات فناوری های تعدیل وضع هوا پدیدار شد. که مسائل مهمی پیرامون آن به وجود آمد. فناوری های مختلفی کشف شده که بارورسازی ابر در اینجا از اهمیت فراوانی برخوردار است. روش های افزایش بهره برداری آب از منابع آب جوی از سال 1950 پا به عرصه  گذاشت و تا کنون پیشرفت های چشمگیر و قابل ملاحظه ای داشته است بطوریکه مطابق بیانیه سازمان جهانی هواشناسی در سال 2007 هر ساله بیش از 60 پروژه باروری ابرها در دنیا به ثبت رسیده و بیش از 100 کشور دنیا علاقه مند به اجرای پروژه های بهره برداری آب جوی از طریق باروری ابرها هستند. در دهه 60 که اولین دعاوی حقوقی در زمینه منابع آبهای جوی از طرف یکی از کشاورزان آمریکا مطرح شد بحث حقوقی منابع آبهای جوی در دنیا مطرح شد و کشورهای پیشگام در حوزه های فناوری همچنین  برخی از ایالت های  کشورآمریکا  این موضوع را به جد دنبال نموده و مسائل حقوقی این موضوع را مورد بررسی قرار دادند. برای مثال در ایالت تگزاس قوانین مربوطه در مجلس قانون گذاری به صورت لایحه به تصویب رسید و انجام وظیفه هر بخش از آن برعهده مراکز ذیربط گذاشته شد. وظیفه صدور مجوز و گواهینامه برعهده کمیته صدور مجوز و قانون گذاری تگزاس است. این قوانین هرساله به روز شده و ابلاغ اجرایی آن به مراکز مربوطه ابلاغ می شود.کلیه مفاد این قانون و ابلاغ اجرایی آن که هرساله به روز شده در دسترس عموم قرار می گیرد نتیجه این بررسی ها قوانین و مقرراتی است که در این ایالتها و برخی کشورهای دیگر در زمینه طراحی و اجرای پروژه های باروری ابرها از طریق بخش های دولتی و خصوصی و نیز پاسخ به دعاوی مطرح شده در این زمینه وضع شده است از کاربرد اولیه آنها، بویژه در ایالات متحده آمریکا، جایی که اختلافات بین ایالتهای فدرال بدلیل استفاده از این فناوری ها شایع بودند، خواستار ایجاد چارچوبی حقوقی برای نظارت به چنین فعالیت هایی شد که در این مقاله صرفاً رویکردهای ایالات متحده آمریکا در رسیدگی به حل و فصل اختلافات ما بین ایالت هایش در این حوزه بررسی می شود. رویکرد نخست نخستین رویکرد،  موضوعی را در نظر گرفته بوده که داشتن حق مالکیت بر زمین به منزله تخصیص حقوق آب واقع بر آن زمین است. حق استفاده از آبهای عبوری و زیر سطح ملک به روشی منصفانه و معقول، حق مسلم محسوب شده و ارزش زمین را از جهات مختلفی چون مالی و حاصلخیری آن افزایش می دهد. طبق این رویکرد، ابرهای واقع در حریم هوایی بالای خاک آن زمین، بخشی از این قلمرو را تشکیل می¬دهند. آنها مانند آسمان، تحت رژیم حاکمیت سرزمینی قرار می گیرند، اینکه از کجا آمده اند یا از چه ارتفاعی عبور کنند، چندان مهم نیست. کارشناسان زیادی، پیامدهای حقوقی ترسیم شباهت هایی بین ابرها و زمین زیر آنها را تحلیل کرده اند. برخی دادگاه¬های ایالات متحده آمریکا از این رویکرد برای پاسخگویی به ادعاهای صاحبان املاک که احساس می کردند قربانی انحراف ابرها بودند، استفاده کرده اند. اولین تصمیمات بر این عقیده استوار بود که ابرها و باران متعلق به صاحب ملک واقع در زیر آن هستند، و این بدان معنی است که صاحب ملک دارای برخی "حقوق معدنی" بر گردش هوای بالای ملک است در این زمینه، این سوال مطرح می شود که چگونه می توان شیء متحرک را به زمین متصل کرد، به ویژه اگر در زمینه ی جستجو برای دسترسی به آب باشد. علاوه بر این، رویکرد سرزمینی کنار گذاشته خواهد شد تا جای خود را به ¬این ایده بدهد که حق اکتسابی ابرها یا رطوبت موجود در هوا نمی¬تواند وجود داشته باشد، چون آسمان متعلق به همه است. رویکرد دوم رویکرد دیگر، به رسمیت نشناختن حق مالکیت بر ابرهاست؛ در نتیجه، اولین فردی که آنها را تصرف می کند حق بهره برداری از آنها را دارد. طبق این رویکرد، تعدیل وضع هوا را باید تحمل کردبا این حال، تضاد منافع پیرامون موضوع و خطرات موجود در استفاده از آنها، نیاز به تنظیم استفاده از ابرها را بوجود آورد. در حقیقت، نشان داده شده که بهره¬برداری از این رویه ها توسط یک کشور می¬تواند به کشور دیگری آسیب برساند. کشور دوم می تواند دچار خشکسالی شدید شود و از نعمت بارانی که در غیر اینصورت بر خاک آن کشور می بارد، محروم می ماند، و در عین حال، کشور ممکن است بدلیل بارانهای شدید ناشی از استفاده از این تکنیک ها توسط کشور همسایه درگیر خسارات قابل توجهی شود. برای رفع این خطرات، قانونگذاری در برخی ایالت های امریکا ایجاب می کند که نهادهای درگیر در این بخش تسلط خود بر فناوری ها و ظرفیت خود برای رفع خسارات وارده به بقیه ایالتها را در دستور کار خود قرار دهند .