فروش دیگ بخار اقساطآموزش تخصصی گیتار در تهرانپارسآنزیم ترانس گلوتامیناز TG ، تی …ثبت شرکت و برند صداقت

مصادره برجام از جانب هر جریان سیاسی خیانت به منافع ملی است/ تقسیم کار آمریکا و اسرائیل در جریان نشست وین
دیپلماسی ایرانی – طی دو هفته گذشته که شاهد افزایش تلاش های دیپلماتیک اعضای ۱+۴ و ایالات متحده آمریکا برای لغو تحریم ها و احیای برجام هستیم گمانه زنی و سناریوهای متعددی در خصوص نشست وین مطرح شده است؛ از طرح گام به گام گرفته تا لغو یکباره تحریم ها. در سوی دیگر به موازات این تلاش ها شاهد هستیم که اسرائیل با اقدامات مخرب و خرابکارانه خود به دنبال تحت الشعاع قرار دادن احیای برجام و توقف لغو تحریم‌هاست. پیرو همین نکات کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، هم سید عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه را برای ارائه توضیحاتی به کمیسیون فراخوانده و هم دیروز دوشنبه وزیر امور خارجه نیز در این کمیسیون حضور یافت. در همین رابطه دیپلماسی ایرانی برای بررسی دقیق تر ابعاد جلسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه و همچنین سید عباس عراقچی، معاون سیاسی دستگاه دیپلماسی پیرامون نشست وین و همچنین اقدامات اسرائیل از حمله صبح سه‌شنبه هفته گذشته به کشتی ایرانی ساویز و همچنین انفجار در بخش توزیع برق تاسیسات هسته ای نطنز، گفت و گویی را با وحید جلال زاده، نمانیده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی پی گرفته است که در ادامه می خوانید:  به هر حال طی دو هفته اخیر شاهد تلاش ها و تحرکات دیپلماتیک جدی از جانب اعضای ۱+۴ با محوریت سه کشور اروپایی حاضر در برجام و همچنین ایالات متحده در خصوص چشم انداز بازگشت آمریکا به برجام، لغو تحریم ها و در احیای نهایت توافق هسته‌ای بودیم که به نشست جمعه گذشته و نیز سه شنبه هفته جاری در وین ختم شد و قرار است که دور سوم این نشست ها امروز جمعه در همین شهر برگزار شود. در این بین برخی از کارشناسان و ناظران امر بر این نکته تاکید دارند که موتور محرکه این تلاش ها به امضای سند جامع همکاری های راهبرد ۲۵ ساله ایران و چین باز می گردد. شما تا چه اندازه به این گزاره اعتقاد دارید. آیا نگرانی غرب بابت امضای این سند باعث شده که اکنون تلاش های دیپلماتیک به طور فزاینده برای احیای برجام در دستور کار اروپایی ها و آمریکا قرار گیرد یا این که نگرانی غرب و ایالات متحده آمریکا به دلیل تداوم اقدامات کاهش تعهدات برجامی به خصوص بعد از مصوبه مجلس موسوم به اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها باعث تشدید این تلاش ها برای احیای برجام شده است؛ به هر حال نگرانی بابت اتمام فرجه سه ماهه ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی برای از بین بردن تصاویر دوربین های مربوط به تاسیسات هسته‌ای بعد از خروج ایران از پروتکل الحاقی و نیز تاکید چند باره رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر نزدیک شدن ایران به ساخت سلاح هسته‌ای، غنی‌سازی ۲۰ درصد، استفاده از سانتریفیوژهای جدید، ادعاهایی مبنی بر پیدا شدن ذرات اورانیوم با منشاء غیر مشخص و نامعلوم و غیره می تواند کاتالیزور این تلاش ها باشد؟ پیش از پاسخ به این سوال شما باید عنوان کنم که نمی‌توان به بیانیه و تفاهم نامه امضا شده ایران و چین «سند» اطلاق کرد، چراکه سند دربردارنده مفاد، موارد و جزئیات خاصی است که می‌تواند روابط اقتصادی، تجاری، سیاسی و دیپلماتیک دو کشور را در بر گیرد. اما آن چیزی که امضا شد بیشتر یک بیانیه و یا یک تفاهم نامه است که می تواند افق همکاری‌های ایران و چین را روشن تر کند و در آن دورنمای مناسبات دو طرف بدون ذکر عدد، رقم و التزامی بهتر خواهد شد. از این روست که امضای این تفاهم نامه و یا بیانیه نیازی به رای موافق و نظر مساعد مجلس هم نداشت. اما در پاسخ به سوال شما من معتقدم که هر دو عامل مد نظر شما سبب شده است که اکنون اعضای ۱+۴ و همچنین ایالات متحده آمریکا تلاش جدی برای احیای برجام داشته باشند. به هر حال نگرانی غرب از بابت امضای این بیانیه و تفاهم نامه میان ایران و چین سبب شده است که تلاش ها برای لغو تحریم ها به طور جدی تر در دستور کار قرار گیرد تا از این طریق عملاً مانع از گسترده شدن مناسبات و روابط تهران و پکن شود. از طرف دیگر بی شک مصوبه مجلس یازدهم یعنی قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها باعث شد که جمهوری اسلامی ایران با اقدامات خود مانند غنی‌سازی ۲۰ درصد، استفاده از سانتریفیوژهای جدید و همچنین توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی شرایط را به سمتی پیش ببرند که علاوه بر افزایش جایگاه و وزن دیپلماتیک، توان چانه‌زنی ما هم افزایش پیدا کند. اما به نظر من در این بین عامل سوم دیگری هم وجود دارد که باعث شده اکنون اعضای ۱+۴ و همچنین آمریکایی‌ها به دنبال احیای برجام باشند و این عامل به بن بست رسیدن سیاست فشار حداکثری کاخ سفید است. به هر حال واقعیت این است که آمریکا در دوران دونالد ترامپ تمام تحریم‌های مدنظر را علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال کرد، به گونه‌ای که اکنون عدد این تحریم‌ها به ۱۶۰۰ تحریم رسیده است. یعنی دیگر آمریکایی‌ها تحریمی برای اعمال کردن علیه ایران ندارند. پس در حقیقت چون آمریکا در تحریم ایران به بن‌بست رسیده است و در نهایت نتوانستند با سیاست فشار حداکثری، ایران را در حوزه هسته‌ای متوقف کنند اکنون به ناچار مجبورند از این سیاست پاپس بکشند و با وعده لغو تحریم ها و بازگشت به برجام، شرایط را به گونه‌ای مدیریت کنند که تهران از گام های کاهش تعهدات برجامی خود عقب نشینی کند تا از طریق دیپلماتیک بتوانند مدیریت و نظارت از دست رفته خود را بر برنامه هسته‌ای ایران اعمال کنند.  به شکست سیاست فشار حداکثری اشاره داشتید. آیا شما منکر تبعات سگین این سیاست بر مردم هستید؟ خیر به هیچ وجه. بله در این مدت فشارهای زیادی به مردم به خصوص از نظر اقتصادی و معیشتی وارد آمد، اما مسئله اینجاست که هدف از اعمال این تحریم ها چه بود؟ آیا غیر از این بود که آمریکایی ها با تحریم های سنگین و سیاست فشار حداکثری به دنبال تسلیم شدن ایران، توقف برنامه هسته ای و ساقط کردن نظام بودند؟ اما در نهایت هدف غایی آمریکا به خصوص در دوره دونالد ترامپ یعنی تسلیم شدن ایران، توقف برنامه هسته ای و ساقط کردن نظام محقق نشد. از این رو بود که در اواخر دوره دونالد ترامپ حتی خود جمهوری خواهان هم به این نکته اعتراف کردند که کاخ سفید دیگری تحریم جدیدی برای اعمال علیه ایران ندارد. به گونه‌ای که حتی وزارت خزانه‌داری آمریکا برخی از تحریم ها را چند باره علیه کشورمان مجددا اعمال کرد تا از این طریق نشان دهد که سیاست فشار حداکثری به بن بست نرسیده است و هر بار می‌تواند تحریم‌های جدیدی علیه ایران داشته باشند. لذا اگرچه امضای تفاهم نامه و بیانیه ایران و چین و همچنین گام های کاهش تعهدات برجامی و قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها در واداشتن غرب برای احیای برجام موثر بود، اما در این میان به بن بست