نویسنده: محمدحسین کبریا، کارشناس سیاسی دیپلماسی ایرانی: جنایات آمریکا علیه مردم ایران از زمان برنامه ریزی کودتای 28 مرداد 1332 آغاز شد و در زمان انقلاب اسلامی ادامه یافت تا در زمان جنگ تحمیلی 8 ساله با سرنگون سازی هواپیمای مسافربری و کشتار 290 مسافر آن به تقابل مستقیم تبدیل شد. دولت های آمریکا کم و بیش با اعمال تحریم های گسترده اقتصادی و محاصره نظامی علیه ایران اسلامی و گاهی اوقات با تهدید نظامی، به دنبال تغییر نظام و از بین بردن استقلال ایران بوده اند. با تلاش های صورت گرفته توسط رژیم تروریستی آمریکا و همراهی رژیم صهیونیستی و برخی از کشورهای اروپایی و عربی منطقه و عملکرد نامناسب دولتمردانِ کشورمان طی دولتهای نهم و دهم، علاوه بر تحریم های گسترده جهانی علیه کشورمان به واسطه صدور قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل، اجماع امنیتی جهانی علیه کشورمان شکل گرفت و ایران ذیل فصل 7 منشور سازمان ملل قرار گرفت. با چنین تنگناهایی، اقتصاد کشور در آستانه فروپاشی و ورشکستگی کامل قرار گرفت، نرخ تورم به رکوردهای جدیدی رسید و بی انضباطی مالی، گریبان گیر جامعه ایران شد. از سوی دیگر ایران اسلامی به خاطر اقدامات مربوط به دورزنی تحریم های بین المللی، به پولشویی متهم شده و در فهرست سیاه FATF قرار گرفت.  با روی کار آمدن دولت یازدهم و نتیجه بخش بودنِ مذاکراتِ رئیس و مقامات ذیربط دستگاه دیپلماسی کشورمان با کشورهای 1+5، برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) نهایی شده و طبق قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل تمامی ۱۶ قطعنامه آژانس انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل علیه کشورمان لغو شد، حق ایران در پیگیری برنامه صلح آمیز هسته ای و غنی سازی ۳.۶۷ درصدی به رسمیت شناخته شد، ایران به عنوان اولین کشور در تاریخ معاصر بدون تحمل هیچ جنگ ویرانگری از ذیل فصل ۷ منشور ملل متحد خارج شد، تمامی تحریم های اقتصادی، تجاری و سیاسی مرتبط با برنامه هسته ای ایران لغو شد، اجماع امنیتی جهانی علیه ایران از بین رفت، پی ام دی (پرونده ای که می گفتند هرگز امکان بسته شدن ندارد) بسته شد و به تاریخ پیوست، شرکت های خارجی برای سرمایه گذاری در ایران به صف شدند، محدودیت های مالی و بانکی علیه ایران از بین رفت، سوییفت باز شد و ایران در مدت کوتاهی توانست صادرات نفت خود را مطابق با سهمیه تعیین شده در اوپک افزایش دهد، رفت وآمدهای دیپلماتیک به اوج خود رسید و شاخص های اقتصادی رو به رشد گذاشت و در میان قاطبه مردم بارقه های امید به وجود آمد. علاوه بر برجام، تعهد سیاسی کشورمان در خرداد 1395 به اجرای برنامه اقدام ارائه شده از طرف FATF در مسیر رفع نواقص قانونی و فنی برای مبارزه با جرایم پولشویی و تامین مالی تروریسم، موجب شد تا این نهاد اقدام به تعلیق اقدامات مقابله ای علیه کشورمان کند. با این وجود دشمنی رژیم تروریستی آمریکا و شرکا از سویی و مخالفین داخلی برجام که کاسبی آنها تحت لوای تحریم ها از بین رفته بود، از سوی دیگر، اجازه نداد تا شیرینی کام مردم از چنین توافقی خیلی طولانی شود.   همبستگی نانوشته تندروهای داخلی و خارجی دونالد ترامپ، رئیس رژیم تروریستی آمریکا در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری به برجام حمله کرد و متعهد شد که پس از روی کار آمدن، آن را پاره کند. این تعهد در اردیبهشت 1397 تحقق یافت و آمریکا ضمن خروج از برجام، قطعنامه 2231 را نیز نقض کرد. پس از این اقدام، دشمنی رژیم تروریستی آمریکا با ایران عریانتر از همیشه شد و ترامپ با سیاست فشار حداکثری به ایران، تروریسم اقتصادی و سپس تروریسم فرهنگی را علیه کشورمان به راه انداخت. اقدامات این رژیم علیه کشورمان با ترور بزدلانه و وحشیانه سردار شهید سلیمانی و متعاقبا تهدید برای حمله علیه 52 مرکز ایران از جمله مراکز فرهنگی که اهمیت فراوانی دارند، به اوج رسید و نشان داد که رژیم تروریستی آمریکا، غیر از تغییر نظام، وحدت، انسجام ملی و یکپارچگی سرزمینی را هم نشانه گرفته است، چرا که مراکز فرهنگی سمبل وحدت، یگانگی و انسجام ملی به حساب می آیند و تروریست ها برای فروپاشی هر کشوری به دنبال تخریب مراکز فرهنگی می روند. ترامپ هرگز نمی توانست اقدامات ضد ایرانی خود را به تنهایی پیش ببرد، بنابراین او پشتیبانان یا هدایتگرانی در