دستگاه چاپ بنرفروش دیگ بخار اقساطبهترین آموزشگاه زبان ایتالیایی …کاغذ سیلیکون ایرانی

به بهانه اقدامات موازی و اظهار نظرهای غیر مسئولانه اخیر
نویسنده: رضا رسالت، کارشناس روابط بین الملل دیپلماسی ایرانی: اگر از دیپلماسی می‌خواهیم به عنوان ابزار قدرت استفاده کنیم باید دیپلماسی را از این مهجوریت خارج کنیم. برخی فکر می‌کنند دیپلماسی در برابر قدرت نظامی است در حالی که دیپلماسی در کنار قدرت نظامی است، دیپلماسی ابزار به ثمر نشاندن فرصت ها و در عین حال ابزار کاستن هزینه هاست. دیپلماسی منبع قدرت است، نه فقط ابزار قدرت و نه فقط ابزار نهادینه کردن قدرت بلکه به خودی خود قدرت افرین است. در این راستا شاید بتوان گفت دیپلماسی در مفهوم محدود آن به شیوه مسالمت آمیز سیاسی در حل و فصل منازعات بین المللی اطلاق می شود که علی الاصول در نقطه مقابل بهره گیری از روش های قهرآمیز نظامی قرار می گیرد ولی در شکل گسترده و وسیع ان به معنای مدیریت سیاست خارجی است که طی آن کلیه اقداماتی را که یک دولت در روابط خارجی خود در زمینه های مختلف انجام می دهد را شامل می شود. به عبارت دیگر تحت این شرایط، دیپلماسی کلیه الگوهای رفتاری یک دولت را در عرصه روبط بین الملل پوشش می دهد. تا آن جایی که تجلی منافع، استراتژی ها و اولویت بندی هدف های ملی یک دولت را می توان به صورت عینی و ملموس در چارچوب دیپلماسی ملاحظه کرد. بر این اساس در برخی موارد اصولا دیپلماسی با سیاست خارجی مترادف در نظر گرفته می شود بنابراین می توان گفت در حالی که سیاست خارجی به صورت جوهره هدف ها و گرایش ها در روابط دولت ها با یکدیگر است دیپلماسی پوششی است برای اجرای سیاست خارجی و راهی است برای عملیاتی کردن هدف ها، منافع و استراتژی ها در محیط بین الملل. دولت ها از طریق دیپلماسی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند، وارد فرایند چانه زنی می شوند، یکدیگر را تحت تاثیر قرار می دهند و سرانجام نیز اختلافات خویش را حل و فصل می کنند. بدین ترتیب کار اصلی دیپلماسی مذاکره و اقناع و یا همچنین تحبیب و تهدید بر اساس شناخت منافع مشترک و حوزه های اختلاف و تعارض میان طرف های ذی نفع است. دستگاه سیاست خارجی کشور باید با هنر دیپلماسی مشروعیت نظام را تقویت کند، وظیفه ی ذاتی این دستگاه اقتضاء می کند ظرفیت های کنش گری را در عرصه بین الملل بالا ببرد و وحدت ملی را به نقطه مطلوب برساند. برای تحقق این مهم لازم است که با یک صدا و اتخاذ سیاست یکسان با جهان مواجه شد. هرچند در مدیریت مسائل داخلی کشور باید دیدگاه ها، نظرات و رهیافت های مختلف را ملاحظه کرد اما در مسائل امنیت ملی و دفاع از کلیت نظام و مصالح و منافع بیرونی آن باید به وحدت رویه برسیم. تقویت فرآیندهای اجماع سازی  در داخل کشور در نهایت باید ما را به یک برون داد واحد رهنمون سازد. مهجوریت دیپلماسی به سبب تنوع و تکثر و گستره تصمیم گیری در این حوزه رخ می دهد. نگارنده بر این اصل باور دارد که  در سپهر سیاست ورزی خارجی اگر نقد وجود نداشته باشد، کنشگری بین المللی دچار رخوت و رکود خواهد شد. بر این اساس رویکرد حذفی نسبت به گروه های سیاسی نتیجه ای جز گسترش زوال اندیشه و تفکر در جامعه نخواهد داشت و به تک سویه نگری و استیلای تفکر خودمحورانه در فضای سیاسی کشور منجر خواهد شد اما با این حال و با التفات کامل به موارد فوق آنچه مُتِیَقّن است لزوم به رسمیت شناختن مجرای اصلی دیپلماسی است، در پردازش مواضع و امکان سنجی ظرفیت ها و روش های اثرگذاری بین المللی، مسئولیت باید به متولی اصلی آن که همانا وزارت امور خارجه است سپرده شود، تمام دیدگاه ها و نظرات الزاما باید از مجرای وزارت امور خارجه به دنیا مخابره شود. متاسفانه بخش معظَمی از توان وزارت امور خارجه مصروف مدیریت مواضع ناهمسو و بعضا غیر کارشناسی داخلی شده است، وزیر امور خارجه به جای آن که تلاش خود را صرف احتجاج با طرف خارجی کند در بسیاری از موارد باید پاسخگوی سیگنال های متشتت و پالس های مخرب داخلی باشد. به هر روی و با توجه به تعاریف ارائه شده به نظر می رسد برای از حاشیه درآوردن دیپلماسی اولا باید بر این تصور فائق آمد که دیپلماسی در مقابل مقاومت نیست و این دوگانه موهوم دیپلماسی – مقاومت را اصلاح کرد. زمانی می شود دیپلماسی را از مهجوریت درآورد و هنر آن را برای تحقق اهداف ملی به ثمر نشاند که برساخته های ذهنی غلط درباره دیپلماسی را شناسایی کرده و نتایج ثمر بخش آن را به درستی معرفی کرد. با این تعریف دیپلماسی در مقابل مقاوت تعریف نمی شود بلکه برعکس خود جزئی از مقاوت است و در واقع وظیفه برآیندگیری و حصول نتیجه مقاومت را بر عهده دارد. مادامی که به دیپلماسی به عنوان نقطه مقابل مقاومت نگریسته شود مطالبات ملت ایران در عرصه بین الملل استیفاء نخواهد شد.