رسیدن آمریکا برای تحریم علیه ایران نیز بسیار حائز اهمیت است. به ویژه که اکنون جمهوری اسلامی ایران با مدیریت شرایط تحریمی به‌تدریج مسیرهای جدیدی برای غلبه بر آن پیدا کرده است. یعنی اکنون نظام جمهوری اسلامی ایران از پیک فشار تحریم عبور کرده است و از این پس اقتصاد کشور در بستر همین تحریم ها روز به روز توسعه پیدا خواهد کرد. حال دولت بایدن با اشراف بر همین مسئله سعی می‌کند تا پیش از اینکه ابزار تحریم کارایی خود را به صورت کامل از دست بدهد از این اهرم فشار برای چانه‌زنی دیپلماتیک به منظور بازگشت به برجام استفاده کند. دیروز دوشنبه محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه به کمیسیون متبوع شما (کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس) فراخوانده شد تا درباره پاره ای از مسائل به خصوص مذاکرات وین توضیحاتی را ارائه کند. رئیس دستگاه سیاست خارجی مشخصا در خصوص احتمال عملیاتی شدن سیاست گام به گام برای احیای برجام و یا سناریویی توسط خبرگزاری کیودو ژاپن منتشر شد مبنی بر این که در یک روز مشخص و توافق شده ایالات متحده آمریکا رسماً بازگشت به برجام و لغو تحریم ها را اعلام خواهد کرد و روز بعد از آن ایران نیز از گام های کاهش تعهدات برجامی خود متوقف می کند، چه توضیحاتی را عنوان داشت؟ البته باید عنوان داشت که حضور آقای ظریف در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس یک روال متداول است و هرگاه مسائلی در حوزه هسته‌ای و یا دیپلماتیک پیش بیاید نمایندگان برای توضیحات از زبان وزیر امور خارجه، وی را به کمیسیون امنیت ملی فرا می خوانیم. البته این مسئله تنها محدود به وزیر امور خارجه نمی‌شود حتی در مسائل امنیتی و سیاسی ما وزرای اطلاعات، وزیر کشور و هر فرد مسئولی را برای ارائه توضیحات دعوت می کنیم. اما در خصوص سوال مشخص شما محمد جواد ظریف پیرامون ارائه توضیحاتی در خصوص دو مسئله به کمیسیون امنیت ملی دعوت شد؛ اول تبیین جزئیات مذاکرات وین و دیگری به بیانیه و تفاهم‌نامه چین باز می گشت که متاسفانه مسئله انفجار در بخش توزیع برق تاسیسات هسته‌ای نطنز هم به آن اضافه شد. البته ما پیش از عزیمت سید عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه به وین از ایشان هم دعوت کردیم تا در خصوص این مذاکرت توضیحاتی خود را ارائه کنند. ضمن اینکه ما معاون اقتصادی وزیر امور خارجه را هم برای ارائه توضیحات در قبال جزئیات تفاهم نامه امضا شده با چین به کمیسیون فرا خواندیم. اما مشخصا در خصوص جلسه دیروز دوشنبه کمیسیون امنیت ملی با وزیر امور خارجه، آقای ظریف عنوان داشتند که دستگاه سیاست خارجی چند سناریو را برای مذاکرات وین در نظر داشت که همگی به شورای عالی امنیت ملی ارجاع داده شد و بعد از نظر نهایی رهبر برخی از آنها رد شد. چرا که نظر نهایی مقام معظم رهبری همان چیزی بود که در سخنرانی نوروزی خود به آن اشاره کردند. یعنی ایالات متحده آمریکا ابتدا باید تمام تحریم های اعمال شده علیه ایران را لغو کند و ایران پس از راستی‌آزمایی آن، از گام های کاهش تعهدات برجامی خود باز خواهد گشت. البته پیرو نکات مطرح شده شما آقای ظریف هم بیان داشتند که دستگاه سیاست خارجی هم سناریوهایی مانند سناریوی گام به گام را برای احیای برجام در نظر داشت، مثلا قرار بود که آمریکا بخشی از لغو تحریم ها را در دستور کار قرار دهد و ایران هم متناظر و هم وزن با آن از برخی از اقدامات کاهش تعهدات برجامی بازگردد که اتفاقا مطلوب نظر غربی ها هم بود. اما این طرح از سوی شورای عالی امنیت ملی رد شد و سناریوی نهایی همان چیزی بود که رهبری بر آن تاکید داشتند که این سناریو دستور کار آقای عراقچی در نشست مذاکرات وین است. اما در این بین اخباری دال بر این وجود دارد که مواضع اعلامی تیم مذاکره کننده ایران در رسانه‌ها متفاوت از آن چیزی است که در جریان نشست وین در حال انجام است. توضیح آقای ظریف در این خصوص چه بود؟ اتفاقا یکی از سوالات و نگرانی هایی که آقای ظریف در خصوص آن توضیح دادند همین مسئله بود. چراکه اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی این نگرانی را داشتند که خدای ناکرده تیم مذاکره کننده متفاوت از دستور کار مشخص رهبری، مذاکرات را در وین پیگیری کند و احتمالاً دیدگاه مقام معظم رهبری نادیده گرفته شود. اما هم آقای عراقچی و هم آقای ظریف در خصوص این نگرانی با قاطعیت عنوان کردند که هیچ طرح دیگری برای احیای برجام غیر از منویات مقام معظم رهبری وجود ندارد. یعنی ابتدا به ساکن آمریکا باید تمام تحریم های اعمال شده علیه ایران را به طور کامل لغو کند و بعد از راستی‌آزمایی، ایران هم بازگشت تعهدات برجامی را عملیاتی می کند. این دستور کار قاطع و مبنای گفت وگوهای تیم مذاکره کننده ما در نشست وین است. پیرو همین نظر قاطع دستگاه سیاست خارجی به اعضای ۱+۴ صراحتا گفته شده است که طرف مذاکره ما به هیچ وجه آمریکا نیست، بلکه ما مذاکره با اعضای برجام را به رسمیت می شماریم و حتی آمریکا نباید در محل مذاکرات و محل اقامت تیم مذاکره کننده ایرانی حضور داشته باشد. این مهم در نشست فردا چهارشنبه وین هم پی گرفته می شود. تا زمانی که آمریکا لغو تمام تحریم های ایران را عملیاتی نکند و این ادعا مورد راستی‌آزمایی قرار نگیرد ایران به هیچ وجه آمریکا را عضو برجام تلقی نمی کند. لذا بنایی هم برای مذاکره مستقیم یا غیر مستقیم با واشنگتن ندارد. اما اگر در این بین اروپایی ها به دنبال انتقال محتوای نشست وین به آمریکایی‌ها هستند، چیزی است که به تیم مذاکره کننده ایران ارتباط ندارد. مبنای برای ما مذاکره با اعضای برجام است. لذا هم طرح گام به گام و هم ادعای رسانه ژاپنی از اساس نادرست است. دیروز دوشنبه سعید خطیب زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه عنوان داشتند که ایران در حال تهیه لیستی از تحریم هاست که آمریکا باید آنها را لغو کند. آیا آقای ظریف در نشست دیروز با اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی انگلیس به این لیست و محتوای آن اشاره کردند؟ آیا این لیست در اختیار اعضای کمیسیون قرار داده شد؟ در این خصوص آقای ظریف در نشست دیروز عنوان داشتند که قرار است روزهای آتی طی یک نامه رسمی لیستی از ۱۶۰۰ تحریمی که ایالات متحده آمریکا بعد از خروج از توافق هسته ای علیه ایران اعمال کرده است را منتشر کند. البته آقای ظریف در این رابطه متذکر شد که این نامه مبنا و ملاک لغو تحریم ها نیست، بلکه این آمریکاست که باید لیست تحریم های اعمال شده علیه ایران را منتشر کند. چرا که این احتمال وجود دارد برخی از تحریم های آمریکا در نامه ایران قید نشده باشد و یا تحریم مدنظر آمریکا متفاوت از نامه ایران باشد. بنابراین ملاک عمل، گزارش آمریکا از ۱۶۰۰ تحریمی است که علیه ایران اعمال کرده است. لذا نامه و گزارش ایران برای لغو ۱۶۰۰ تحریم صرفا جهت یادآوری  به اعضای ۱+۴ و به خصوص اروپایی هاست. اما آن چیزی که باید با آن استناد شود و ملاک عمل قرار گیرد گزارش و لیست آمریکایی‌ها از ۱۶۰۰ تحریم علیه ایران است. از حوزه دیپلماتیک وارد حوزه سیاسی برجام شویم. با از سرگیری تلاش‌های دیپلماتیک