آنها برای انجام عملیات های بارورسازی در یک منطقه و دوره زمانی مشخص باید مجوز این کار را دریافت کنند با این وجود، راهکارهایی برای پذیرفتن مسئولیت خسارات تعبیه شده است. تعهدات ناشی از بهره برداری از این فناوری  ها باید تعیین شود. از این منظر، تعهد به عدم  ایرادآسیب قابل توجه همراه با تعهد مربوط به رفع خسارات ناشی از تعدیل وضع هوا اعمال می شود. با این حال، اصل سادگی نظری ظاهری با مشکلاتی که در پیاده سازی آن رخ می دهد، در تضاد است. بلاتکلیفی علمی موجود در این رویه ها و دشواری فهم حقوقی خسارت وارده، موانع جدی در اجرای حقوق مسئولیت را نشان می دهد. برای مثال، در منطقه آسیب دیده از خشکسالی، خسارات وارده به دلیل فقدان متوالی آب باران دلیل موجهی دارد، و همین آسیب در مناطق پرآب ممکن است کمتر نگران کننده باشد اجرای این حق برای جبران خسارت می تواند سوالاتی در مورد نحوه تعیین خطوط قانونی آن مطرح کند. رویکرد سوم رویکرد سوم که رویکری به مراتب جامع تر از دو رویکرد قبلی است بر پایه مفهوم مالکیت مشاع به عنوان ابزاری حقوقی برای مقابله با اثرات فناوری های تعدیل وضع هوا می باشد پیشنهاد شده است. که این رژیم از اصول لازم الاجراء جهت بهره برداری از فضاهای مشخص مانند موارد قابل اجراء در بستر دریا و آبهای آزاد الهام بگیرد. همچنین بر اصل بهره برداری منصفانه و معقول و نیز مشارکت تاکید شده است. ذکر این نکته الزامی است که صرفا رعایت اصل استفاده منصفانه برای کشورهای دارای عناصر سرزمینی مشترک از چرخه هیدرولوژیکی، یک رویکرد نامناسب است. آب تبخیر شده در آبهای آزاد باید به نفع کشورهای دارای کمترین میزان بارندگی به طور مجدد توزیع گردد در این خصوص، ابرها باید به عنوان منابع متعلق به همه در نظر گرفته شوند و قواعد مربوط به آن‌ها توسط جامعه بین المللی تنظیم شوند. با این حال، این رویکرد از مسئله ابرهای شگل گرفته در آبهای سرزمینی کشورهای ساحلی چشم پوشی می کند. همچنین، مفهوم مالکیت مشاع به روشی قابل فهم با این رویکرد اساسا فقط در حریم های بین المللی اعمال می شود. در این مورد، بر آبهای آزاد به عنوان منطقه شکل گیری ابر تاکید می کنند. اما آیا می توانیم ابرها را به درستی با منابع صرفا بدست آمده از این فضا مقایسه کنیم (با داشتن این اطلاعات که ابرها دائما مقداری از آب خود را از دست می دهند و قطرات آب و رطوبت جدید را طی حرکت خود بدست می آورند. نتیجه گیری ابرها تا به امروز بعنوان منبعی در نظر گرفته شده‌اند که متعلق به هیچ کس نیستند و بنابراین در تصرف هیچ کس قرار ندارند. چون ابرها در فناوری تعدیل شرایط آب و هوا مورد بررسی قرار می‌گیرند، پس تا به امروز فقط در مفهوم حقوقی روی آنها توافق شده است. این پژوهش صرفاً رویه ایالات متحده آمریکا و اختلافات مابین ایالت های مختلف آن را تحت پوشش قرار می دهد و  با گسترده شدن این فناوری و اختلافات حتمی دولت ها در این حوزه لازم است اقدامات مهمی در سطح بین المللی صورت بگیرد.  بنابراین با توجه به اینکه در مسئله بارور سازی ابرها خلاء های قانونی بسیاری وجود دارد تدوین و تصویب کنوانسیون در زمینه خسارات وارده ناشی از بارورسازی ابرها، اطلاق جرم زیست محیطی به پاره ای از رفتارها که سبب خسارت به محیط زیست می شود ضروری می باشد و امید است دولت ها در این راستا تصمیمات مهمی اتخاذ کنند.