پرینتر چاپ کارت,پرینتر چاپ کارت …خریدار ضایعات کامپیوتریموسسه زبان نگارفروش دیگ بخار اقساط

اروپا و بایدنی که همچنان به «اول امریکا» فکر می کند
مصاحبه توسط: رولاند ترموت دیپلماسی ایرانی: «رئیس جمهوری که بیشترین طرفداری از اروپا را می کند» هم اکنون در اروپاست و در مورد واکسن، تغییرات آب و هوایی، تجارت و بیش تر از همه در مورد چین صحبت می کند. این رویکرد جدید یک واقعیت است، اما آیا پایدار خواهد بود؟ الکساندرا دِ هوپ شِفِر، مشاور سابق امور آمریکا در دولت فرانسه و مدیر بخش پاریس «صندوق آلمانی طرح مارشال ایالات متحده» است که یک اتاق فکر با هدف تقویت روابط بین ایالات متحده و اروپاست. روابط فراآتلانتیکی یک موضوع خانوادگی برای اوست: پدرش در نیویورک کنسول بوده و عمویش هم زمانی به عنوان دبیر کل ناتو کار کرده است. دستور کار کنونی ایالات متحده تمرکز روی چین، روسیه، ناتو، تغییرات آب و هوایی، بیماری همه گیر کووید و تجارت فراآتلانتیکی و مواردی از این قبیل است. در چه حالتی می توان انتظار عملی شدن بزرگترین اقدامات را داشت؟ بایدن می خواهد نشان دهد که آمریکا بازگشته است. او بلافاصله پس از رسیدن به قدرت این را با صحبت از تغییرات آب و هوایی و اخیرا با اقداماتی در رابطه با همه گیری کرونا نشان داد. اولویت اصلی او البته چین است. واشنگتن می خواهد متحدان اروپایی خود را پشت سیاست ایالات متحده که مربوط به چین است متحد کند. به عنوان مثال، این مربوط به رقابت در زمینه فناوری می شود: قسمتی که آنها می خواهند چین را تحت فشار بگذارند. آنها می خواهند اتحادیه اروپا به عنوان یک نیروی محرک و تثبیت گر سیاست خارجی آمریکا عمل کند.  این اما بدیهی نیست. امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه گفته است که ناتو نباید به اتحادی علیه چین تبدیل شود. دولت های اروپایی رفلکس آمریکایی را کمی به عقب می رانند تا هر مبحثی تبدیل به یک موضوع  مورد بحث ناتو نشود. اگر به برنامه اجلاس سران ناتو نگاه کنید، موارد کلاسیک را مشاهده می کنید: مواردی از قبیل روسیه و دفاع جمعی. یعنی اصولی که بایدن آن ها را مجدداً تأیید خواهد کرد. اما تهدیدات نظامی غیر مستقیم بسیاری نیز وجود دارد که اکنون در داخل ناتو مورد بحث قرار گرفته اند. در مورد تغییرات آب و هوایی، مسائل سایبری و چین فکر کنید. آمریکایی ها اصرار می کنند و اروپایی ها عقب می رانند، چرا که اگر در محافل مربوط به ناتو در مورد این موضوعات بحث کنید، آنها را به موضوعات نظامی تبدیل خواهید کرد. دلیل دیگر عدم تمایل اروپا هم این است که از نظر بایدن، این دستور کار در چارچوب یک برنامه «دموکراسی در برابر خودکامگی» می گنجد. اروپایی ها نمی خواهند ناتو به عنوان یک بلوک غربی علیه چین دیده شود.  هر دو طرف در کجا می توانند به یک نقطه نظر مشترک دست یابند؟ کشورهای اروپایی می توانند روابط خود را با متحدان آسیایی تعمیق بخشند. این در حال حاضر در جی-هفت اتفاق می افتد، جایی که سه کشور از منطقه اطراف اقیانوس هند و آرام در حال پیوستن هستند. ایالات متحده و اتحادیه اروپا در این مورد هم نظرهستند. اگر به توافق نامه سرمایه گذاری بین اتحادیه اروپا و چین که در حال حاضر به تعلیق درآمده نگاه کنید (به دست پارلمان اروپا)، می بینید که یک چالش ژئوپلیتیکی به نام چین اروپایی ها را هم بیدار کرده است. آنها می فهمند که انتخاب های کوتاه مدت بر اساس منافع اقتصادی می تواند عواقب استراتژیکی طولانی مدت داشته باشد. آنها برای این کار به واشنگتن احتیاج ندارند: آنها این را فهمیده اند، اما در آخر این به نزدیکی ایالات متحده و اتحادیه اروپا خواهد انجامید.  