دستگاه دوخت دستیتوله ژرمن کینگ دو ماه و نیمه نر …ساک پارچه ای (کیسه سوزنی).کیسه …امور ثبتی

دو کارت زرد مجلس به ظریف ارتباطی به برخی ادعاها ندارد/از سخنان بلینکن بوی برجام ۲ و ۳ به مشام می رسد
دیپلماسی ایرانی - چهارشنبه هفته جاری شاهد آغاز به کار رسمی دولت جو‌بایدن بودیم. ۲۴ ساعت قبل از اتفاق آنتونی بلینکن، نامزد معرفی شده از سوی جو بایدن برای تصدی پست وزارت خارجه در جلسه بررسی صلاحیت خود در برابر کمیته روابط خارجی سنا عنوان داشت که آمریکا در صورت بازگشت ایران به برجام به این توافق بازخواهد گشت و آن را فرصتی برای مذاکره درباره مابقی مشکلات واشنگتن با ایران قرار خواهد داد؛ مسایلی چون برنامه موشکی ایران و اقدامات این کشور در منطقه. ضمن این که آنتونی بلینکن در جلسه سه شنبه بررسی صلاحیتش در کمیته روابط خارجی سنای آمریکا اعلام کرد که بایدن معتقد است که اگر ایران به برجام برگردد، ما نیز همین کار را می‌کنیم. لذا واشنگتن تنها در صورت اجرای تعهدات ایران در چارچوب برجام آماده بازگشت به این توافق هسته‌ای است. مشابه این مواضع را هم بایدن به کررات مطرح کرد. این اظهارات کافی بود تا یک روز بعد شاهد مواضع حسن روحانی و محمدجواد ظریف در جلسه هیات دولت باشیم. اما به واقع دولت بایدن با این اظهارات بازی برجامی را در قبال ایران شروع کرده است؟ آیا کاخ سفید به نبال پیش شرط موشکی و منطقه‌ای برای لغو تحریم‌هاست؟ در این صورت پاسخ تهران چه خواهد بود؟ بررسی این مسائل، محور گفت وگوی دیپلماسی ایرانی با وحید جلال زاده، نمانیده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی است که در ادامه می خوانید: سه شنبه هفته جاری آنتونی بلینکن، نامزد معرفی شده از سوی جو بایدن برای تصدی پست وزارت خارجه در جلسه بررسی صلاحیت خود در برابر کمیته روابط خارجی سنا عنوان داشت که آمریکا در صورت بازگشت ایران به برجام به این توافق بازخواهد گشت و آن را فرصتی برای مذاکره درباره مابقی مشکلات واشنگتن با ایران قرار خواهد داد؛ مسایلی چون برنامه موشکی ایران و اقدامات این کشور در منطقه. این اظهارت کافی بود تا دیروز حسن روحانی در جلسه دیروز چهارشنبه هیات دولت عنوان داشت که اگر آمریکا نسبت به تعهدات قطعنامه ۲۲۳۱ امضایی کردند در برابر آن در ایران هم یک امضا خواهند دید نه بیشتر، اگر آنها فرمانی صادر کردند در برابر آن در ایران هم فرمانی خواهند دید نه بیشتر. اگر اجرای مؤثر تعهدات خودشان را انجام دادند، بدانند که این طرف هم اجرای مؤثر همه تعهدات خواهد بود. اکنون توپ امروز در زمین واشنگتن است. ضمن این که محمدجواد ظریف هم در حاشیه جلسه مذکور هیات دولت چنین اظهار داشت که امکان ندارد درباره برجام دوباره مذاکره شود. آمریکایی‌ها باید این ایده که «آنچه برای من است، برای من است؛ و آن چیزی که برای تو هست هم برای من است» را فراموش کرده و کنار بگذارد. اگر این با دیگران اینکار را کرده‌اند با ایران این کار را نخواهد کرد. مسائل منطقه‌ای و موشکی مشخصا در برجام نبوده و نخواهد بود. کاخ سفید نمی‌تواند برای اجرای تعهدات خود، مذاکره کند. اجرای تعهد نیاز به مذاکره ندارد. آیا پیرو نکات یاد شده بازی جدید برجامی آمریکا این بار توسط دولت بایدن بر خلاف مواضع و وعده هایش شروع شده است؟ بله چنین است، اما نباید این بازی جدید آمریکایی ها تنها محدود به دولت ترامپ یا بایدن دید. چرا که سیاست ایالات متحده همواه بر زیاده خواهی استوار است. کما اینکه در خصوص جمهوری اسلامی ایران نیز همین مسئله صدق پیدا می‌کند. به هر حال ایالات متحده آمریکا در طول حیات جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه به توافقات و قراردادهای خود عمل نکرده و همواره با زیاده خواهی به دنبال فشار بیشتر به ملت ایران بوده است. ضمن اینکه منطق آمریکا در روابط بین‌الملل و تعامل با دیگر کشورها منطق زور و قدرت است و با همین منطق به دنبال زیاده خواهی در باره همه کشورها من جمله ایران است. پیرو این مسئله هر چند که نباید اظهارنظرهای بلنیکین را چندان جدی تلقی کرد، اما چون این اظهارات از زبان فردی که نامزد تصدی ریاست دستگاه سیاست خارجی دولت بایدن، آن هم در کمیته روابط خارجی سنا مطرح می شود، نشان می دهد که باید از این سخنان به عنوان راهبرد و نگاه دولت بایدن در قبال ایران یاد کرد. پس به نظر می رسد که از سخنان آنتونی بلینکن، گزینه تصدی وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا بوی برجام ۲ و ۳ به مشام می رسد. زمانی که وی در سخنان خود در سنا از مسئولیتی «اضطراری» برای پیشگیری از دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای سخن می گوید و عنوان می کند که بازگشت به برجام در صورت پایبندی ایران به تعهداتش تنها «سرآغازی» برای «یک توافق مستحکم‌تر و بادوام‌تر» خواهد بود، نشان می‌دهد که ایالات متحده آمریکا با منطق قدرت و زور به دنبال زیاده خواهی است تا به موازات متوقف کردن توان هسته‌ای به شکل جدی‌تری مسئله توان موشکی و نفوذ منطقه ای ایران را هم با برجام های دیگر تحت الشعاع قرار دهد. این یعنی فراتر از برجام. در صورتی که برجام توافق بین ایران و شش قدرت جهان بوده که توسط شورای امنیت ملی سازمان ملل نیز تایید شده است؛ توافقی که در ازای توقف فعالیت های هسته ای کشور به موازات به رسمین شناختن حق غنی سازی قرار بوده که ایران هم با لغو تحریم ها از امتیازات اقتصادی و معیشتی برخوردار شود. لذا برجام ارتباطی به توان موشکی و قدرت ایران در منطقه خاورمیانه نداشته و ندارد. ضمن اینکه در راستای فرمایشات مقام معظم رهبری توان دفاعی و قدرت ایران در منطقه به هیچ وجه قابل مذاکره نیست و نمی توان از آن به عنوان پیش شرط برای بازگشت به برجام و لغو تحریم استفاده کرد. برجام با مفاد مشخص و تعهدات روشن برای همه طرفین به امضا رسیده است، چیزی بیشتر از آن نمی‌تواند به عنوان برجام در دستور کار قرار گیرد. مضافا سخنان گزینه تصدی دستگاه دیپلماسی ایالات متحده آمریکا به نحوی تکرار کننده همان مواضع دولت دونالد ترامپ و مایک پمپئو در خصوص دوازده پیش شرط کاخ سفید برای لغو تحریم‌ها بود. در صورتی که هیچگاه ایران روی توان موشکی و قدرت منطقه ای خود نه با آمریکا و نه با هیچ کشور و قدرتی در جهان مذاکره نخواهد کرد. پس دولت بایدن باید این را بداند که تنها از طریق بازگشت بی قید و شرط به برجام، لغو تحریم ها و مشاهده آثار ملموس آن در وضعیت اقتصادی و معیشتی ایران است که می تواند امید داشته باشد تهران از اقدامات کاهش تعهدات هسته ای خود که اتفاقا آن هم با نیت حفظ منافع کشور و برای تداوم حیات برجام بوده است، بازگردد. در راستای همین نکته آخر شما آنتونی بلینکن در جلسه سه شنبه بررسی صلاحیتش در کمیته روابط خارجی سنای آمریکا اعلام کرد که بایدن معتقد است که اگر ایران به برجام برگردد، ما نیز همین کار را می‌کنیم. لذا واشنگتن تنها در صورت اجرای تعهدات ایران در چارچوب برجام آماده بازگشت به این توافق هسته‌ای است. کما این که بایدن هم به