برای احیای برجام با محوریت نشست وین برخی از رسانه ها و جریان های منتقد توافق هسته ای و مخالف دولت این نگرانی را دارند که با لغو تحریم ها در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ منافع آنها تحت الشعاع قرار گیرد. چرا که در صورت عدم لغو تحریم ها بستر و فضای مناسب برای حمله به دولت، ذیل شرایط اقتصادی و معیشتی کنونی شکل خواهد گرفت. لذا این جریان و رسانه های منتسب به آن طی دو هفته اخیر علاوه بر ابراز نگرانی از نشست وین دست به تهدید، توهین و تخریب تیم مذاکره کننده زده است. پیرو این نکته آیا مجلس یازدهم و به ویژه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی که منتسب به همین جریان است تلاشی برای عدم احیای برجام و عدم لغو تحریم ها دارد؟ اول این که موضوع هسته‌ای جمهوری اسلامی یک موضوع ملی است و نباید آن را به سطح رقابت های جناحی سیاسی تقلیل دهیم. لذا هر جریان سیاسی، تاکید می کنم هر جریان سیاسی داخلی در ایران بخواهد موضوع پرونده هسته‌ای ایران نفیا یا اثباتاً به نفع خود مصادره کند خیانت آشکار و غیرقابل بخشش در حق منافع ملی جمهوری اسلامی ایران روا داشته است، چه جریانی که من و اعضای محترم مجلس یازدهم به عنوان منتسب هستیم و چه جریان رقیب. ما نباید اجازه دهیم که موضوع پرونده هسته‌ای ایران به مسائل سیاسی داخلی در کشور، آن هم در آستانه انتخابات گره بخورد و مورد سوء استفاده جریان های سیاسی قرار گیرد. این نظر شخصی من است. البته نکته شما کاملا درست است. ما در نشست دیروز با آقای ظریف هم این مسئله را مطرح کردیم. در همین رابطه وزیر امور خارجه مجدداً قسم جلاله یاد کردند که هیچ بنایی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه پیش رو ندارند و برجام را بازیچه انتخاباتی نخواهد کرد و به هیچ عنوان لغو احتمالی تحریم ها کارت بازی انتخاباتی نیست. نشست کمیسیون مشترک برجام یک نشست فصلی است که هر سه ماه یکبار با اعضای ۱+۴ برگزار می شود. اتفاقات این دور از نشست در قیاس با نشست های پیشین به تعویق افتاد و ما باید زودتر این نشست را برگزار می‌کردیم. ما نمی توانیم به دلیل آن که در ماه‌های پایانی حیات دولت قرار داریم حضور در این نشست را لغو کنیم. این گفته خود آقای ظریف بود. حتی آقای ظریف در پاسخ به نگرانی برخی از دوستان در کمیسیون امنیت ملی مبنی بر استفاده های سیاسی انتخاباتی از برجام عنوان داشتند که هیچ بنایی برای استفاده از برجام ذیل لغو تحریم ها و احتمال گشایش اقتصادی برای افزایش جایگاه جریان حامی دولت وجود ندارد. یعنی مجلس یازدهم بنایی برای عدم لغو تحریم ها ندارد؟ من باز هم تاکید می کنم مسئله پرونده هسته ای ایران یک موضوع ملی است که با منافع جمهوری اسلامی ایران ارتباط دارد. نباید آن را بازیچه رقابت‌های سیاسی انتخاباتی کنیم. اما در پاسخ به این سوال شما من و اعضای محترم مجلس یازدهم هیچ بنایی برای عدم احیای برجام و عدم لغو تحریم ها نداریم. چون همان گونه که مقام معظم رهبری اشاره کردند و عقل و منطق سیاسی هم حکم می کند اگر یک روز زودتر تحریم ها لغو شود نباید درنگ کنیم. در خصوص همین اتهامات، جریان اصلاح طلب انتقادات جدی به مجلس یازدهم برای تصویب طرح خود یعنی اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها داشت و این گونه بیان می شد که این طرح، تلاش اصولگرایان برای شکست در احیای برجام است. اما امروز خود این جریان اعتراف می‌کند که مجلس یازدهم با این قانون مهم خود توان چانه‌زنی دیپلماتیک ایران را به شدت افزایش داد، به گونه‌ای که یکی از