نظریه کارشناسی رسمی - قیمت ملک …مدرس و مترجم زبان پرتغالیکسب درآمد اینترنتی تنها با گوشی …خدمات چاپ کارت پی وی سی پرسنلی …

ترور دکتر فخری زاده به مواجهه نظامی می انجامد؟
نویسنده: عدنان طباطبایی دیپلماسی ایرانی: ایران هفته گذشته از کشته شدن یکی از چهره های مهم در دستگاه امنیتی خود، دکتر محسن فخری زاده، خبر داد. دکتر فخری زاده دومین هدف رده بالایی بود که دشمن خارجی در یک سال گذشته ترور کرد؛ ایالات متحده در ماه ژانویه سردار سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، را در عراق هدف گرفت. برخلاف سردار سلیمانی، دکتر فخری زاده در داخل ایران و حتی در خارج از این کشور چندان شناخته شده نبود. در حقیقت، تا همین اواخر حتی عکس های دکتر فخری زاده منتشر نشده بودند. با این حال، این دو فرد از بسیاری جهات با یکدیگر شباهت داشتند: هر دو از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران ایران بودند و نقش مهمی در پروژه های اصلی جمهوری اسلامی داشتند. سردار سلیمانی شبکه متحدان و شرکای غیر دولتی ایران را که زیربنای استراتژی منطقه ای این کشور به شمار می رود، گسترش داد و دکتر فخری زاده به توسعه توانایی های هسته ای ایران کمک کرد. ترور هر دو نفر ضربه ای نمادین و مهم به ایران محسوب می شود و آسیب پذیری این کشور را مشهود می سازد. مقامات ایرانی بلافاصله پس از ترور دکتر فخری زاده، حمله را به اصلی ترین دشمنان خود یعنی اسرائیل نسبت دادند. اسرائیل همچنین از مظنونین اصلی در انفجار در تاسیسات هسته ای نطنز در تابستان گذشته است و سابقه هدف گرفتن برنامه های هسته ای رقبا از جمله ایران را دارد. طبق گزارش ها، ترور دیگر دانشمندان هسته ای ایران در اوایل دهه 2010 و حملات سایبری و انفجاری که به کشته شدن حسن تهرانی مقدم، معمار ستون سوم دفاعی ایران، انجامید، همگی با دخالت اسرائیل رخ داده اند. این مساله که اسرائیل توانایی انجام چنین عملیات پیچیده ای در خاک ایران را داشته، نشان دهنده شکاف در امنیت داخلی جمهوری اسلامی و آسیب پذیری آن در برابر عملیات خارجی است و ایران را با معضلی اساسی مواجه کرده. این مساله همچنین به انگیزه ای برای ایران تبدیل شده تا نشان دهد که همچنان قدرتمند است. اما واکنش ایران به همه این اتفاقات، حساب شده و دقیق بوده و این کشور تلاش کرده است بین دو هدف بالقوه متناقض تعادل برقرار کند: این اقدامات و تهاجمات خارجی را بی پاسخ نگذارد و در عین حال، از تشدید بیشتر تنش ها و به طور بالقوه مواجهه مستقیم نظامی با آمریکا خودداری کند.  اما اکنون با افزایش فشارهای ایالات متحده و اسرائیل، ممکن است خویشتن داری برای ایران دشوارتر شده باشد. سران ایران ممکن است خودداری از اقدام تلافی جویانه را نشانه ضعف در مقابل دشمنان و به مثابه دعوت به عملیات پنهانی و ترورهای بیشتر تلقی کنند. خودداری از اقدام تلافی جویانه همچنین می تواند برای ایران هزینه های داخلی داشته باشد. همین حالا هم برخی از مقامات ایرانی از لزوم تلافی در برابر ترور دکتر فخری زاده برای جلوگیری از حملات آتی سخن می گویند. برخی هم معتقدند بازگشت ایران به تعهدات هسته ای در چنین شرایطی تنها دست دشمنان را تقویت می کند. اما این رویکرد اساسا