نمایندگی فعال بیمه البرز کد 6152فروش نبشی مقوایی - محافظ لبه - …صندلی امفی تئاتر لوکس مدل R-640 …داروخانه اینترنتی داروبیار

اروپا بر خلاف آمریکا نگرانی های امنیتی ایران را منطقی می داند
نویسنده: کورنلیوس آدیبار دیپلماسی ایرانی: توافق هسته ای ایران دولت دونالد ترامپ را دوام آورد و اکنون امکان پیوستن دولت جدید جو بایدن به آن وجود دارد؛ اما این بدان معنا نیست که می توان به وضعیت پیش از خروج واشنگتن از توافق بازگشت. سال ها تحریم و قلدری نه تنها به موضع گیری شدیدتر پایتخت های سراسر جهان در برابر واشنگتن انجامیده، بلکه حقایقی را آشکار ساخته که باید با دیپلماسی فزاینده حل و فصل شوند که یعنی به رغم آنکه اروپایی ها و ایالات متحده بر سر اصول دستیابی به یک توافق دیگر با ایران اتفاق نظر دارند، اما هنوز مجبور به چانه زنی در مورد چگونگی انجام این کار هستند. تقویت اروپا به عنوان بخشی از منافع فرا منطقه ای دولت جدید بایدن به جای رفتار با متحدان اروپایی به مثابه خراجگذار، می تواند از هدف اروپا برای تبدیل شدن به یک بازیگر خودمختار به نفع ایالات متحده استفاده کند. سیاست گذاران آمریکایی غالبا تمایل دارند واشنگتن را در برابر پایتخت های اروپایی «سرسخت» در برابر «ضعیف» ترسیم کنند. با این حال، در مذاکرات هسته ای سال های 2013 تا 2015 با ایران این اروپایی ها بودند که در برخی زمینه ها از جمله گنجاندن راکتور آب سنگین اراک در توافق و محدودسازی تحقیقات و توسعه سانتریفیوژهای ایران سرسختی نشان دادند. رئیس جمهوری دموکرات آمریکا می تواند از این تقسیم نقش مثمر ثمر در دو سوی اقیانوس اطلس استفاده کند. به علاوه، با بهبود روابط اروپا و آمریکا، آندسته از کشورهای عضو اتحادیه که اتخاذ موضع هماهنگ با آمریکا را به موضع گیری مستقل ترجیح می دهند، ساده تر با اقدامات در قبال ایران همراه خواهند شد. فقدان اهرم فشار اروپا بر شرکا (از جمله ایالات متحده) و شرکای دشوار (مانند ایران) با افزایش درخواست ها برای تقویت استقلال اروپایی در پرونده ایران و ورای آن از جمله منابع انرژی تا مالیات دیجیتال همراه بوده است. با احتمال کاهش فشار تحریم های ایالات متحده و بازگشت مشاغل اروپایی به ایران، دیگر نیاز چندانی به دور زدن تحریم های آمریکا توسط اروپا باقی نمی ماند و در نتیجه، اروپا می تواند به جای استفاده از اینستکس به عنوان ابزاری برای سرپیچی از تحریم های ایالات متحده چه در رابطه با ایران و چه در رابطه با خطوط انتقال گاز روسیه، برای هماهنگی بیشتر با آمریکا استفاده کند. چنین رویکردی برای ایالات متحده با مزیت اضافی جلوگیری از خطر استفاده بیش از حد از تحریم ها برای دلار و نظام مالی این کشور همراه خواهد بود. همراه کردن چین و روسیه در مذاکرات مجدد در قیاس با سال 2006 پیچیده تر خواهد بود. حتی اگر اشتباهات ترامپ در قبال پکن مطرح نبود هم روابط چین و آمریکا به رقابت بر سر قدرت برتر رسیده و هر نقطه اشتعال از تجارت دوجانبه گرفته تا کنترل دریای چین جنوبی و اردوگاه های بازداشت اویغورها، مصالحه درباره مسائل مربوط به ایران را طاقت فرسا خواهد کرد. به نظر می رسد که چین با امضای یک