چه کسی بر کرسی صدراعظمی تکیه می زند؟
دیپلماسی ایرانی – امروز یکشنبه ۲۶ سپتامبر/۴ مهر، آلمانی‌ها نمایندگان بوندس تاگ (مجلس سفلای پارلمان فدرال) را انتخاب خواهند کرد. اگر چه در این تاریخ مردم شخصا رأی خود را به صندوق خواهند انداخت، اما رأی گیری پستی از یک ماه پیش شروع شده است. در این انتخابات نزدیک به ۶۰ میلیون و ۴۰۰ هزار آلمانی که بیش از ۱۸ سال دارند، واجد شرایط برای شرکت در انتخابات هستند؛ انتخاباتی که مُهر پایانی است بر ۱۶ سال صدراعظمی بانوی آهنین آلمان. صدراعظم آلمان کاندیدای قوی ترین فراکسیون در پارلمان این کشور است که پس از انتخاب به همراه وزیران برای چهار سال کابینه را تشکیل می‌دهد. آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان که از او به عنوان ملکه این کشور یاد می شود به گواه بسیاری طی سال‌های حضور در عرصه قدرت تغییرات مثبت و شگرفی را برای آلمان و حتی اتحادیه اوپا رقم زد، لذا هر کدام از سه نامزد کسب کرسی صدراعظمی آلمان (آرمین لاشت از حزب دموکرات مسیحی، خانم آنالنا بربوک از حزب سبز و اولاف شولتس از سوسیال دموکرات) با سایه سنگین مرکل در دولت خود مواجه هستند، چرا که مبنای موفقیت و سنگ محک آلمانی ها برای ارزیابی کارنامه دولت آتی خود مرکل است. اما به واقع کدام یک از این سه حزب و کدام یک از این سه نامزد موفق به کسب اکثریت بوندس تاگ و کرسی صدراعظمی آلمان خواهند شد؟ پاسخ به این سوال، محور گفت وگوی دیپلماسی ایرانی با علی بیگدلی، تحلیلگر ارشد مسائل اروپا است که در ادامه می‌خوانید:  قرار است که امروز ۲۶ سپتامبر/ ۴ مهر بعد از ۱۶ سال جانشینی برای آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان انتخاب شود؛ انتخابی نه با رای مستقیم مردم آلمان، بلکه از طریق انتخاب اعضای بوندس تاگ یا پارلمان در این کشور. یعنی عملا با انتخابات پارلمانی آلمان امروز دوره صدراعظمی ۱۶ ساله بانوی آهنین پایان خواهد یافت. در این بین ۳ نامزد خود را برای جانشینی آنگلا مرکل وارد گود رقابت کرده اند؛ آرمین لاشت از حزب دموکرات مسیحی (حزب متبوع مرکل)، خانم آنالنا بربوک (بائرباک) از حزب سبز و اولاف شولتس از سوسیال دموکرات. اگر چه بسیاری معتقدند که رقابت اصلی بین لاشت و شولتس است، اما شما شانس بیشتری برای کدام یک قائلید؟ ابتدا باید دید نتایج انتخابات پارلمانی چه خواهد شد و چه ترکیب سیاسی در بوندس تاگ شکل می گیرد. اما برای بررسی دقیق تر این مسئله که چه کسی از چه حزبی به کرسی صدراعظمی آلمان می رسد باید بفهمیم مانیفست، برنامه و اولویت کاری هر یک از احزاب حامی این سه نامزد چیست؟ در یک طرف حزب سبز قرار دارد که از آنها به عنوان اکولوژیست ها هم یاد می شود. این جریان بیشتر دغدغه مسائل محیط زیستی را دارد. خانم بربوک نخستین نامزد صدراعظمی در تاریخ حزب سبزها که در عین حال جوان‌ترین نامزد این مقام در تاریخ آلمان فدرال هم محسوب می شود.  ولی دغدغه محیط زیستی تا چه اندازه می تواند رای بوندس تاگ را به نفع بربوک بچرخاند؟ اساسا آلمانی ها در انتخابات امروز توجهی به مسائل آب و هویی دارند و آن را ملاک رای خود قرار خواهند داد؟ اتفاقاً اینجا باید بگویم که بخت با خانم بربوک یار بوده است. چرا که امسال سالی است که به اذعان تمامی کارشناسان و ناظران امر، تغییرات آب و هوایی و اقلیمی تاثیرات جدی خود را بر تمام قاره ها و کشور ها از آمریکا تا اروپا، آسیا، آفریقا و خلاصه کل جهان گذاشته است. همین سیل ویرانگر تابستان امسال که در آلمان روی داد نتیجه تغییرات اقلیمی و آب و هوایی است. بنابراین اکنون مسائل محیط زیستی و تغییرات اقلیمی به یکی از مهمترین دغدغه های اروپاییان و مردم آلمان بدل شده است. از این حیث نمی توان شانس کمی برای حزب سبزها و برای خانم بربوک هم قائل بود، چرا که معضلات ناشی از تغییرات اقلیمی و بحران آب و هوا مهمترین هدف سیاسی وی و حزبش است. در این رابطه بربروک عنوان داشته در صورت تشکیل دولت، حفاظت محیط زیست، مبارزه با گرمایش زمین و گسترش انرژی‌های تجدید شونده را کانون وظایف خود قرار می‌دهد.  با این حال تکیه زدن بر کرسی صدراعظمی آلمان برای بربوک دست نیافتنی به نظر می رسد. چرا که حزب سبزها در انتخابات پارلمانی ۲۰۱۷ تنها ۸.۹ درصد آراء را کسب کردند که نسبت به بهترین رکوردشان در عمر چهل ساله حزب یعنی کسب ۱۰.۷ درصد آراء در انتخابات سال ۲۰۰۹ افت ۱.۸ درصدی را نشان می دهد. ضمنا ما با کاهش اقبال مردمی هم در نظرسنجی ها در رابطه با بربوک مواجهیم، به گونه ی که اولین نظرسنجی‌های پس از اعلام کاندیداتوری بربوک در چهار ماه قبل نشانگر جهش آرای حزب سبز به ۲۷ درصد بود، اما این میزان به تدریج کاهش یافت، تا جایی که نمودارها اکنون عدد ۱۶ درصد را نشان می‌دهند. آیا اینها حکایت از آن ندارد که بربوک دستش از رسیدن به کرسی صدراعظمی کوتاه است؟ نکات یاد شده شما درست است. به هر حال اساسا مبانی، اصول و اهداف حزب سبز بیشتر با قشر محدودی از جامعه ارتباط تنگاتنگ دارد. لذا علیرغم مخاطرات تغییرات آب و هوایی در سال جاری میلادی که تقریبا برای کل دنیا قابل لمس بود، این مسئله آن قدر حالتی بحرانی و حاد پیدا نکرده است که بتواند رای مردم و پارلمان آلمان را به سمت حزب سبز و خانم بربوک بچرخاند. البته آن گونه که پیداست نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد که برای اولین بار در ۱۵ سال گذشته حزب چپ میانه از حزب محافظه‌کار خانم مرکل یعنی دموکرات مسیحی ها پیشی گرفته است. لذا هر حزب و جریانی که در انتخابات پارلمانی امروز آلمان پیروز شود ناچار به اتئلاف با دیگر احزاب خواهد بود. بنابراین شاید در نگاه اول حزب سبز به صورت مستقیم نتواند کرسی صدراعظم را از آن خود کند، اما مهره مهمی در ائتلاف سازی برای کسب این کرسی خواهد بود. شانس آرمین لاشت و دموکرات مسیحی ها را چطور ارزیابی می کنید؟ به اعتقاد من شانس آرمین لاشت و حزب دموکرات مسیحی به دلیل کارنامه موفق خانم مرکل در ۱۶ سال گذشته بسیار بالاست. یعنی احتمالاً سایه مرکل سبب شود که مردم آلمان و بوندس تاگ برای تداوم مسیر مرکل در حوزه سیاسی، اقتصادی، معیشتی دیپلماتیک و ... به فردی رای دهند که از حزب خود خانم مرکل و مورد تایید تام و تمام اوست؛ کسی که به اطاعت محض از مرکل مشهور است و اخلاقی هم همچون او دارد. ضمن اینکه علیرغم موفقیت مرکل در حوزه اقتصادی طی این سال ها کماکان آلمان با چالش‌های اقتصادی کلانی دست و پنجه نرم می کند. پس باید موفقیت مرکل توسط او تکرار شود. مضافا توجه جامعه مُسن‌ و محافظه‌کارتر در این کشور تمرکز بیشتر و پررنگ تری روی مسائلی چون بازنشستگی، بیکاری، تورم، رفاه، امنیت و نظایر آن دارد.  