پله گرد فلزی آس استپآموزش تخصصی ویولن در تهرانپارسلوازم يدكي مزدامبلمان اداری

بحران کنونی در سرزمین های اشغالی، سناریوی مطلوب نتانیاهو برای استمرار قدرت
دیپلماسی ایرانی – با پایان یافتن ضرب الاجل گروه های مقاومت فلسطینی برای پایان دادن به خشونت ها علیه ساکنان منطقه یا کوی شیخ جراح در قدس اشغالی از عصر دیروز دوشنبه شاهد شلیک موشک های حماس به سمت سرزمین‌های اشغالی بودیم که ساعاتی بعد با حملات پهپادی و هوایی اسرائیل به خاک به غزه همراه شد. لذا در سایه این کنش و واکنش ها عملاً فلسطین وارد دور جدیدی از جنگ شده است که ریشه آن به منطقه شیخ جراح باز می‌گردد. اما به واقع اهمیت این منطقه در چیست؟ آیا به باور برخی میان بحران کنونی در فلسطین و سرزمین های اشغالی با نزدیک شدن بنیامین نتانیاهو به پایان حیات سیاسیش ارتباطی وجود دارد؟ آیا همه این اتفاقات و ورود اسرائیل به فضای جنگی و امنیتی می تواند یک سناریوی از پیش طراحی شده نخست وزیر (نتانیاهو) برای استمرار قدرت و به شکست کشاندن تلاش‌های رقیبش یائیر لاپید باشد؛ کسی که به عنوان رقیب و مخالف بنیامین نتانیاهو و رهبر حزب «یش عتید» (آینده‌ای هست) با حکم روون ریولین، رئیس جمهوری اسرائل از چهارشنبه گذشته مامور تشکیل دولت جدید در اسرائیل شده است؟ دیپلماسی ایرانی برای بررسی تحولات فلسطین، گفت وگویی را با قاسم محب علی، سفیر اسبق ایران در مالزی و یونان، مدیر کل خاورمیانه عربی و شمال آفریقا در وزارت امور خارجه و کارشناس مسائل خاورمیانه و جهان عرب پی گرفته است که در ادامه می‌خوانید: با حملات راکتی عصر دیروز دوشنبه حماس به سمت سرزمین‌های اشغالی و متعاقبش آغاز حملات هوایی و پهپادی اسرائیلی‌ها که طبق اخبار اولیه تا به اکنون به کشته شدن ۹ غیرنظامی و سه تن از فرماندهان حماس منجر شده است، عملا مناقشه و درگیری چندروزه منطقه شیخ وارد یک جنگ تمام عیار شد. با توجه به شکست بنیامین نتانیاهو در تشکیل کابینه ائتلافی، آن هم پس از چهار دوره انتخابات پارلمانی مکرر و نهایتا محول شدن این مهم به یائیر لاپید، اکنون نخست وزیر اسرائیل خود را بیش از هر زمان دیگری به پایان عمر سیاسی و محاکمه اش نزدیک تر می بیند. آیا به دلیل سایه سنگین این مسائل این امکان وجود دارد که نتانیاهو با دامن زدن به اختلافات و درگیری با فلسطینیان داخل سرزمین های اشغالی با محوریت منطقه شیخ جراح و به دنبالش تحریک گروه هایی مانند حماس یک بحران سازی را در دستور کار قرار داشته باشد تا ضمن توقف و یا به شکست کشاندن پروسه تشکیل دولت ائتلافی لاپید و ورود اسرائیل به فاز جنگی کماکان شرایط را برای استمرار قدرت تداوم بخشد. هم چنانی که در ادوار پیشین هم نتانیاهو برای گریز از مرگ سیاسی خود بحران آفرینی های داخلی و خارجی با محوریت تقابل با ایران را همواره در دستور کار قرار داده بود؟ این نکته شما می تواند احتمال وقوع داشته باشد. یعنی نمی توان این سناریو را به طور کامل رد. به هر حال آنچه که اکنون در حال وقوع است بی شک مطلوب نتانیاهو است. چرا که از دیروز عملا فضای جنگی و امنیتی بر کل سرزمین‌های اشغالی حاکم شده و همه پروسه های سیاسی برای تشکیل دولت متوقف شده است. لذا امکان دارد با توجه به شکست های پی در پی نتانیاهو در چهار دوره انتخابات برای تشکیل دولت، جریان رادیکال همسو با نخست وزیر اسرائیل به دنبال ایجاد بحران آفرینی های باشد، چه بحران آفرینی بیرونی با تعریف دشمنی خارجی مثلا جمهوری اسلامی ایران، برجام، پرونده فعالیت‌های هسته‌ای و یا بحران آفرینی های داخلی مانند آنچه که اکنون در حال وقوع است. با توجه به این که این احتمال وجود دارد که یائیر لاپید بتواند با ائتلاف با دیگر احزاب موفق به تشکیل کابینه شود و عملاً مهر پایانی بر حیات سیاسی بنیامین نتانیاهو بزند. بنابراین نتانیاهو و جریان های همسو بیش از هر زمان دیگری به بحران آفرینی از جنس بحران آفرینی در داخل سرزمین‌های اشغالی نیازمندند تا اسرائیلی‌ها به طور جدی سایه سنگین فضای جنگی و امنیتی را حس کنند و متعاقبش با شکل گیری یک وضعیت جنگی و امنیتی شاهد تداوم دولت نتانیاهو باشیم. از طرف دیگر چون این امکان وجود دارد که لاپید برای موفقیت در تشکیل دولت بخواهد به سمت ائتلاف با برخی از افراد و احزاب عرب ساکن سرزمین های اشغالی که در انتخابات پارلمانی کنست صاحب کرسی شده اند، برود باید این احتمال را هم مطرح کرد که نتانیاهو طیف همسو با وی ذیل دامن زدن به مسئله منطقه شیخ جراح و تشدید تقابل با اعارب ساکن سرزمین های اشغالی، ضمن بحران آفرینی وضعیت را به سمتی بکشانند که هیچ گونه زمینه ای به منظور ائتلاف، همراهی و همسویی احتمالی از سوی اعراب با یائیر لاپید برای تشکیل دولت ائتلافی شکل نگیرد.  در این صورت سناریو یا سناریوهای احتمالی بعدی برای تشکیل دولت چه خواهد بود؟ در این صورت دو سناریوی وجود دارد، یا اینکه شاهد شکل گیری ائتلافی اجباری و ناخواسته بین نتانیاهو و لاپید خواهیم بود، نظیر آنچه که در انتخابات پیشین بین نتانیاهو و بنی گانتس شکل گرفت و یا اینکه در سایه به شکست کشاندن هرگونه فضایی برای تشکیل دولت ائتلافی از سوی لاپید در مهلت قانونی نهایتا شاهد برگزاری پنجمین دوره انتخابات پارلمانی باشیم که هر دو سناریو مطلوب نگاه نتانیاهو است. اینجاست که کارکرد ابزاری مانند بحران آفرینی و ورود اسرائیل به فضای جنگی و امنیتی تمام عیار از جانب نتانیاهو بیش از پیش خود را نشان می دهد و به شکل عیانی روشن که این اهرم نخست وزیری اسرائیل در بحران آفرینی تا چه اندازه کاراست.  حال اگر در نهایت با تداوم و تشدید این وضعیت جنگی شاهد برگزاری انتخابات باشیم باز هم نتانیاهو می تواند نیم نگاهی به کرسی نخست وزیری داشته باشد؟ به هر حال با توجه به فضای جنگی و امنیتی ساکنان سرزمین های اشغالی، نتانیاهو کماکان شانس استمرار قدرت را دارد. چون به هر میزان که این فضای امنیتی و تقابل پررنگ‌تر شود یقینا به همان میزان نفوذ و سایه جریان رادیکال نتانیاهو در سرزمین های اشغالی بیشتر خواهد شد. اتفاقاً یکی دیگر از کارکردهای بحران آفرینی داخلی از سوی نتانیاهو می تواند ناظر به همین مسئله باشد. یعنی تا اینجای کار بحران آفرینی مدنظر نتانیاهو از یک طرف سرزمین های اشغالی را وارد فضای امنیتی و جنگی می کند. از طرف دیگر با به شکست کشاندن هر گونه احتمالی برای موفقیت در پروسه تشکیل دولت ائتلافی از سوی جریان رقیب موجب استمرار حیات سیاسی نتانیاهو می شود، ضمن اینکه نفوذ جریان های همسو با نتانیاهو را در میان ساکنان سرزمین های اشغالی بیشتر می کند.  