بایدن چقدر از موضع حمایت گرایی اقتصادی که از زمان ترامپ به بحث تجارت وارد شده است فاصله می گیرد؟ او هم خودش را به عنوان رئیس جمهوری نشان می دهد که از صنعت و طبقه متوسط ایالات متحده در برابر رقابت محافظت می کند، نه؟ قطعا! بایدن موضوعات مورد بحث آمریکا را به طور پایدار در سه مورد تغییر داده است: تجارت، چین و حاکمیت. وی هنوز هم به طور عمده در حال پیگیری دستور کار «اول آمریکا» است، به ویژه در زمینه های تجارت، اقتصاد و صنعت. او از دولت خود خواسته است که چگونگی سرمایه گذاری مجدد ایالات متحده در صنعت و فن آوری آمریکا، نحوه بازگرداندن تولیدات آمریکایی به داخل خاک این کشور و امکان وابستگی کم تر به چین را بررسی کند. اروپایی ها در مورد حاکمیت دیجیتال و صنعتی اروپا بحث های مشابهی دارند. سوال اینجاست که آیا این شباهت نظر کم و بیش به یک همکاری منجر خواهد شد؟  اتحادیه اروپا و ایالات متحده در مورد لغو تعرفه ها و ایجاد شورای تجارت و فناوری در روزهای آینده گفت وگو خواهند کرد. هدف، توسعه مشترک فناوری و بازسازی زنجیره های عرضه است تا وابستگی کمتری به کشورهایی مانند چین داشته باشیم. آیا می توانیم تولید نیمه هادی ها را از اساس تغییر دهیم؟ نیمه هادی ها یکی از پیچیده ترین موضوعات موجود هستند. این یک بازار جهانی کاملاً یکپارچه است. یک مثال واقعی از این که شما نمی توانید فقط زنجیره های عرضه را بشکنید. فکر می کنم باید واقع بین باشیم. اقتصادهای ما به قدری به هم وابسته و آن قدر یکپارچه هستند که حتی نمی توانید به جدایی اقتصادی یا صنعتی از چین فکر کنید.  حتی اگر بایدن انگیزه جدیدی به همکاری های فراآتلانتیکی بدهد، یک ترامپ دیگر می تواند چهار سال بعد از آن در قدرت باشد. آیا می توانیم برنامه های بلند مدت با ایالات متحده تنظیم کنیم؟ اکنون رئیس جمهور جدید آمریکا بر سر کار است، اما دموکراسی و سیاست آمریکا تغییر نکرده است. به برنامه های مربوط به مالیات پانزده درصدی برای شرکت های چند ملیتی نگاه کنید: در حال حاضر بایدن راهش را در کنگره آمریکا بسته است و هیچ حمایتی از طرف جمهوری خواهان ندارد. در چنین وضعیتی، رئیس جمهوری آمریکا پیشنهادهایی را در مجامع بین المللی ارائه می دهد اما آنها در مجلس کشور خودش به تصویب نمی رسند. بنابراین برای بایدن ترسیم یک سیاست خارجی قابل پیش بینی و اطمینان از اینکه متحدان آمریکا تعهدات این کشور را به عنوان تعهدات پایدار ببینند بسیار دشوار است. دونالد ترامپ در بدو ورود خود تقریباً همه آنچه رئیس جمهور اوباما در رابطه با سیاست های تغییر آب و هوایی یا توافق هسته ای با ایران انجام داده بود را از بین برد. این برای اروپایی ها یک شوک بود. در نتیجه، نقش مایه کنونی در محافل سیاسی اروپا همچنان این است: «آمریکا بازگشته، اما برای چه مدتی؟» منبع: دِ استاندارد/ ترجمه: علی مفتح