کررات این مسئله را مطرح کرده است. با این وصف به نظر می‌رسد که ذیل مطرح شدن این پیش شرط و نیز مواضع مشابه از سوی تهران شاهد بن بست در برجام باشیم. چون از یک سو جو بایدن و تیم سیاست خارجیش معتقد است پیش شرط اصلی برای بازگشت به برجام و لغو هرگونه تحریم، بازگشت ایران از گام های کاهش تعهدات برجامی و مفاد طرح مجلس مانند آغاز غنی سازی ۲۰ درصدی  است. این در حالی که جمهوری اسلامی ایران نیز صراحتا عنوان داشته است که برای بازگشت از گام های کاهش تعهدات برجامی و دیگر اقدامات مشابه به خصوص اقدامات مصوبه مجلس باید شاهد لغو تحریم ها و تاثیر ملموس آن بر وضعیت اقتصادی باشد. در چنین شرایطی که طرفین به دنبال پیش شرط برای برجام هستند آیا می توان به بازگشت آمریکا به برجام و لغو تحریم ها امیدوار بود؟  در پاسخ به این سوال شما باید پرسید که جمهوری اسلامی ایران کی از برجام خارج شده است؟ ایران کماکان عضو رسمی و شاخص برجام است. اتفاقا به دلیل تلاش های جمهوری اسلامی ایران است که شاهد تداوم حیات توافق هسته‌ای هستیم. اگر هم در این بین ایران اقدام به کاهش تعهدات برجامی خود در آن پنج گام در سال گذشته کرده است و یا به دنبال اجرایی کردن مصوبه اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها و آغاز غنی سازی ۲۰ درصدی است به دلیل نقض فاحش ایالات متحده آمریکا در عمل به تعهدات برجامی و خروج رسمی دونالد ترامپ از توافق هسته ای بوده است. به موازات آن دیگر اعضای برجام و به خصوص سه کشور اروپایی به کررات با تعلل عمدی خود از عمل به تعهدات برجامیشان در طی سه سال گذشته سرباز زده اند. پس بدیهی است که جمهوری اسلامی ایران برای حفظ منافع خود و نیز حفظ این توافق اقدام به کاهش تعهدات برجامی بکند. چون پیرو گفته‌هایم در مصاحبه پیشین با دیپلماسی ایرانی، نه منطقی و نه عقلانی است که جمهوری اسلامی ایران به تنهایی بار تمام مسئولیت ها و تعهدات برجامی را به دوش بکشد. اگر مسئله تعهد و مسئولیت است باید همه طرف های برجامی به مسئولیت و تعهدات خود عمل کنند، نمی شود که ایران همه تعهدات برجامی را به عهده بگیرد، اما در عین حال از امتیازات آن بی بهره باشد. بنابراین مواضع جو بایدن و تیم سیاست خارجی او مبنی بر بازگشت ایران به برجام به عنوان پیش شرط برای لغو تحریم ها یک بازی و حقه جدید سیاسی، دیپلماتیک و رسانه‌ای از طرف آمریکایی‌هاست. چرا که که ایران هیچ گاه از برجام خارج نشده است. بلکه به عکس این دونالد‌ ترامپ بود که با یک بیانیه رسمی و در مقابل چشم تمامی رسانه ها اقدام به خروج از برجام کرد. پس بن بستی وجود ندارد. چون این ایالات متحده آمریکا بوده که با یک بیانیه رسمی، آن هم در سطح رئیس‌جمهور اقدام به خروج از برجام خارج کرده است و به موازات آن بازگشت تحریم‌ها و اعمال سیاست فشار حداکثری را علیه جمهوری اسلامی ایران در دستور کار قرار داد، بنابراین در گام نخست آمریکایی‌ها باید ضمن بازگشت به برجام و لغو تحریم ها، تلاش جدی برای پرداخت ضرر و زیان اقدامات خود در طول سه سال گذشته داشته باشند تا با اعتمادسازی لازم، جمهوری اسلامی ایران هم آغاز بازگشت از برخی اقدمات کاهش تعهدات برجامی را در دستور کار قرار دهد. نکته مهمتر ناظر بر این واقعیت است که برای جمهوری اسلامی ایران مسئله بازگشت آمریکا به برجام چندان اهمیتی ندارد، بلکه نکته اساسی به لغو تحریم ها باز می گردد؛ چیزی که فلسفه و بنیاد برجام را شکل داد. اگر آمریکایی ها فقط به دنبال بازگشت به برجام هستند و اقدامی برای لغو تحریم‌ها انجام ندهند، ضد خود بنیاد برجام است. ما در طول سه سال گذشته علیرغم تمام بدعهدی‌ها به تعهدمان عمل کردیم و اتفاقا پنچ گام کاهش تعهدات برجامی و مصوبه مجلس هم در برابر همین بدعهدی ها بوده است. حال پیرو توضیحات شما و در نظر داشتن این واقعیت که طرفین ایران و آمریکا به دنبال پیش شرط برای بازگشت به برجام هستند آیا تفاهمی بین دولت روحانی و بایدن شکل خواهد گرفت؟ اشتباه نکنید ما به دنبال تفاهم برجامی بین دولت حسن روحانی و جو بایدن نیستیم. چون منافع ملی ما مهمتر از منافع فرد، جریان سیاسی و دولت است. بنابراین اگر ایالات متحده آمریکا در گام اول بدون پیش شرط به برجام بازگردد، بعد هم تحریم‌ها را لغو کند و نهایتا تمام خسارات سه سال گذشته را به ایران پرداخت کند، موجب خواهد شد که ایران هم از اقدامات کاهش تعهدات هسته ای خود بازگردد. در غیر این صورت چیزی به نام تفاهم برجامی بین دولت روحانی و بایدن برای ما اهمیتی ندارد. پیرو این نکات نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی به طور جدی و با دقت به منظور حفظ کرامت، اقتدار و استقلال  ایران اسلامی و برای کسب منافع ملی هم که شده در برابر هرگونه زیاده‌خواهی ایالات متحده آمریکا خواهند ایستاد و اجازه انجام برخی اقدامات به دولت روحانی برای بازگشت آمریکا به برجام به عنوان پیش شرط دولت بایدن و یا مذاکره احتمالی در خصوص توان موشکی و قدرت منطقه‌ای ایران را نخواهند داد. ضمن اینکه از نگاه من آمریکایی‌ها و دولت جو بایدن با وسواس و زمان بیشتری در خصوص برجام عمل خواهند کرد و منتظر انتخابات ۱۴۰۰ و دولت سیزدهم خواهند بود. مضافا پیرو مصوبه مهم مجلس مبنی بر اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها ما دولت را موظف کرده ایم که نظارت جدی روی اقدام آمریکایی ها برای لغو تحریم‌های موثر ایران داشته باشند در غیر این صورت توقف داوطلبانه پروتکل الحاقی طی یکی دو ماه اخیر می‌تواند اتفاق و اقدام بسیار تعیین کننده ای در سمت و سودهی به تحولات برجامی بین دولت روحانی و بایدن باشد. از همین‌رو دولت روحانی بسیار علاقه دارد با تعیین تکلیف برجام و لغو تحریم ها بتواند در انتخابات ۱۴۰۰ تاثیرگذار باشد. در صورتی که این میل و رغبت در دولت بایدن برای مذاکره با دولت روحانی که تنها چند ماه به پایان حیاتش مانده است، وجود ندارد.  اخیرا روزنامه فیگارو مدعی شده که از حدود سه هفته پیش دولت جدید آمریکا و ایران پشت پرده مذاکراتی را آغاز کرده‌اند تا با وجود تحریم‌های شدید علیه تهران، آمادگی برای بازگشت ایالات متحده به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ را که ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد، بررسی کنند؛ مذاکراتی که در نیویورک بین نماینده ایران در سازمان ملل، مجید تخت روانچی و نماینده آمریکا در دولت بایدن در جریان است. فیگارو مدعی شد که خیلی سریع نتیجه این مذاکرات مشخص می شود. این ادعای فیگارو با تکذیت آقای ظریف و علی ربیعی، سخنگوی دولت همراه بود. اما به موازات این حرف و حدیث ها در محافل سیاسی و رسانه ای شاهد بودم که نمایندگان مجلس شورای اسلامی سه شنبه هفته جاری از توضیحات محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه پیرامون سوالات خود قانع نشده و در اقدامی بی سابقه دو کارت زرد به وزیر امور خارجه داد؛ دو سوالی که یکی به ادعای آقای کریمی قدوسی، عضو کمیسیون متبوع شما مبنی بر این باز می گردد که ظریف یک هفته قبل از ترور سردار سلیمانی با یک افسر اسرائیلی دیدار کرده است. در صورتی که رئیس دستگاه سیاست خارجی در صحن عنوان داشت این دیدار به خاطر آزادی یک «سلیمانی دیگر» یعنی دکتر مسعود سلیمانی، دانشمند ایرانی بوده و آن هم یک سال و نیم پیش و دیگری هم به سوال فرهاد بشیری، نماینده پاکدشت در مجلس شورای اسلامی باز می گردد که پرسیده بود چرا دیپلماسی اقتصادی جدی گرفته نمی‌شود؟ حال سوال اینجاست که آیا نمایندگان مجلس یازدهم با احتمال دوره زده شدن مجلس توسط دولت و دستگاه سیاست خارجی، محمد جواد ظریف را به دلیل برخی گمانه زنی های رسانه ای چون فیگارو محاکمه و نقره داغ کرده است که مبادا مذاکره ای صورت گیرد؟ اول اینکه اقدام نمایندگان محترم مجلس برای دادن دو کارت زرد به محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه هیچ ارتباطی به برخی گمانه‌زنی‌ها و ادعاهای پوچ و بی اساس رسانه‌ای ندارد. مجلس شورای اسلامی بنا به وظیفه ذاتی خود و برای حفظ منافع ملی از ابزارهایی چون قانون گذاری و یا سوال و طرح استیضاح به دنبال نظارت بر عملکرد دولت و دیگر مسئولین است. بنابراین بدیهی است که نمایندگان مجلس، وزراء را برای سوالاتی که مطرح می‌شود به صحن مجلس فرا بخوانند و اگر توضیحات قابل قبول نبود، کارت زرد بدهند. نباید و نمی توان اقدام درست نمایندگان محترم مجلس را سیاسی جلوه داد. اما در این برهه خاص و همزمان با برخی گمانه زنی ها قدری این اقدام مجلس در دادن دو کارت رزد به وزیر امور خارجه در یک روز که اقدامی بی سایقه است، قدری معنادار و همراه با شائبه نیست؟ به هیچ وجه. قرار نیست که به دلیل همزمانی با برخی مسایل و تحولات هرگونه اقدام مجلس با گمانه‌زنی سیاسی همراه باشد. مطمئن باشید اگر این اقدام نمایندگان محترم مجلس در زمان دیگری هم انجام می شد همین حرف و حدیث ها وجود داشت. مسئله دادن دو کارت زرد همزمان به وزیر امور خارجه از جانب نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی به هیچ وجه ارتباطی با برخی مسائل ندارد. در ضمن در پاسخ به سوال شما قرار نیست که همزمانی اقدامات مجلس با برخی تحولات، این شائبه را به وجود آورد که مجلس خواهان محاکمه و مسائلی از این دست است. مضافاً اینکه قرار نیست بی سابقه بودن یک اقدام در دادن دو کارت زرد به وزیر امور خارجه در یک روز آن را تصمیمی غلط و اقدامی سیاسی جلوه دهد. ما بنا به وظیفه ذاتی خود و از ابزارهای قانونی برای حفظ منافع ملت و کشور باید عملکرد تک تک مسئولین را بررسی کنیم. البته در عین حال باید به این نکته مهم اشاره کرد که از سال های گذشته این مسئله مطرح بوده که برخی از افراد با نفوذ در دستگاه‌های مهم کشور منافع آمریکایی ها تامین کرده اند. یعنی این اشخاص با لابی های خود با سنا و کنگره اتفاقا منافع ایالات متحده را در داخل کشور تامین کرده اند، کما این که در برجام هم همین اتفاق روی داد. اسامی آنها هم کاملا مشخص است. نباید مسئله نفوذ را دست کم گرفت. لذا من صحت آن (نفوذ) را قوی تر از نبودش می دانم. اتفاقا پیرو نکته قبلی معتقدم که دولت روحانی بسیار علاقه دارد با تعیین تکلیف برجام و لغو تحریم ها بتواند در انتخابات ۱۴۰۰ تاثیرگذار باشد. در صورتی که این میل و رغبت در دولت بایدن برای مذاکره با دولت روحانی که تنها چند ماه به پایان حیاتش مانده است، وجود ندارد. اتفاقاً با توجه به همین نکات است که به نظر من ادعاهای رسانه ای مبنی بر مذاکرات برخی از افراد در دستگاه سیاست خارجی ایران در