کانال فلکسیبلعایق الاستومریدستگاه سلفون کشتعمیر هارد

تشابه ترامپ و احمدی نژاد
نویسنده: رامین فخاری، دانشجوی ارشد مطالعات خاورمیانه دانشگاه علامه طباطبایی دیپلماسی ایرانی: طی روزهای اخیر ویدئویی از دونالد ترامپ، رئیس جمهوری سابق آمریکا منتشر شده مبنی بر اینکه وی اظهار می کند به زودی ریاست جمهوری و مجلس سنا را پس خواهد گرفت. رفتارهای ترامپ را می توان از برخی از جنبه ها به رفتارهای یکی از روسای جمهوری سابق ایران تشبیه کرد که در اینجا مواردی را ذکر می کنیم؛ هر دو رئیس جمهور با توسل به ابزار پوپولیسم توانستند در انتخابات پیروز شوند و محبوبیت خود در دوره ریاست جمهوری و پس از آن را مدیون ابزار پوپولیسم هستند. هر دو رئیس جمهوری هم اکنون نیز با توسل به ابزار پوپولیسم و کوبیدن آن بر سر حاکمیت ها سعی در بازگشت به قدرت دارند. هر دو رئیس جمهوری کوچکترین ارزشی برای دیپلماسی و سازمان های بین المللی و روابط بین الملل قائل نیستند. مثلا در آمریکا ترامپ به نوبت و یک به یک از تمامی معاهدات بین المللی خارج می شد، در ایران نیز آقای دکتر احمدی نژاد تحریم را کاغذ پاره فرض می کرد. هر دو رئیس جمهوری پس از دوران ریاست جمهوری و علی رغم کارنامه ناموفق در سودای بازگشت به قدرت با متوسل شدن به ابزار پوپولیسم هستند. نکته مهمتر این است که هر دو شخص با وجود اینکه به این مساله واقفند که نهادهای نظارتی ایران و احزاب آمریکا به آنها اجازه حضور نخواهند داد. همیشه یک نوع تلاش کاذب برای رسیدن به قدرت را دارند و با تلاش با این کار به شکلی خواسته های روحی خود را ارضا می کنند. نکته جالب این است که یک تلاش ستودنی را برای بازگشت به قدرت انجام می دهند که این تلاش دارای تداوم و پشت کار زیادی است. هر دو رئیس جمهوری جزء مخالفان جهانی سازی بوده اند و سعی در ایزوله کردن کشور خود داشته اند؛ مثلا ترامپ سعی داشت با انتقال صنایع از چین به آمریکا با جهانی سازی مقابله کند و دکتر احمدی نژاد نیز بنا به قول یکی از نزدیکانش معتقد بوده است که تحریم ها برای ایران نعمت هستند و می توانند منجر به کاهش وابستگی و اتکای ایران به جهان خارج بشوند. هر دو رئیس جمهوری بعد از به پایین کشیده شدن از اریکه قدرت به اپوزیسیون وضع موجود تبدیل شدند؛ ترامپ کنگره آمریکا را مورد حمله قرار داد و رئیس جمهور سابق ایران نیز هم اکنون انتقادات زیادی را در سخنرانی های خود مطرح می کند. از یک دیدگاه دیگر که به بند فوق نیز مرتبط می شود، هر دو رئیس جمهوری با مجالس کشورشان دارای تضادها و مشکلاتی بوده اند؛ بطور مثال ترامپ بطور دائم با نانسی پلوسی و احمدی نژاد با لاریجانی دچار کشمکش و تضاد بوده و این مساله نشانگر این است که ارزش و اعتباری برای جایگاه قانون گذاری قائل نبوده اند. در هر دو جریان رگه هایی از نئونازیسم و گرایش به آلمان نازی دیده می شود، که البته در مورد دولت ترامپ شاید این مساله مشهود نباشد اما رفتارهای ترامپ دقیقا تداعی گر رفتارهای هیتلر بود و ترامپ در بین گروهای نئو نازی آمریکا هوادارانی داشت. هر دو شخص با رفتارها و سخنان جنجالی به هزینه سازی برای کشور خود و انزوای کشور خود منجر شده اند که البته به دلیل اقتصاد و قدرت آمریکا در سطح جهان این مساله برای ایالات متحده محسوس نبود ولی اگر دوران ترامپ تداوم می یافت مقابله آمریکا با چین و تضادهای این کشور با اتحادیه اروپا هزینه های اقتصادی و سیاسی بسیاری را بر دوش این کشور تحمیل می کرد، ولی در ایران به دلیل اقتصاد ضعیف نتایج سخنان نسنجیده رئیس جمهوری وقت فورا اثراتش را در اقتصاد ایران به نمایش گذاشت. نکته جالب این است که ترامپیسم برای آمریکا و جهان و نسخه بومی سازی شده آن برای ایران یک خطر که توانایی تبدیل شدن به حالت بالفعل را دارا نیست، ولی آشوب ها و نارضایتی های اجتماعی خفیفی را می تواند دامن بزند. اما در طول تاریخ نیز نمونه های مشابه ترامپ وجود داشته اند که به دلیل نبود نهادهای نظارتی و جامعه مدنی قوی کشور خود و جهان را به تلی از خاک مبدل کنند که شاخص ترین این اشخاص هیتلر بود که به وسیله سخنرانی های آتشین خودش و گوبلز دست به دامان پوپولیسم شد و همانند ترامپ که از سازمان های بین المللی خارج می شد از سازمان ملل متحد خارج شد و در نتیجه یک زمینه سوخته به نام آلمان با پنج میلیون کشته و یک زمین سوخته دیگر به نام اروپا با نزدیک هفتاد میلیون کشته را به بشریت تحمیل کرد. در نتیجه باید از سازوکارهای مختلف برای ممانعت از بازگشت پوپولیست ها به قدرت استفاده کرد تا هزینه های آن متوجه مردم عادی و یک کشور نباشد.