با توجه به آن چه که اشاره شد جایگاه و نفوذ شخصیتی و سیاسی لاشت می تواند رای مردم آلمان و  بوندس تاگ را به سمت او بچرخاند یا اینکه ما باید وزن بیشتری برای حزبش (دموکرات مسیحی) قائل شویم. بدین معنا که اعضای بوندس تاگ به واسطه حزب دموکرات مسیحی و در کل احزاب متحد مسیحی (سوسیال مسیحی و دموکرات مسیحی) به لاشت اعتماد می کنند؟ به اعتقاد من هر دو مسئله می توانند سهمی برابر داشته باشند و در یک هم افزایی شانس بیشتری را برای لاشت رقم بزنند. به هر حال هم به دلیل سابقه همکاری طولانی مدت لاشت با مرکل، وی از وزن و جایگاه قابل قبولی به لحاظ شخصیت سیاسی برای گرفتن کرسی صدراعظمی برخوردار است و هم اینکه وی از حزب دموکرات مسیحی است. این حزب در آلمان به دستگاه تولید صدراعظم شهرت دارد. در ۵۲ سال از ۷۲ سال پس از جنگ، یک صدراعظم از این حزب کشور را اداره کرده است. تنها ۳۲ سال این مدت به آنگلا مرکل و هلموت کُهل تعلق دارد. اما همان گونه که در پاسخ به سوال نخست شما اشاره کردم باید دید که برنامه های لاشت و همچنین حزب دموکرات مسیحی تا چه اندازه می‌تواند آرای بوندس تاگ را به سمت وی بچرخاند؟ ضمن اینکه دهه‌ها است حزب محافظه‌کار اتحاد دموکرات مسیحی در کنار حزب اتحاد سوسیال مسیحی که از آن به عنوان حزب خواهر اتحاد دموکرات مسیحی در باواریا یاد می شود در مورد سیاست‌های آلمان تصمیم‌گیری کرده است. با این وجود چالش اصلی پیش رو در این انتخابات برای لاشت و حزبش برقراری یک رابطه و دیالوگ سیاسی و اجتماعی بین مانیفست سنتی این حزب و بدنه جدید مد نظرش در انتخابات امروز است. یعنی برنامه انتخابات لاشت موسوم به «برای ثبات و نوآوری» باید بتواند بین جامعه سنتی هدف خود یعنی گروه های مسن ۶۰ سال به بالا، جمعیت غیر شهری، مسیحیان معتقد، کاتولیک ها و یک‌سوم پروتستان ها با  با کارگران و همچنین مهاجران، زنان و اقلیت ها ارتباط ایجاد کند. علیرغم نکات مطرح شده چالش برنامه انتخاباتی دموکرات مسیحی ها و لاشت آن است که تلاش جدی برای کاهش مالیات شرکت‌ها و افراد ثروتمند دارد. همین نگاه سبب از دست رفتن ده میلیارد یورو درآمد مالیاتی دولت در سال  می شود و از طرفی به اذعان بسیاری همین برنامه علت پیشی گرفتن حزب سوسیال دموکرات در مقابل دموکرات مسیحی ها شده است، چرا که این برنامه به جای متقاعد کردن آلمانی ها، رای دهندگان خاکستری را به سمت سوسیال دموکرات‌ها سوق داد. با این وصف می توان انتخابات امروز را زنگ خطری برای دموکرات مسیحی ها و شخص لاشت تلقی کرد، چرا که حزب چپ میانه سوسیال دموکرات با محوریت اولاف شولتس ذیل ائتلاف با محافظه‌کاران در نظرسنجی‌ها از حمایت مساوی با آنان برخوردار است. ولی یک نظرسنجی در ماه گذشته این حزب را برای اولین بار در ظرف ۱۵ سال گذشته جلوتر از حزب اتحاد دموکرات مسیحی نشان داد؟ ببینید لاشت به جناح میانی و لیبرال حزب دموکرات مسیحی تعلق دارد و ریاست او در حزب نیز پیروزی مشی لیبرال‌ها و مرکل تلقی شد. او یک شعار محوری دارد که باید هماهنگی را به جای قطبی‌سازی ملاک کار قرار داد. پیرو این دو نکته و در پاسخ به نکته شما اگر چه برنامه انتخاباتی لاشت که همان «برای ثبات و نوآوری» است به کاهش مالیات شرکت ها و ثروتمندان آلمان می‌انجامد، اما لاشت می‌گوید کاهش مالیات این گروه‌ها در دیگر سو موجب تقویت شانس سرمایه‌گذاری همین شرکت ها، سرمایه گذاران و ثروتمندان در کشور می‌شود که متعاقبا تولید و اشتغال را ترقی خواهد داد، چرا که به زعم لاشت تقویت سرمایه گذاری مستقیما به بهبود وضعیت کارگران و قشرهای آسیب‌پذیر آلمان می انجامد. حال تمرکز جدی روی شولتس و حزب سوسیال دموکرات داشته باشیم؛ فردی که در کارنامه سیاسیش از معاون صدراعظم تا وزارت دارایی کابینه چهارم و سکانداری وزارت کار کابینه اول مرکل دیده می شود. مضافا شولتس قائم مقام حزب سوسیال دموکرات، سناتور و اولین شهردار هامبورگ، وزیر کار فدرال و وزیر دارایی دولت ائتلافی هم بوده است. آیا آن گونه که برخی معتقدند شولتس و حزب سوسیال دموکرات با سبقت گرفتن از دموکرات مسیحی ها در نظرسنجی ها می‌توانند شانس جدی برای کسب کرسی صدراعظمی باشد؟ شولتس همان گونه که شهرت دارد ماشین محرک سوسیال‌دموکرات‌ها است. اما برنامه‌ها و دیدگاه‌های شولتس درباره نظام بیمه بیکاری و پیشگیری از بدهی‌های جدید دولت مورد توجه افکار عمومی است. شولتس برای حداقل دستمزد ساعتی ۱۲ یورو مبارزه کرده و ضمن حمایت از مشاغل صنعتی، پیگیر بهبود مناسبات با اتحادیه‌های کارگری است. با این اوصاف همان گونه که قبلاً اشاره کردم باید ببینیم برنامه هر کدام از افراد و احزاب چیست و این برنامه ها تا چه اندازه با اقبال عمومی در جهت کسب آرای مردم آلمان مواجه می شود؟ به هر حال پایگاه اجتماعی و بدنه آرای شولتس و حزب سوسیال دموکرات طبقه میانی آلمان است. شولتس بر خلاف برنامه لاشت وعده داده در صورت پیروزی در انتخابات، مالیات‌ها را به سود خانوارهای کم‌درآمد و برای کسب درآمد بیشتر از ثروتمندان تعدیل کند. این شعارها، جامعه کارگری و قشر میانی را به سمت او و حزبش سوق داده، اما واقعیت آن است که سوسیال دموکرات‌ها هنوز با دوران محبوبیت ۴۰ درصد نزد مردم و رهبرانی چون ویلی برانت یا هلموت اشمیت فاصله زیادی دارند. مضافا اکنون چالش جدی دولت آتی در آلمان کسری بودجه ناشی از شیوع ویروس کرونا است. چون تا قبل از بحران کرونا دولت آلمان برای ده سال متوالی، نه تنها با کسر بودجه روبرو نبود، بلکه سالی حداقل ۲۰ میلیارد یورو درآمد اضافی مالیاتی داشت. در این رابطه شولتس در رویکردی هماهنگ با مرکل، صدها میلیارد یورو کمک و اعتبار به شرکت‌های خرد و کلان آلمان داد و فضا را آرام نگاه‌ داشت، اما این سیاست نزدیک ۲۰۰ میلیارد یورو بدهکاری برای دولت به بار آورده است. لذا دولت آتی آلمان و صدراعظم این کشور حتی اگر خود شولتس هم باشد نمی تواند در اجرای وعده انتخاباتیش موفق عمل کند، چون به دلیل کسری بودجه ۲۰۰ میلیارد یورویی، دولت مجبور است یک سیاست انقباضی را در پیش گیرد. یعنی صرفه‌جویی‌ در کنار رشد بیکاری و افزایش هزینه‌ها چالشی جدی برای دولت بعدی خواهد بود. پس اگر شولتس صدراعظم شود و ناگزیر به قناعت باشد، سندیکاها، احزاب مخالف، بازنشستگان، بیکاران و خانوارهای کم درآمد ساکت نخواهند ماند. این ها علاوه بر آن است که قطعاً علی رغم اقبال عمومی نسبی به سوسیال دموکرات ها و شخص شولتس باید ائتلافی در جهت تشکیل دولت و کسب کرسی صدراعظمی میان این حزب با دیگر جریان ها هم شکل بگیرد.