پشت پرده با دولت بایدن با هدف برای تاثیرگذاری بر انتخابات ۱۴۰۰ می تواند نزدیک به واقعیت باشد. اما این مسئله به معنای محاکمه ظریف در مجلس با دادن دو کارت زرد همزمان نیست. اتفاقا در راستای همین نگاه شما دیگر نمایندگان مجلس یازدهم نظیر احمد امیرآبادی فراهانی، عضو هیات رئیسه مجلس شنبه هفته گذشته تاکید کردند که طبق قانون مجلس شورای اسلامی اگر تا سوم اسفند ماه، آمریکا تحریم‌های مالی، بانکی و نفت را حذف نکند؛ قطعا بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی را از کشور اخراج و حتما اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف خواهیم کرد. هر چند که دو روز بعد فریدون عباسی، دیگر نماینده مجلس یازدهم به عنوان رئیس کمیسیون انرژی و نیز رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی عنوان داشت که هیچ‌گاه بازرسان آژانس را اخراج نمی‌کنیم، اما این مسئله را مطرح کرد که با ندادن ویزا به بارزسان آژانس و جلوگیری از ورودشان به کشور مانع از بازرسی های سرزده خواهیم شد که تا اندازه ای می تواند همپوشانی جدی و معناداری با کاهش نظارت ها داشته باشد. آیا این مواضع نمایندگان مجلس صرفا شخصی است و یا به واقع مجلس به دنبال تحت الشعاع قرار دادن مذکرات اتحاملی تهران – واشنگتن است، خصوصا که حضرتعالی پیشنهاد دهنده توقف داوطلبانه پروتکل الحاقی بودید که در صحن رای نیاورد. ضمن اینکه در گفته های قبلی اشاره داشتید که در صورت عدم لغو تحریم‌های موثر ایران و به تبعش توقف داوطلبانه پروتکل الحاقی طی دو ماه آتی، ذیل بند ششم مصوبه اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها، این اقدام می‌تواند اتفاق بسیار تعیین کننده ای در سمت و سودهی به تحولات برجامی بین دولت روحانی و بایدن باشد؟ واقعیت آن است که به دلیل پذیرفتن پروتکل الحاقی ما دسترسی های به مراتب بیشتری از ان پی تی را از طریق سازمان انرژی اتمی به آژانس بین المللی انرژی اتمی دادیم. لذا با توقف داوطلبانه پروتکل الحاقی بخش مهمی از بازرسی های سرزده آژانس بین المللی انرژی اتمی توسط بارزسان که بدون ویزا و بدون محدودیت زمانی است از دستور کار خارج خواهد شد. پس مسئله اخراج بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مطرح نیست. چون ما زمانی که توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را در دستور کار قرار دهیم خود به خود مسئله ورود بازرسان آژانس بین المللی، آن هم بدون ویزا و بدون محدودیت زمانی، ذیل پذیرش داوطلبانه پروتکل الحاقی ملغی خواهد شد. از این رو بدیهی است که بخشی از دسترسی های بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی محدود خواهد شد. ما به دنبال همین مسئله بودیم، نه اخراج بازرسان. زمانی که ایران با حسن نیت اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را پذیرفت و به بازرسان اجازه داد بدون ویزا و بدون محدودیت زمانی، دسترسی های نامحدودی به پرونده فعالیت های هسته‌ای ایران داشته باشند و در ازای آن شاهد رفتارهای سیاسی و جانبدارنه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هستیم یقیناً بدیهی است که ایران برای احقاق حقوق هسته ای خود و حفظ منافع ملی توقف داوطلبانه پروتکل الحاقی و محدویت دسترسی ها را در دستور کار قرار دهد. حال باید دید که طی دو ماه آینده دولت روحانی گزارشی مبنی بر اقدام سازنده بایدن برای لغو تحریم های نفتی و بانکی به مجلس ارائه خواهد کرد تا توقف داوطلبانه پروتکل الحاقی را عملیاتی نشود یا خیر.  