موتور‌های محرکه غربی‌ها و آمریکا برای لغو تحریم‌ها به شمار می‌رود. با این وجود من بر نگرانی شما صحه می گذارم. بله اکنون برخی از جریان های سیاسی در داخل کشور به دنبال سوء استفاده از برجام هستند و نفیا و اثبات می خواهند که برجام را مصادره کنند. ضمن اینکه من این گونه اقدامات را رد می کنم، معتقدم این مسائل به دلیل قرار گرفتن در شرایط انتخاباتی و ناشی از رقابت های سیاسی و رسانه‌ای است. علی رغم نکات شما در دو هفته اخیر علاوه بر توهین، تخریب، هتاکی و تحقیر حتی کار به ارعاب و تهدید به محاکمه تیم مذاکره کننده هسته کشیده شد. در همین راستا اخباری هم دال بر تهدید به محاکمه از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و به خصوص اعضای کمیسیون امنیت ملی و مشخصا آقای ذالنور، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ذیل جلسه مشترک با سید عباس عراقچی مطرح شد. آیا شما این مسائل را تایید می کنید؟ به هیچ وجه اینگونه نیست. نمایندگان مجلس یازدهم همواره با اعضای دولت محترمانه برخورد می‌کنند و در جلسات با دولت فضای دوستانه ای وجود دارد. ضمن اینکه نمایندگان بر مصوبات خود تاکید می کنند و خواهان آن هستند که به صورت کامل و جامع عملیاتی شود. اما مشخصا در خصوص سوال شما ما در قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها صراحتاً بیان داشتیم که مستنکفین از اجرای این قانون به تناسب امتناع یا ممانعت از اجراء به مجازات تعزیری درجات ۲ یا ۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ محکوم می شوند. لذا این قانون ذیل همین بند با هیچ فردی در هیچ سمتی که بخواهد مانع از اجرای قانون شود تعارف ندارد. مبنای عمل نمایندگان محترم مجلس یازدهم منافع ملی است. منافع ملی برای ما خط قرمز است. اما با این وجود ما آقای عراقچی را تهدید نکردیم. چون دولت یک وظیفه دارد و مجلس هم وظیفه جداگانه دیگر. ما به اصل تفکیک قوا معتقدیم. با این تفاسیر قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها در آن جلسه با آقای عراقچی دوباره بازخوانی شد. لذا دولت باید از نحوه مذاکرات و جزئیات آن به مجلس شورای اسلامی و اعضای محترم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی گزارش دهد. ما به آقای عراقچی فقط تذکر دادیم که نباید در مذاکرات هیچ گونه امتیازی به غربی‌ها داده شود و نباید شاهد تکرار تجربه تلخ برجام باشیم. برای اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس یازدهم به هیچ وجه پذیرفته نیست که تیم مذاکره کننده ما منویات رهبری را کنار بگذارد. ضمن این که این نگرانی برای نمایندگان مجلس و به خصوص اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس وجود داشته و دارد که خدای ناکرده تیم مذاکره کننده متفاوت از آنچه که عنوان می‌کند مذاکرات را پیش ببرد. چون ما در برهه‌ هایی شاهد بودیم که آقای ظریف یا آقای عراقچی مواضعی را اعلام می‌کردند، اما در عمل چیز دیگری مشاهده می‌شد. بنابراین ما با تیم مذاکره کننده اتمام حجت کردیم. این مسئله به هیچ عنوان نمی ‌تواند به عنوان تهدید و ارعاب تیم مذاکره‌کننده تلقی شود. وارد حوزه امنیتی برجامی شویم. به موازات برگزاری نشست کمیسیون مشترک برجام در وین شاهد اقداماتی از سوی اسرائیلی ها هستیم. از حمله سه‌شنبه هفته گذشته به کشتی ایرانی ساویز در نزدیکی سواحل جیبوتی تا انفجار در بخش توزیع برق تاسیسات هسته ای نطنز که یکشنبه هفته جاری روی داد. به هر حال با توجه به شرایط نابه سامان نتانیاهو در اسرائیل و همچنین نگرانی از لغو تحریم های آمریکا به نظر می رسد که دامنه این اقدامات مخرب تل اویو بیشتر شود. حال از نگاه شما اسرائیلی ها برای عدم احیای برجام و عدم لغو تحریم ها تا کجا پیش خواهند رفت؟ بی شک رژیم غاصب صهیونیستی مهمترین و جدی ترین دشمن جمهوری اسلامی ایران است و تمام هم و غم خود را صرف عدم لغو تحریم و عدم احیای برجام خواهد کرد. اما این تلاش و مخالفت ها محدود به امروز و نشست وین نیست. بلکه اسرائیل از همان مذاکرات برجامی در سال ۹۴ به دنبال کارشکنی بوده است. ولی باید این نکته را مدنظر قرار داد که صهیونیست ها نمی‌توانند به تنهایی این گونه اقدامات مخرب و خرابکارانه را در خصوص تاسیسات هسته‌ای ایران داشته باشند. یعنی اینگونه نیست که دموکرات های آمریکا تمام تلاش های دیپلماتیک خود را به کار بستند تا برجام احیا شود، اما اسرائیل اکنون با اقدامات خرابکارانه خود مانع از این مهم شده اند. در همین رابطه من به یک تقسیم کار بین صهیونیست‌ها و ایالات متحده معتقدم. اتفاقا در جلسه دیروز با آقای ظریف پیرامون همین مسئله ایشان هم اعتقاد داشتند که ایالات متحده آمریکا و صهیونیست ها به دنبال یک تقسیم کار در خصوص برجام هستند. بنابراین صهیونیست‌ها با پشتوانه و دلگرمی آمریکا این اقدامات را در دستور کار قرار دادند. با این وصف من بر این باورم که حادثه نطنز یک شکست تمام‌عیار برای صهیونیست‌ها خواهد بود. از چه بابت این تحلیل را ارائه می کنید؟ از این بابت که بعد از این اقدام و خرابکاری شاهد جنجال آفرینی رسانه‌های آمریکایی‌ها و و صهیونیستی هستیم. مطمئن باشید اگر این اقدام و خرابکاری صهیونیست موفقیت آمیز بود شاهد این میزان از جنجال رسانه‌ای نبودیم. چون خود آنها خوب می دانند آن چیزی که در جریان انفجار در تاسیسات هسته ای نطنز روی داده تنها باعث از کار افتادن سانتریفیوژهای نسل اول ما شده است. در صورتی که قرار است که در چند روز پیش رو ما این خلاء را با سانتریفیوژهای نسل جدیدتر پر کنیم. بنابراین عملاً خود این خرابکاری باعث افزایش شتاب توان هسته‌ای شده است که یک شکست تمام‌عیار برای اسرائیل خواهد بود. چراکه قطعاً با به ‌کارگیری سانتریفیوژهای نسل جدید توان چانه‌زنی دیپلماتیک ما در نشست وین ارتقاء پیدا خواهد کرد. در تایید این نکته اگر شما به حمله پیشین اسرائیل به بخش مونتاژ سانتریفیوژهای تاسیسات هسته‌ای نطنز نگاه کنید که اتفاقاً میزان و ابعاد آن گسترده تر از اتفاق یکشنبه هفته جاری بود شاهد این میزان از جنجال رسانه‌ای نبودیم. یعنی به هر اندازه که امتیازات و دستاوردهای اقدامات اسرائیل در توقف توان هسته‌ای ایران کمتر باشد به همان میزان صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها با جنجال رسانه‌ای به دنبال پر کردن آن ناکامی ها هستند. لذا مجددا تاکید می کنم که در یک تقسیم کار، آمریکایی ها با ژست مذاکره و دیپلماسی خواهان احیای برجام هستند، اما با حمایت و پشتیبانی از سگ هار خود یعنی رژیم صهیونیستی به دنبال ضربه زدن به توان هسته‌ای ما هستند. اگرچه شما عنوان داشتید که جنجال رسانه‌ای پیرامون اتفاق یکشنبه هفته جاری در نطنز دالی بر حداقلی بودن خسارات است، اما بر اساس ارزیابی‌هایی که از خسارات این خرابکاری عنوان شده است که این اتفاق باعث توقف حداقل ۹ ماه در غنی‌سازی خواهد شد؟ در پاسخ به این سوال شما مطمئن باشید که طی چند روز آینده سانتریفیوژهای نسل اول که به دلیل این خرابکاری از مدار خارج شده اند با سانتریفیوژهایی به مراتب پیشرفته تر جایگزین خواهد شد. یقین بدانید طی روزهای آتی آقای صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی شروع پرقدرت سانتریفیوژهای جدید را در سایت هسته‌ای نطنز اعلام خواهد کرد.  