فروش پودر گوشت، پودر جوجه، پودر …تولید و عرضه بلوک سبک استانداردساخت تابلوهای نما و نوسازی ساختمانتعمیر تلویزیون ال جی

لطفا به جای خاموش کردن آتش، آتش‌نشان را هدف نگیرید!
دیپلماسی ایرانی - در چند هفته اخیر بسیاری از کنشگران سیاسی مخالف دولت اهتمام زیادی به خرج داده اند تا دولت و شخص رئیس جمهوری را مقصر اصلی التهابات موجود در بازار کالاها و خدمات مانند قیمت ارز، مسکن و خودرو معرفی کنند. نتیجه این تلاش سازماندهی شده یکسویه را می توان در طرح سوال از رئیس جمهوری از سوی نمایندگان طیف اصولگرای مجلس دید که دیروز در مجلس شورای اسلامی اعلام وصول شد. از نظر طراحان سوال و حامیان فکری شان، ایران اسلامی غرق در امکانات، منابع گسترده مالی و طبیعی است که فقط این سوء مدیریت های داخلی از سوی قوه مجریه است که شرایط اسف بار کنونی را رقم زده است. لذا با یک چنین بینش و نگرشی بر آن هستند تا به موکلان خود نشان دهند که درصدد اصلاح و سامان دادن به امور از طریق تحت فشار قرار دادن دولت و رئیس جمهوری هستند. اگر چنین تحلیلی منطبق بر واقعیت بود باید با صرف طرح سوال از رئیس جمهوری، آثار روانی این حرکت های مجلس در بازار نمایان می شد و لااقل منجر به توقف روند افزایش قیمت ها می شد. اما واقعیت فراتر از تصورات و پسینه ذهنی نمایندگان جدید مخالف دولت است.  چنانکه مروری بر قیمت کالاها و خدمات در 4 ماه اخیر نشان می دهد که رویکرد خط و نشان کشیدن برای دولت، چه بسا به افزایش التهابات در بازار ارز و سایر کالاهای اساسی کشور شده است. نگارنده در اثبات مدعا به دو مقطع در ارتباط با افزایش قیمت دلار اشاره می کند. مقطع اول دوره زمانی اواخر بهمن ماه یعنی پیش از پیروزی جریان مخالف دولت در انتخابات مجلس است که قیمت دلار در 28 بهمن 98، در حدود 13 هزار و 750 تومان بوده اما این روزها قیمت دلار 22 هزار تومان را پشت سر گذاشته و سیر صعودی دارد. مقطع دوم پیش از اعلام وصول  طرح سوال از رئیس جمهور است. در حالی که قیمت دلار روز شنبه 14 تیر 20 هزار تومان بود در روز یکشنبه به بالای 22 هزار تومان رسید. یعنی درست بعد از وصول طرح سوال از رئیس جمهور قیمت دلار دو هزار تومان افزایش یافت. البته مخالفان دولت در مجلس و بیرون از مجلس که اصرار عجیبی روی اثبات ناکارآمد بودن دولت دارند، می گویند که هنوز برای قضاوت در خصوص عملکرد مجلس زود است. این در حالی است که در دوره های مشابه شاهد بوده ایم که چگونه صرف پیروزی و موفقیت یک جناح در انتخابات به ثبات و کاهش قیمت ها پس از یک دوره پر التهاب و پرنوسان منجر شده است. امروز برعکس آن نظاره گر این واقعیت هستیم که چگونه با روی کار آمدن جناح مخالف دولت، بازار واکنش منفی نشان می دهد و احساس بی ثباتی و شکنندگی کاملا در اقتصاد کشور با موضع گیری ها و کنش های کلامی و رفتاری نمایندگان جدید هویداست. شوربختانه مخالفان دولت به جای دیدن این واقعیت ها که تحریم های ظالمانه آمریکا و حوادثی نظیر، سیل، زلزله و کرونا، باعث کاهش درآمدها و افزایش هزینه ها در کشور منجر شده اند، مستقیم سراغ دولت می روند و مقصر تام و تمام را در عملکرد دولت می بینند. لازم است تا دیر نشده مجلس با تجدید نظر در رویکرد تقابل با دولت به تعامل و هم اندیشی رو آورد تا با هم افزایی بتوان به راهکار مناسبی برای برون رفت از وضعیت موجود دست یافت در غیر اینصورت رفتار مخالفان دولت به گونه ای است که به جای کمک در فرو نشاندن آتش، آتش نشان را هدف قرار می دهند ، نتیجه آنکه دود آتش به چشم همه می رود.