این مسیر داشت که نقش کلیدی ایفا کردند. رویکرد رژیم صهیونیستی و ریاض و ابوظبی برخلاف استقبال جهانی از برجام، ریاض و ابوظبی همصدا با رژیم صهیونیستی به مخالفت با آن برخاستند و تمامی تلاش خود را برای ناکام گذاری آن به کار بستند. برجام می توانست مولفه «اقتصادی» را به مولفه های دیگر قدرت ایران اضافه کند. این را بنیامین نتانیاهو، ریاض و ابوظبی از روز اول فهمیدند و هرگز نمی توانستند شاهد شکوفایی روز افزون ایران در منطقه و جهان باشند. هر چند نتانیاهو در اظهار نظری گفت: «من برای جلوگیری از انعقاد برجام، به تنهایی مبارزه ‌کردم»، ولی این ادعا، اجحافی علیه ریاض و ابوظبی و مخالفین داخلی برجام به حساب می آید.  محافل خاص داخلی همزمان با مذاکرات مربوط به برجام و پس از نهایی شدن آن، «صنعت تحریف» از سوی محافل خاص از جمله رسانه ملی به راه افتاد و با نشان دادن وارونه واقعیات، پشت دولت و دستگاه دیپلماسی را خالی کرد. محافل خاص، چه در زمان انجام مذاکرات و چه پس از توافق نهایی، برای ناکامی آن، کمترین استراحتی به خود ندادند. به تعبیر آنها برجام، «خسارت محض» بود و به قول بعضی از آنها «برجامیان باید محاکمه تاریخی سختی شوند». در هر حال اقدامات ضد برجامی از جمله حمله به سفارتخانه و کنسولگری عربستان، نصب بیلبوردهای خاص در سطح شهر تهران، اظهارات و رفتارهای نسنجیده ضد امنیتی و نهایتا راه اندازی اعتراضات هدایت شده در دی ماه 1396 موجب شد تا از سویی شرکت های خارجی قید حضور و سرمایه گذاری در ایران را بزنند و از سوی دیگر ترامپ برای اجرایی کردن تهدید خود (خروج از برجام)، تهییج شود.  تمامی اقدامات محافل خاص علیه برجام، با وقوف کامل به عواقب آن صورت گرفته بود و آنها به خوبی می دانستند که چه کار می کنند. سوال یکی از مخالفین نظامی برجام، مبنی بر اینکه «کدام سرمایه دار غربی عاقلی (با وجود اقدامات صورت گرفته) حاضر به سرمایه گذاری در ایران است؟» خود گویای همه داستان است. البته پازل محافل خاص هنوز تکمیل نشده و اقدامات آنها تداوم دارد. به قول سخنگوی دولت «دیگر قابل انکار و قابل کتمان نیست که برخی جریان‌های داخلی به موازات دیواری که ترامپ برای حصر ایران و برای تبدیل ایران به یک جزیره درحال معماری آن است، ناخودآگاه تلاش می‌کنند همان پروژه دیوارچینی را ادامه دهند. هر دو طرف با وجود همه تضادهای (ظاهری) فی مابین، می‌خواهند ایران را از جهان به یک جزیره تبعید کنند.» اظهارات نسنجیده مانند «تکه تکه کردن سفیر انگلیس» از جانب صاحب منصبی مخالف دیپلماسی، دولت و برجام یا تشریح مجعول چگونگی نحوه درآمد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط یک هرزه گو، ایران را به عنوان کشوری وحشی و راهزن نشان داده است و موجبات سوء استفاده کلان دشمنان ایران اسلامی را در تشدید محاصره ایران فراهم می کند. سیاسی کاری و تعلل معنی دار در مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد تعیین سرنوشت لوایح مربوط به FATF و CFT، هرگز به نفع مردم کشور نیست و موجب قرار گرفتن مجدد ایران در لیست سیاه FATF به عنوان حامی تروریسم و محلی برای پولشویی خواهد شد. با چنین شرایطی دیگر هیچ کشوری حتی کشورهای دوست، حاضر به تعامل با ایران نخواهند شد. رژیم تروریستی آمریکا برای معرفی ایران به عنوان کشوری تروریست و تروریست پرور، تبلیغات زیادی می کند، ولی بسیاری از کشورها تسلیم این تبلیغات نشده اند. عدم تصویب لوایح مذکور و قرار گرفتن مجدد ایران در لیست سیاه، به باور عمومی در این مورد در راستای هدف ترامپ تروریست، تبدیل خواهد شد.  باید گفت، مشارکت گسترده مردم در مناسبت های مختلف انقلاب اسلامی به ویژه مراسم 22 بهمن و انتخابات، موجب ارتقاء اعتبار ملی و سرمایه اجتماعی کشور شده، اهمیت بسیاری در استحکام مشروعیت نظام دارد. روندی غیر از این، در راستای تلاش های دشمنان ایران اسلامی، برای مشروعیت زدایی از نظام به حساب می آید. در شرایط کنونی کشور، اتحاد و انسجام ملی و اجتماعی، اهمیت حیاتی دارد و مانع از اشتباه محاسباتی دشمنان و تشدید فشارها بر ایران خواهد شد. اگر شرایط سخت کشور به ویژه در حوزه اقتصادی ادامه دار است و مردم باید به مقاومت خود تداوم بخشند، لازم است که با کنار گذاشتن تنگ نظری ها و اعلام آشتی ملی، اتحاد و انسجام ملی، تقویت شده و مشارکت مردم در مناسبت های مختلف، گسترده باشد.