در این بین سایه انتخابات فلسطین را تا چه اندازه در بروز این بحران موثر می دانید. خصوصا که محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان زمان برگزاری انتخابات فلسطین را به پس از تضمین اسرائیل برای برگزاری انتخابات در قدس اشغالی موکول کرد. یعنی از دید خودگردان تعویق انتخابات تا زمانی ادامه دارد که تضمینی برای مشارکت اهالی قدس اشغالی در انتخابات فراگیر فلسطین، داده نشود؟ همانگونه که اشاره کردید اسرائیل اجازه برگزاری انتخابات را به فلسطینیان در قدس شرقی نداد. لذا محمود عباس تا زمان برگزاری انتخاباتی فراگیر در کل مناطق فلسطینی نشین به خصوص قدس شرقی این انتخابات را به تعویق انداخت. چرا که در صورت عدم برگزاری انتخابات در قدس شرقی و مشارکت فلسطینیان ساکن این منطقه عملا انتخابات فلسطین بی معناست. لذا اگر شاهد برگزاری انتخاباتی فراگیر در کل فلسطین و یا مشارکت همه فلسطینیان به خصوص قدس شرقی باشیم یک بستر و زمینه جدی برای افزایش جایگاه و وزن فلسطینیان به محوریت فلسطینیان ساکن در سرزمین های اشغالی شکل خواهد گرفت. بنابراین سایه انتخابات فلسطین نگرانی جدی برای نتانیاهو و کل ساختار سیاسی اسرائیل ایجاد کرده است. شاید به همین دلیل شاهد دامن زدن به تقابل و خشونت صهیونیست ها در منطقه شیخ جراح و مسائل و تبعات بعدی آن بودیم تا با این بحران عملا سایه به شدت نگران کننده انتخابات فلسطین از سر صهیونیست ها برچیده شود. آیا امکان افزایش نفوذ گروه های مقاومت فلسطینی با محوریت حماس در سایه انتخابات فلسطین، هم در کرانه باختری و همچنین قدس شرقی باعث توقف پروسه انتخابات از سوی اسرائیل و دولت خودگردان شده است؟  اولا به نظر می‌رسد مواضع و دلایل آقای محمود عباس برای تعویق انتخابات فلسطین از نظر اصولی درست است. چون اگر شاهد برگزاری انتخابات در فلسطین باشیم، اما این انتخابات در قدس شرقی برگزار نشود و فلسطینیان این منطقه مشارکتی در انتخابات نداشته باشند بدان معناست که فلسطینیان ساکن قدس عملاً بیت المقدس را به عنوان پایتخت رسمی اسرائیل قبول کرده اند؛ اتفاقی که با اقدام دونالد ترامپ در دستور کار قرار گرفت و به تبعش اسرائیل و ایالات متحده طی این سال ها به انحاء مختلف سعی کرده اند که پایتخت اسرائیل از تل آویو به بیت المقدس منتقل کنند. از طرف دیگر باید یک سوء تفاهم را مد نظر قرار داد. چون حماس موافق برگزاری انتخابات در کل فلسطین است، این سوء تفاهم برای جریان خود گردان و محمود عباس شکل گرفته است که اگر انتخابات فلسطین بدون مشارکت فلسطینیان ساکن قدس انجام شود احتمالا دولت را به حماس واگذار خواهد کرد. بنابراین انتخابات به تعویق افتاد. یعنی به تعویق افتادن انتخابات توسط جریان خودگردان، منافعی را برای محمود عباس و هم به طور ناخواسته برای اسرائیل شکل داده است. ضمن این که پیرو نکته پیشین احتمالاً با تشدید برخوردها و خشونت ها علیه ساکنان منطقه شیخ جراح سعی شده است که برگزاری انتخابات در قدس از دستور کار خارج شود. بنابراین اکنون شرایط پیچیده و بغرنجی در فلسطین شکل گرفته است. عوامل و بازیگران متعددی در صحنه تحولات فلسطین حضور دارند. ضمن اینکه شرایط بسیار سیال و متغیری در فلسطین و سرزمین‌های اشغالی حاکم است. از این رو نمی توان عنوان داشت که به واقع انتخابات فلسطین در به وجود آمدن این وضعیت تا چه انداه موثر بوده است.  