آموزش مکالمه زبان ترکی استانبولیرول ملحفه و رول روتختی یکبار مصرف …تعمیرات گاوصندوق-خدمات گاوصندوق …بهترین آموزشگاه زبان آلمانی

آلمان در انتخابات ایالات متحده منافع ویژه ای دارد
دیپلماسی ایرانی: تا به حال انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تا به این اندازه برای برلین مهم نبوده است. جو بایدن شاید بتواند روابط تیره با فراآتلانتیک را بازسازی کند اما ترامپ بی شک رویکرد سخت گیرانه تری را در پیش خواهد گرفت. در سه سال و نیم گذشته رابطه دو کشور سست شده و بسیاری از چهره های سیاسی در برلین معتقدند که این شکل از رابطه جای نگرانی دارد. ترامپ از مازاد تجاری برلین خشمگین است و عیمقا باور دارد که آلمان باید در ناتو نقش بیشتری را بر دوش گیرد. او از نیروهای راست افراطی اروپا پشتیبانی می کند، بر خودروهای اروپایی که آلمان پیشرو صنعتش است تعرفه می بندد، نیروهایش را از آلمان خارج و خط لوله گاز از روسیه به آلمان را تحریم می کند. در سوی دیگر میدان، چند جانبه گرایی شیوه اساسی سیاست امور خارجه آلمان در چند دهه اخیر بوده و دونالد ترامپ حالا آن را به سخره گرفته است. فرانسوی ها می توانند به غرور ملی و خودمختاری راهبردی شان بنازند و انگلیسی ها نیز نوستالژی امپراطوریشان را علم کنند. آلمان در اینجا هیچ پایگاه هم تراز تاریخی ندارد و پس از دو جنگ جهانی تلاش کرد چند جانبه گرایی را در دستور کار قرار دهد. حالا آن هم به لطف ترامپ بی ارزش شده است. نشانه های نگران کننده ای از رویگردانی آلمانی ها از ایالات متحده دیده می شود. پایشی از موسسه Pew/Körber-Stiftung  نشان داد که آلمانی ها حالا روابط کشورشان با چین را از نظر اهمیت با ایالات متحده برابر می دانند. تحلیلگران سیاسی بر این باورند که انتخاب بایدن می تواند به پیشبرد اولویت های مورد نظر آلمان کمک کند. حتی پس از واگیری ویروس کرونا، هنوز هم توافق دگرش های آب و هوایی در بالای فهرست موضوعات فراآتلانتیک برای آلمان ها قرار دارد. بایدن قول داده است که در صورت انتخاب، ایالات متحده فورا به این توافق بازگردد. حوزه سلامت یک اولویت مهم دیگر است. آلمان ها از بایدن انتظار دارند با همکاری بین المللی به این همه گیری پاسخ مناسبی داده شود. مقامات آلمان و کارشناسان سیاست خارجی همچنین امیدوارند که ایالات متحده دوباره به توافق هسته ای ایران بپیوندد و به پیمان منع موشک های هسته ای میان برد و پیمان آسمان های باز(Open Skies Treaty)  برگردد. رهبران سیاسی و تجاری آلمان می دانند که روابط ایالات متحده و چین می تواند تاثیری بنیادین در چشم انداز راهبردی دهه های آینده داشته باشد. خطر گرفتار شدن اقتصادهای اروپایی در میانه دشمنی دو قدرت بزرگ اقتصادی نگران کننده است. به این ترتیب آلمان ها از پیام هایی که بایدن به متحدان اروپایی و آسیایی می فرستد تا برنامه مشترکی مبتنی بر منافع مشترک داشته باشند، استقبال می کنند. کمتر کشور صادراتی مانند آلمان بر نظم تجارت جهانی مبتنی بر قانون وابسته است. کسب و کارهای آلمانی، جنگ های تجاری را مسموم می دانند. آنها حداقل انتظار دارند که با دولت بایدن موانع پیش روی سازمان تجارت جهانی برداشته شود. هنوز هم بسیاری از آلمانی ها و حتی اروپایی ها امیدوارند که بایدن ایالات متحده را به مسیر رهبری معتبر جهانی برگرداند و از ارزش های دموکراتیک پاسداری کند. جامعه سیاست خارجی آلمان بیش از هر چیزی روی خطراتی که ترامپِ دوم ممکن است سربارِ ناتو و اتحادیه اروپا کند، متمرکز شده اند. ایالات متحده شاید بیش از این ناتو را فرسوده کند تا از آن خارج شود و دشمنی ترامپ با اتحادیه اروپا شاید به تکه تکه شدن و در نهایت متلاشی شدن آن بینجامد. آلمانی ها متوجه شده اند که نظم جهانی دیروز به تاریخ پیوسته است. در هفته های اخیر ناظران ایالات متحده و مقامات سیاسی آلمان با سناریوی سومی روبه رو شدند: هفته ها هراس پیرامون نتیجه انتخابات همراه با آشفتگی های سیاسی و نوسانات بازار. سناریویی که ترامپ با رد انتقال صلح آمیز قدرت به آن دامن زده است. احتمالی که حتی در قدیمی ترین دموکراسی های مشروطه دنیا نیز به ندرت دیده می شود. حالا ایمان به ایالات متحده به عنوان استاندارد دموکراسی دنیا کاهش یافته است. پیام اصلی دولت ترامپ به آلمانی ها این بوده است: آنها دیگر نمی توانند به مانند گذشته در پناه امنیت و رفاهی باشند که امریکا به آنها ارزانی می داشت. این پیام بیدارباش خوبی است. دوران سواری مجانی دیگر تمام شده است. آلمان ها حالا پیرامون این موضوع بحث می کنند که آیا کشورشان باید به توانایی های نظامی ناتو کمک بیشتری بکند یا نه. این در حالی است که هنوز کشور درباره یک مسئولیت نظامی بین المللیِ بیشتر به توافق داخلی نرسیده است. همه گیری کویید 19 و نتایج اقتصادی آن نشان داد چه اتفاقی می افتد اگر اروپا به اندازه بایسته هماهنگ نباشد. آلمان ها متوجه شده اند که نظم جهانی دیروز به تاریخ پیوسته است. شاید شانسی برای احیای روابط فراآتلانتیک وجود داشته باشد اما تنها در سایه یک اتحادیه اروپایی قدرتمندتر و مقاوم تر. منبع: فارن افرز/ تحریریه دیپلماسی ایرانی/11