حال که در کنار پرونده هسته‌ای دو مسئله مهم توان موشکی و نفوذ منطقه ای ایران سه محور چالشی بین ایران و آمریکا بدل شده است و روز به روز هم شائبه یک کاسه شدن همه این مسائل از سوی اروپایی ها و آمریکا پررنگ تر می شود، به نظر می رسد که تهران هم در مقابل ضمن ۵ گام کاهش تعهدات برجامی و نیز عملیاتی کردن مصوبه مجلس موسوم به اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها در دو مسئله دیگر یعنی توان موشکی و نفوذ منطقه ای نیز به دنبال افزایش برگ برنده و تقویت توان چانه زنی است. چراکه از ۲۴ دی ماه و در کمتر از ده روز شاهد سه رزمایش بزرگ نیروهای مسلح از رزمایش دریایی ارتش موسوم رزمایش اقتدار دریایی ۹۹ نیروی دریایی در سواحل مکران و شمال اقیانوس هند (۲۴ دی) تا رزمایش نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با عنوان رزمایش پیامبر اعظم (ص) ۱۵ در سمنان (۲۶ دی) و رزمایش رزمایش اقتدار ۹۹ نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در سواحل مکران (۳۰ دی) بودیم. به موازات آن دهم دی هم متن طرح ۱۶ ماده‌ای «اقدام متقابل ایران» در برابر ترور سردار سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در مجلس اعلام وصول شد؛ طرحی که  بر اساس ماده پنج آن، دولت مکلف می‌شود تا نسبت به ایجاد ترتیبات لازم جهت نابودی اسرائیل تا سال ۱۴۲۰ هجری شمسی اقدام کند. در صورت بدل شدن این طرح به قانون، دولت موظف خواهد شد ظرف ۶ ماه حصر غزه را شکسته و اولین محموله کالاهای اساسی را رایگان و یا در برابر دریافت وجه به این منطقه ارسال کند. یعنی در صورت تصویب این طرح، نابودی اسرائیل به صورت قانون و امری لازم الاجرا برای دولت جمهوری اسلامی ایران قلمداد می شود. آیا مجموعه این اقدامات با هدف تقویت توان چانه زنی ایران در مسئله پرونده هسته‌ای و مذاکره ناپذیر بودن توان موشکی و نفوذ منطقه ای صورت گرفته است؟ اول اینکه جمهوری اسلامی ایران همواره طبق برنامه ریزی هایی که از قبل داشته، رزمایش های نیروهای مسلح را در برهه های مختلف با اهداف از پیش تعیین شده انجام داده است.  ولی تعداد این رزمایش‌ها، آن هم در این باره زمانی کوتاه که همزمان با روی کار آمدن دولت جو بایدن است قدری معنادار نیست؟ دقیقاً چنین است. من نگاه و تحلیل را شما غلط نمی دانم. چون نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از ارتش تا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با هدف حفظ تمامیت ارضی و دادن هشدار به دشمنان جمهوری اسلامی ایران، مسئله برگزاری رزمایش را در دستور کار قرار دادند، آن هم در شرایطی که اخیراً در محافل سیاسی و رسانه‌ای که همزمان با پایان دولت دونالد ترامپ همراه بود، احتمال تنش نظامی ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران مطرح شد. پس جا داشت که نیروهای مسلح با نشان دادن قدرت و توان نظامی و دفاعی خود در همه نیروها از نیروی زمینی تا نیروی دریایی و هوایی در ارتش و سپاه، قدرت ایران را برای پاسخ دادن به هر گونه زیاده‌خواهی دشمنان نشان دهند. ضمن اینکه در خصوص طرح ۱۶ ماده ای که شما به آن اشاره کردید، این طرح چنانی که به درستی مطرح شد فعلا در مجلس اعلام وصول شده و هنوز به کمیسیون برای بحث و بررسی ارجاع نشده است. البته در این راستا قطعاً متغیرهای متعددی در فضای سیاسی داخلی و بین المللی می تواند روی ابعاد این طرح اثرگذار باشد تا به ارزیابی دقیق تر در این خصوص دست پیدا کنیم.