باتلاق افغانستان، بازهم از قدرت های بزرگ قربانی می گیرد؟
نویسنده: فرزام احمد دوست دیپلماسی ایرانی: این روزها که همزمان با خروج آخرین نیروهای آمریکایی از افغانستان، طالبان در حال پیشروی در این کشور است و یکی پس از دیگری مناطق مختلف افغانستان را به تصرف خود در می آورد، سوالی کلیدی اذهان برخی تحلیلگران مناسبات بین المللی و منطقه ای را درگیر خود کرده است؛ آیا پس از شوروی و آمریکا، بازهم پای یک قدرت بزرگ به افغانستان بازخواهد شد؟ قدرت یابی مجدد طالبان در افغانستان، تبعات مختلفی بر منطقه و همسایگان این کشور خواهد داشت. یکی از مواردی که ممکن است رخ دهد، تحریک مسلمانان اویغور در استان سین کیانگ چین برای مطالبه بیش از قبل جدایی طلبی است. از سویی دیگر وجود گروه ها و اقوام مختلف در افغانستان موجب می شود که چه طالبان در آینده بر این کشور مسلط شود و چه نتواند به طور کامل افغانستان را به تصرف خود درآورد، ایجاد ثبات در این کشور لااقل تا سال های آینده دور از ذهن باشد. عدم وجود ثبات و امنیت در افغانستان آثارش را بر همسایگان و همچنین گردش آزاد کالا و مسیرهای ترانزیتی خواهد گذاشت و می تواند بر روند اجرایی شدن پروژه عظیم «یک کمربند یک جاده» که چینی ها حساب ویژه ای روی آن باز کرده اند، اخلال ایجاد کند. این امور می توانند موجبات بروز اختلافات امنیتی میان چین و طالبان شوند. تسلط روزافزون طالبان بر افغانستان، احتمال رادیکال شدن منطقه و حملات تروریستی را افزایش می دهد چراکه ممکن است بخش زیادی از افراط گرایانی که پس از شکست داعش در افغانستان تجمع کرده اند در این کشور متوقف نشوند و به دنبال گسترش حوزه نفوذ خود به کشورهای منطقه خصوصا به جمهوری های آسیای میانه که متحد روسیه در سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) هستند برآیند. امری که می تواند موجب تحریک روسیه به دخالت نظامی در افغانستان و مقابله با طالبان شود. آمریکایی هایی که طی 20 سال حضور در افغانستان، متحمل هزینه های بسیاری شدند-برخی آمارها هزینه جنگ افغانستان برای آمریکا را حدود 1000میلیارد دلار و برخی تا حدود 2260 میلیارد دلار برآورد کرده اند- بدشان نمی آید که رقیب اصلی اقتصادی کنونی خود یعنی چین، یا رقیب دیرینه امنیتی خود یعنی روسیه را وارد جنگ کرده و بسمت باتلاق افغانستان بکشانند.  آمریکا که طی چند دهه اخیر نقش اصلی را در حمایت از نظم جهانی لیبرال داشته و بیشترین هزینه ها را در این بین متحمل شده، دیگر تمایلی ندارد که هزینه برقراری این نظم را به تنهایی بپردازد. به تعبیری آمریکایی ها برای پایان بخشیدن به «سواری مجانی» (Free Riding) چین، روسیه، اتحادیه اروپا و ... که منفعت بالایی از نظم جهانی لیبرال می برند، تلاش می کنند. آنها طی چند سال اخیر به دنبال کاهش تعهدات امنیتی خود در منطقه خاورمیانه بوده اند. آنها نه تنها به کاهش شمار نیروهای خود در افغانستان اقدام کرده اند، بلکه نیروها و ادوات نظامی خود در عراق و عربستان را نیز کاهش داده اند. بی ثباتی در افغانستان بیشتر از آنکه منافع ایالات متحده آمریکا را به خطر بیاندازد، منافع اقتصادی، سیاسی و امنیتی چین و روسیه را با چالش مواجه می کند. از این رو طی 20 سال اخیر، حضور ایالات متحده آمریکا در افغانستان بیشتر از آنکه در راستای منافع این کشور باشد، منافع دو رقیب اصلی آمریکا را تامین کرده