با هدف دیگر جمهوری اسلامی یعنی جلوگیری از تشدید بیشتر تنش ها تا پیش از 20 ژانویه 2021 که جو بایدن، رئیس جمهوری منتخب آمریکا، امور را در دست بگیرد و احتمالا روند بازگرداندن کشورش به توافق هسته ای را آغاز کند، مغایر است. اگر ایران بخواهد ترور دکتر فخری زاده را تلافی کند یا یک قدرت بازدارنده داشته باشد، مطمئنا این کار را به شیوه ای زیرکانه انجام خواهد داد و احتمالا گزینه هایی را انتخاب می کند که امکان انکار را برای آن فراهم آورد. اما بازهم خطر تحریک به زنجیره ای از واکنش ها وجود دارد. اسرائیل ممکن است تصمیم به تلافی بگیرد و هر اقدامی توسط آن می تواند بازگشت ایالات متحده به توافق هسته ای را پیچیده تر کند و احتمالا مانع از تسهیل محدودیت های اقتصادی مورد نیاز ایران شود. در چنین سناریویی، صبر به اصطلاح استراتژیک ایران در دو سال گذشته بیهوده بوده است. به علاوه، دونالد ترامپ ثابت کرده که یک تصمیم گیرنده غیرقابل پیش بینی است. وقتی شبه نظامیان متحد ایران در عراق در ماه دسامبر سال گذشته یک آمریکایی را کشتند، ترامپ به ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس، جانشین فرمانده نیروهای حشد الشعبی عراق، دستور داد. چند ماه بعد این نیروها دو نیروی آمریکایی و یک نیروی بریتانیایی را کشتند و ایالات متحده هیچ پاسخی نداد. با توجه به اینکه تنها چند هفته تا خروج ترامپ از کاخ سفید مانده، ایرانی ها احتمالا تصمیم خواهند گرفت تا آن زمان منتظر بمانند. در کوتاه مدت، اگر ایران تصمیم بگیرد در روزهای باقی مانده از دولت ترامپ تا زمان تحلیف بایدن ترور دکتر فخری زاده را تلافی کند، هیچ کدام از گزینه های آن بدون خطر نخواهند بود و می توانند ایران را به مسیری بکشند که احتمالا برایش خوشایند نخواهد بود. در میان مدت، این احتمال وجود دارد که ایران تمایل کمتری به مذاکره درباره محدودیت های معنادار در دیگر زمینه های نگران کننده برای غرب از جمله برنامه موشکی و نفوذ ممنطقه ای نشان دهد. در بلند مدت، سران ایران ممکن است به این نتیجه برسند که کشورشان به رغم همه هزینه ها، به سلاح هسته ای برای بازدارندگی نیاز دارد. برخی از ناظران اسرائیلی ادعا می کنند که ترور دکتر فخری زاده احتمال موفقیت ایران را در ساخت نیروی بازدارنده هسته ای دشوارتر کرده است؛ بی شک توانایی رهبری و دانش دکتر فخری زاده اهمیت زیادی داشت، اما باز هم این ارزیابی از اهمیت فردی در توسعه برنامه هسته ای ایران درست نیست و به معنای نادیده گرفتن موسسات و سازمان های بی شماری است که در توسعه هسته ای و موشکی ایران نقش دارند. همچنین، در این دیدگاه یکی از مهم ترین میراث های دکتر فخری زاده و کمک او به ایجاد زیرساخت های هسته ای ایران و دانش فنی که ممکن است بعدتر مورد استفاده قرار بگیرد، نادیده گرفته شده است. ترور دکتر فخری زاده در خاک ایران ضربه مهمی به دولت این کشور است و فارغ از واکنش و پاسخی که ایران به آن می دهد، می تواند تاثیرات درجه دوم و سوم بسیار چشمگیرتری داشته باشد و موضع ایران را در صورت موافقت آن با هر گونه مذاکره ای با ایالات متحده بر سر توافق هسته ای، سخت تر می کند. منبع: فارن پالسی / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34