نقدی به تیم پناهندگان شرکت کننده در المپیک
دیپلماسی ایرانی: این روزها و همزمان با برگزاری المپیک توکیو، ماجرای ورزشکاران مدال آوری که از ایران رفتند و به کشوری دیگر پناهنده شدند، دوباره مورد توجه افکار عمومی و رسانه ها واقع شده است.  در تیم پناهندگان المپیک پنج ورزشکار ایرانی حضور دارند، این تیم از المپیک ۲۰۱۶ در بازی‌های المپیک تابستانی شرکت می‌کند. کد المپیک تیم پناهندگان در المپیک ۲۰۱۶، "ROT" بود که در المپیک ۲۰۲۰ به "EOR" تغییر یافت. اغلب حاضران تیم پناهندگان المپیک از کشورهای درگیر جنگ و ناامن مثل سوریه، افغانستان، کامرون، سودان جنوبی و عراق هستند که شرایط مناسبی برای پرداختن به ورزش قهرمانی ندارند. ایران تنها کشوری غیر درگیر جنگ و ناامنی در میان آنهاست که پنج ورزشکار حاضر آن در تیم پناهندگان، قبلا در کشور خودشان فعالیت رو به رشدی کرده و به قهرمانی های متعددی رسیده بودند. ورزشکاران ایرانی پناهنده به دیگر کشورها بیش از دیگر هم رده های خودشان در رسانه های جهانی دیده می شوند و تریبون لازم برای انتقاد از شرایط حضورشان در ایران را در اختیار آنها قرار می دهند.  در این روزها عده ای با تکیه بر این اصل که ورزش امری جهانی است و برای نزدیکی نوع بشر فارغ از ملیت و نژاد و زبانش طرح ریزی شده، از تیم پناهندگان المپیک دفاع می کنند. این اصل پیشتر توسط جهان وطن گرایان و بین‌الملل گرایان هم در ابعادی دیگر مورد تاکید قرار گرفته است. آنها معتقدند انسان ها فارغ از مرزهای ملی، با همدیگر اشتراکات بنیادی دارند و روزی باید فرا برسد که همه کشورهای جهان در هم ادغام شوند و وطنی واحد برای نوع بشر پدید آید. مسأله جهان وطنی ایده صلح آمیزتر و مترقی تر نسبت به ناسیونالیسم به نظر می رسد. این ایده گرچه آرمان گرایانه و اتوپیایی است و تصور محقق شدن آن زیباست، اما آنچه در عمل با آن مواجهیم این واقعیت است که ملی گرایی روز به روز در جهان تقویت می شود.  در اروپا احزاب راست گرا که بعضا تمایل به رادیکالیسم در آنها دیده می شود، به طور فزاینده ای بر محبوبیتشان افزوده شده و قوانین ضد مهاجرت و محدود کردن خارجیان که توسط این دست احزاب دنبال می شود در بین توده افکار عمومی غرب مورد استقبال بیشتری واقع می شود.  در آمریکا ظهور دونالد ترامپ، نقطه اوج ناسیونالیسم نوین در این کشور محسوب می شد. شعار «نخست آمریکا» که توسط ترامپ و هواداران وی به مانیفست حزب جمهوریخواه بدل شده بود، بیانگر میزان اهمیت احیای ملی گرایی در آمریکاست. گرچه ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری اخیر شکست خورد، اما همچنان حمایت نیمی از مردم آمریکا را برای خود و طرز فکر رادیکالش حفظ کرد.  