است. مهار قدرت چین یکی از دغدغه های اساسی سیاستمداران و کارشناسان آمریکایی طی سال های اخیر بوده است. مشغول شدن چین به جنگ و بروز چالش های امنیتی برای این کشور می تواند در راستای هدف کلان آمریکا در مهار چین قرار بگیرد. می¬توان اینگونه استدلال کرد که یکی از دلایل عدم حمایت آمریکا از دولت کنونی افغانستان در مواجهه با طالبان در راستای راهبرد کلان این کشور در مهار قدرت چین است. هرچه بر وخامت و پیچیدگی اوضاع افغانستان افزوده شود، تبعات امنیتی، سیاسی و اقتصادی آن متوجه چین و سایر کشورهای منطقه خصوصا روسیه خواهد بود، امری که می¬تواند منجر به ورود روسیه و چین به افغانستان برای مقابله با طالبان شود.  بررسی سیاست ورزی چین طی دو سه دهه اخیر در عرصه نظام بین الملل حاکی است که چینی ها علاقمند بودند که به عنوان یک بازیگر اقتصادی و نه یک بازیگر امنیتی و نظامی، در این عرصه فعالیت کنند. درحالیکه چینی ها با رشد چشمگیر اقتصادی طی دو دهه اخیر توانستند به رتبه دوم تولید ناخالص داخلی و رتبه اول صادرات در جهان برسند، اما هزینه نظامی این کشور فاصله چشمگیر با آمریکا داشت. با این حال به نظر می رسد که چین رفته رفته در حال گذار از یک بازیگر اقتصادی صرف است. چینی ها طی چند سال اخیر بودجه نظامی خود را به طور چشمگیری افزایش داده اند و هم اکنون با بودجه 220میلیارد دلاری در رتبه دوم هزینه های نظامی پس از آمریکا قرار گرفته اند. البته علی رغم افزایش مکرر این بودجه طی سالهای اخیر، هنوز فاصله بودجه نظامی دو کشور بسیار زیاد است و بودجه نظامی چین کمتر از یک چهارم هزینه¬های نظامی آمریکا است.  از سویی طی سالهای اخیر حضور نظامی خارجی چین در خاورمیانه افزایش داشته است. آنها در سال 2017 اولین پایگاه نظامی خارجی خود را در جیبوتی افتتاح کردند. همچنین این کشور طی سالهای اخیر رزمایش های مشترک نظامی با ایران، روسیه و پاکستان داشته است. افزایش حضور امنیتی و نظامی چین در فراتر از مرزهای خود را می توان در راستای جبران کاهش تعهدات امنیتی ایالات متحده آمریکا ارزیابی کرد. از این رو برخی تحلیلگران احتمال ورود چین یا روسیه به افغانستان را به منظور ایجاد ثبات و امنیت و پر کردن جای خالی آمریکا با هدف تامین منافع اقتصادی و امنیتی خود بالا می دانند. اما با همه این اوصاف، احتمال پیروزی یک قدرت خارجی در لشگرکشی به افغانستان بسیار پایین است. موقعیت ویژه جغرافیایی افغانستان امکان مانور بالایی را به نیروهای طالبان و سایر گروهک ها و شبه نظامیان فعال در این کشور در جنگ با نظامیان خارجی می دهد. از سویی دیگر پیشرفت های روزافزون تکنولوژی امکاناتی را در اختیار بازیگران غیردولتی و شبه نظامیان قرار داده است که می توانند به مقابله با پیشرفته ترین سلاح های روز دنیا برآیند. تجربه ای که آمریکایی ها در افغانستان با آن مواجه بوده اند موید این مطلب است. اینکه رهبران چین و روسیه در مواجهه با بحران افغانستان چگونه رفتار خواهند کرد، بستگی زیادی به آنچه در میدان مبارزه در افغانستان روی می دهد دارد. چنانچه دستیابی به یک راه حل سیاسی و مسالمت آمیز غیر ممکن شود، آنگاه چین و روسیه باید خود را برای مقابله با تهدیدات امنیتی و اقتصادی که از افغانستان به سمت مرزها و منافع آنها گسیل می شود آماده کنند، امری که می¬تواند آنها را برای ورود به باتلاق جنگ در افغانستان مجاب کند.