حال سوال مهمی که در این بین ذیل حوزه نظارتی شما پیش می‌آید ناظر بر شکست اطلاعاتی و امنیتی ایران است. چرا که با توجه به حساسیت بالا در پرونده هسته ای ایران باید بیشترین دقت و هوشیاری امنیتی صورت گیرد. با این وصف و از نگاه شما وقوع این اقدامات تروریستی اسرائیل که شکستی امنیتی برای ایران از وزارت اطلاعات تا سازمان اطلاعات سپاه و دیگر نهادهای امنیتی محسوب می شود به چه دلیل مکرر روی می دهد؟ آیا با هر اتفاق نباید هوشیاری امنیتی تقویت پیدا کند که شاهد تکرار آن نباشیم؟ آیا تروریسم هسته ای یک دهه اخیر اسرائیل علیه ایران تجربه امنیتی ما و شناخت لازم علیه تل آویو را به نهادهای امنیتی ما نداده است؟ آیا نمی توان این انتقاد را مطرح کرد که باگ های امنیتی این شکست را به ما تحمیل می کند کما این که در پرونده ترور شهید فخری‌زاده انتقادهای جدی به عملکرد نهادهای امنیتی مذکور مطرح شد. اگرچه بر اساس قانون اساسی مجلس شورای اسلامی می‌تواند به هر نهاد، ارگان، دستگاه و وزارتخانه‌ای که لازم بداند ورود پیدا می‌کند آیا می‌تواند در خصوص باگ های امنیتی کنونی بازخواست و نظارتی بر وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه و حفاظت سپاه داشته باشد؟ در پاسخ به سوال شما همانگونه که به درستی اشاره کردید که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مجلس شورای اسلامی می‌تواند به هر نهاد و ارگانی که لازم بداند ورود پیدا کند. حتی مقام معظم رهبری سال ها پیش اجازه دادند که مجلس شورای اسلامی در خصوص نهادهای وابسته به رهبری ورود پیدا کند و تحقیق و تفحص لازم را انجام دهد. همانگونه که در پاسخ به سوالات قبلی اشاره کردم برجام یک مسئله ای که به امنیت ملی ما گره خورده است و باید در سطح دیپلماتیک مورد بررسی قرار گیرد، قطعاً پرونده فعالیت های هسته‌ای ما هم جزء مسائل ملی است. لذا کمیسیون امنیت ملی به طور جدی در خصوص مسائل امنیتی آن ورود پیدا خواهد کرد و نظارت خود را اعمال خواهد کرد. ما با هیچ نهاد و ارگانی تعارفی در خصوص منافع ملی نداریم و اگر خدای ناکرده اشتباه، خطا و یا کوتاهی در نهادهای امنیتی شکل گرفته باشد مطمئن باشید بازخواست خواهند شد. پیرو این نکته ما در در خصوص حمله قبلی رژیم صهیونیستی به مرکز تولید و مونتاژ سانتریفیوژهای نطنز و همچنین در پرونده ترور شهید فخری زاده نهادهای امنیتی را به کمیسیون امنیت ملی فرا خواندیم و با این بزرگواران گفت وگوهای مفصلی داشتیم. اما در هر حال باید به شما عنوان کنم که در حوزه امنیتی و مسائل مربوط به امنیت نمی‌توان خیلی به صورت شفاف، روشن و صریح صحبت کرد. به هر حال مسائل امنیتی جزء مسائل محرمانه کشور تلقی می شوند و نمی توان محتوای گفت وگوها را رسانه ای کرد. یعنی این بعد نظارتی ما بر این نهادها و وزارتخانه‌ها و در کل نهادهای امنیتی کشور جزو مسائلی است که نمی‌توان آن را رسانه‌ای کرد. البته در خصوص اتفاق یکشنبه هفته گذشته قرار است امروز بازدیدی از تاسیسات هسته ای نطنز داشته باشیم. البته با وجود تمام نکات یاد شده باید به این مهم نیز اشاره کنم که اکنون نهادهای امنیتی ما در یک جنگ تمام عیار با تمام سرویس های جاسوسی و امنیتی جهان از سی آی ای تا موساد، ام آی ۶ و ... هستند. به هر حال رستم است و یک دست اسلحه. نباید ذیل این جنگ نابرابر امنیتی با تمام سرویس‌های جاسوسی جهان انتظار داشته باشیم که شرایط همیشه به نفع ما باشد.