از منظری دیگر، المپیک گرچه در نماد و شعار، عامل نزدیکی بین ملت ها و تقویت همبستگی انسانی معرفی می شود، اما عملا به طور کامل بر محور ناسیونالیسم شکل گرفته است. ورزشکاران همه تلاش خود را در رقابت با نمایندگان کشورهای دیگر صرف می کنند تا تعداد مدال های کشورشان را افزایش دهند. آنها نقش پرچم کشور خود را بر لباسشان دارند و موقع دریافت مدال سرود ملی کشور خود را با افتخار گوش می کنند. تغییرات رنکینگ مدال های کشورها، مهمترین خبری است که در طول المپیک دنبال می شود و همه کشورها می کوشند تا جایگاه بهتری را در این رده بندی به دست آورند. اساسا اگر ملیت های متفاوت نباشد، المپیک به این شکل رقابتی خود دنبال نمی شود و بازی ها حالت دوستانه و تشریفاتی به خود می‌گیرند. تماشاگران هم به انگیزه رقابت تیم های کشور خود با دیگر کشورهاست که این مسابقات را دنبال می کنند تا بواسطه پیروزی کشورشان، احساس غرور و شادی کنند.  در چنین شرایطی، باید به این پرسش فکر کرد که تیم پناهندگان اساسا نماینده چه کشوری است؟ برای مردم چه کشوری مهم است که یک ورزشکار از تیم پناهندگان مدال بیاورد؟ آنها ورزشکاران بدون وابستگی به کشوری خاص هستند که ملیت خود را به خاطر فرار از شرایطی که نامطلوب می دانسته‌اند نفی کرده اند و زیر پرچم هیچ کشوری بازی نمی کنند. بازی های اعضای تیم پناهندگان بیشتر از اینکه رقابتی باشد، ترحم آمیز و یادآور بازی های خیریه است و ژست بشردوستانه و انسانی برگزارکنندگان المپیک باعث شده تا چنین تیمی در کنار تیم های کشورهای جهان در رقابت ها حضور داشته باشند.  بدون تعصب و سوگیری، با وجود همه مشکلات اقتصادی، وضعیت ایران به گونه ای نیست که یک ورزشکار سطح قهرمانی نتواند در آن زندگی کند. هر چند زیرساخت های ورزشی ما در حد کشورهای غربی نیست و دستمزدها هم به مراتب پایین تر است، اما با همین امکانات تیم های مختلف ورزشی ایران توانسته اند با روندی رو به رشد، جایگاه قابل احترامی را در جهان بدست آورند. بازی کردن یک ایرانی در تیم پناهندگان برای ما که این همه بر ملیت نسبت به ایرانی بودن خودمان، فارغ از هر مسأله سیاسی یا بین‌المللی حساس هستیم، چیزی جز شرمساری و سرشکستگی در منظر جهانیان ندارد.  بارها شاهد بوده ایم اگر ورزشکار یا داوری در مسابقات بین المللی در حق ایران احجاف کند، هجمه کاربران ایرانی به حساب های کاربری او در شبکه های اجتماعی با ساماندهی خودجوش و گسترده ای شکل می‌گیرد. در نمونه اخیر، وقتی کوبیاک، بازیکن والیبال تیم ملی لهستان در مصاحبه قبل از بازی با ایران گفته بود بازی ایرانی ها چندان مرا تحت تاثیر قرار نمی‌دهد، آخرین پست او در اینستاگرام نزدیک به پانصد هزار کامنت انتقادی از سوی کاربران ایرانی دریافت کرد تا متوجه شود ازین پس برای بردن نام ایران باید احتیاط بیشتری به خرج دهد. این درحالی است که دنبال کننده کوبیاک به میزان یک دهم این کامنت ها در اینستاگرام است.  به هر روی شأن و منزلت ملی و آبرومندی نزد جهانیان، همواره در هویت ملی ایرانیان جایگاه ویژه ای داشته است و شایسته نیست کسی که در همین کشور بالیده و کسب موفقیت کرده برای رفاه و آرامش بیشتر یا برای دستمزد بالاتر آبروی هموطنان خود را خدشه دار کند.  در آخر خالی از لطف نیست اگر یادی کنیم از سکانسی در فیلم از کرخه تا راین ابراهیم حاتمی کیا که آن جانباز نابینا به صورت همرزم سابقش که پناهنده شده بود سیلی زد و گفت: همه اینا رو ارزون فروختی!