مشارکت راهبردی 25 ساله با ایران با هدف دستیابی به انرژی و تسلط بر زیرساخت ها در یک منطقه مهم همانطور که ایالات متحده از دهه 1950 تا 1970 از آن بهره می برد، لحظه را غنیمت شمرده است. چین همچنین به دنبال حضور مجدد به عنوان بازیگر منطقه ای در ارتباط با جنگ های سوریه و لیبی تا حدودی در همکاری نزدیک با ایران، تمایل کمتری برای واگذاری هر شرایطی به آمریکا خواهد داشت. با این حال، این اصطکاک های ژئوپلیتیک امکان مناسبات نزدیک تر بین شرکا در دو سوی اقیانوس اطلس را فراهم می آورد. اروپایی ها می توانند در دفاع از برجام به جای اینکه طرف چین و روسیه و علیه ایالات متحده باشند، یک رویکرد مشترک را با کاخ سفید دموکرات در پیش بگیرند. به علاوه، بایدن که سابقه طولانی در پشتیبانی از امنیت اسرائیل دارد، احتمالا می تواند در نحوه برخورد با ایران با رهبری آن به تفاهم جدیدی برسد. و اگرچه برخی از کشورهای عربی خلیج فارس به دنبال رویکردی کاربردی تر در برابر ایران هستند، اما همچنان می شود به مانور روی ایده های اروپایی برای ارتقا همکاری های منطقه ای امیدوار بود. تجدید اتحاد ترنس آتلانتیک برای همراه کردن سایر قدرت ها دولت بایدن اساس استراتژیک اتحادیه اروپا در قبال ایران را بهبود می بخشد. از آنجایی که کارزار اعمال فشار حداکثر دولت ترامپ مغایر با منافع امنیتی اروپا است بوده، بازگشت به دهه همکاری های بین المللی از طریق اتحاد در دو سوی اقیانوس اطلس به مثابه سال های 2006 تا 2016 هم از نظر سبک و هم از نظر ماهیت یک آسایش بزرگ برای اروپایی ها می شود. بازگشت همه طرفین برجام به تعهداتشان، مذاکرات احتمالی درباره یک توافق بعدی و آغاز گفت و گوها درباره مناسبات امنیتی منطقه ای، همه احتمالا از سال 2021 تا 2024 در دستور کار بایدن قرار خواهند گرفت. بدون شک همچنان واگرایی های در دو سوی اقیانوس اطلس وجود دارد و حتی به رغم وجود یک توافق جدید احتمالی در زمینه هسته ای، ایالات متحده و اروپا درباره نحوه دقیق برخورد با برنامه موشکی ایران و نفوذ منطقه ای این کشور اختلافاتی خواهند داشت. از دیدگاه اروپایی ها، اینکه ایران هم نگرانی های امنیتی خاص خود را داشته باشد، منطقی است. با توجه به ساختار تحریمی ریشه دار ایالات متحده، هرگونه منافع اقتصادی که قرار باشد در آینده به ایران برسد، احتمالا نه از سوی اروپا که توسط آمریکا تحقق خواهد یافت. با این حال، مواضع اتحادیه اروپا و ایالات متحده نسبت به 4 سال گذشته نزدیک تر خواهد بود و باهم می توانند بر امثال چین و روسیه، اسرائیل و عربستان تاثیر بیشتری بگذارند. نهایتا اینکه صف آرایی مجدد با ایالات متحده می تواند به اروپایی ها در ارتقاء موقعیتشان در برابر ایران کمک کند. از آنجا که اروپا هنوز فاقد استقلال سیاسی و اقتصادی از ایالات متحده است، ابزارهای کمی در تلاش برای حفظ توافق هسته ای و نفوذ بر ایران داشته، اما تا زمانی که خصومت متقابل ویژگی تعیین کننده در روابط تهران-واشنگتن باشد، لازم است که اروپا به ایفای نقشی متعادل کننده ادامه دهد.  منبع: نهاد مطالعات سیاسی فردریش ابرت / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34