ریشه جنگ کنونی به مسئله ساکنان منطقه یا کوی شیخ جراح باز می گردد. در این بین تحلیلی که وجود دارد ناظر بر اهمیت این منطقه برای تکمیل پروژه یهودی سازی کامل اطراف قدس است. در این راستا به نظر می رسد که هدف نهایى اسرائیل تنها مصادره خانه‌ها و آوارگى صاحبان کوی شیخ جراح نیست؛ هدف غایى تکمیل کمربند شهرک‎هاى صهیونیستى پیرامون شهر قدس و مسجدالاقصى است. از این رو بسیاری درگیری های کنونی با محوریت ساکنان منطقه شیخ جراح را بسیار راهبردی تر تلقی می کنند. ارزیابی شما در این رابطه چیست؟ نکته شما درست است. چون سیاستی که طی سال های گذشته از سوی اسرائیل پی گرفته شده است سیاست یهودی سازی قدس بوده است. یعنی طی این سال‌ها همواره تل‌آویو سعی کرده است با افزایش جمعیت یهودیان عملاً بافت فرهنگی، جمعیتی و مردمی بیت المقدس را به سمت یهودیان سنگین تر کند. لذا صهیونیست ها از سال ها پیش به دنبال آن هستند که فلسطینیان را به طور کامل از قدس و بیت‌المقدس بیرون کنند تا در نهایت بیت المقدس به عنوان پایتخت رسمی و کاملا یهودی اسرائیل شناخته شود. این یک سیاست دیرینه و راهبردی اسرائیل است. به بیان دیگر اسرائیلی ها در طی دهه های گذشته با پیگیری نگاه تئوریک و تاریخی، آن را به واقعیتی انکارناپذیر در صحنه تحولات میدانی بدل کرده اند تا در نهایت بیت المقدس را یهودی کنند.  یعنی به باور شما تل آویو با پیگیری سیاست امر واقع، نگاه دوفاکتوی خود را نهایتا دوژور می کند؟ دقیقاً چنین است. یعنی اسرائیلی‌ها در ابتدا با در پیش گرفتن سیاست دوفاکتو و ذیل آن بالا بردن میزان مهاجرین، افزایش شهرک سازی ها و شهرک نشینان، یهودی سازی قدس را به طور کامل و همه جانبه پیش می‌برند و در نهایت با سیاست امر واقع و نگاه دوژور،  بیت المقدس را پایتخت تمام یهودی و رسمی اسرائیل معرفی می کنند. از این رو منطقه شیخ جراح پیرو سوال پیشین شما یک اهمیت راهبردی دارد. چون می تواند کمربند یهودی سازی قدس را کامل کند. کما اینکه اسرائیل همین سیاست امر واقع را در خصوص بلندی های جولان و یا الحاق برخی مناطق کرانه باختری رود اردن از طریق سیاست دوفاکتو و نهایتا تغییر آن به دوژور پی گرفته است. اساسا ماهیت و وجود اسرائیل با این سیاست عجین شده است.  علاوه بر مسئله انتخابات فلسطین و همچنین وضعیت نامطلوب و شکننده سیاسی نتانیاهو به واسطه شکست در تشکیل دولت ائتلافی و محول شدن این مهم به رقیبش لاپید و قوت گرفتن احتمال پایان عمر سیاسی وی، آیا می توان عوامل دیگری برای این میزان از بحران آفرینی و ورود به فضای جنگ توسط اسرائیلی ها یاد کرد. در این بین روی کار آمدن جو بایدن و به تبعش مناسبات سردی که بین تل‌آویو و واشنگتن شکل گرفته است تا چه اندازه می تواند باعث به وجود آمدن بحران های کنونی در فلسطین و سرزمین های اشغالی و تغییر رفتارهای رادیکال دولت نتانیاهو شود؟ این پارامتر در تغییر رفتار دولت اسرائیل بسیار موثر است. چون دیگر خبری از دولت دونالد ترامپ و آن حمایت های گسترده و بی دریغ از تل‌آویو و دولت نتانیاهو وجود ندارد. به ویژه که جو بایدن سیاست انضمام سرزمین های اشغالی توسط اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و با آن موافق نیست، چرا که این مهم مخالف قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل است. بنابراین دولت نتانیاهو با این بحران آفرینی ها و ورود به فاز جنگی و امنیتی ضمن رسیدن به منافع و اهداف داخلی که پیشتر مورد بررسی قرار گرفت، سعی می‌کند ایالات متحده آمریکا و دولت جو بایدن را در یک عمل انجام شده قرار دهد تا در نهایت جو بایدن هم نتواند سیاست‌های خود را در قبال اسرائیل تغییر دهد. یعنی علاوه بر یهودی سازی کامل بیت المقدس و تبدیل آن به پایتخت رسمی و تمام یهودی اسرائیل، تل آویو به دنبال آن است که مسئله الحاق کرانه باختری هم پی گرفته شود. چون به باور بسیاری از جریان های رادیکال اسرائیلی نخستین حکومت یهودی در کرانه باختری شکل گرفته است. لذا از دید این جریانات سرزمین اصلی یهود کرانه باختری است.  آیا با ورود به فاز جنگی و امنیتی و همچنین واکنش بسیاری از مجامع، نهادها، سازمان ها و دولت‌های جهان نسبت به عملکرد دولت اسرائیل و خشونت های شکل گرفته علیه فلسطینیان می توان شاهد عقب نشینی تل آویو در منطقه شیخ جراح بود یا به عکس، فضای امنیتی و جنگی کنونی عملا بستر را برای شکل گیری شرایطی رادیکال تر و خشونت های هر چه بیشتر و گسترده تر افراطیان یهودی مهیا کرده است؟  در این خصوص نمی توان با قاطعیت سخن گفت. اما در عین حال هم نمی توان احتمال آن را رد کرد. اما برای پاسخ دقیق تر به سوال شما باید ریشه را مسئله را قدری عمیق تر و راهبردی در مورد ارزیابی قرار داد. مشکل کنونی اینجاست که با توجه به اختلافات جدی بین کشورهای عربی و اسلامی و نیز مسئله ایران هراسی و دامن زدن به گسل مناسبات جمهوری اسلامی با کشورهای عربی منطقه اکنون بهترین فرصت برای تل آویو  با هدف پیگیری منافع و اهدافش شکل گرفته است. لذا در همین مسئله منطقه شیخ جراح با واکنش جدی و قاطع جهان عرب یا کشورهای مسلمان به صورت یکپارچه مواجه نیستیم. چون اگر این واکنش صورت گیرد، نهادهای بین المللی و حقوق بشری هم با قرار گرفتن در کنار کشورهای عربی و اسلامی فشار جدی را از نظر حقوقی و افکار عمومی به اسرائیلی‌ها وارد خواهند کرد و امکان دارد که صهیونیست‌ها از مواضع خود عقب نشینی کنند. اما به دلیل همان فضای اختلافی و برقراری مناسبات دیپلماتیک بین اسرائیل با برخی کشورها مانند امارات و بحرین بسیار بعید است که ما شاهد یک واکنش جدی و قاطع باشیم. لذا احتمال عقب نشینی صهیونیست ها از اشغال منطقه شیخ جراح کاهش پیدا می کند. در این بین با سلسله کنش ها و واکنش های دیشب احتمالا فضا رادیکال تر هم بشود و به همان میزان، اسرائیل توجیهی برای غصب این منطقه پیدا خواهد کرد.