قفقاز جنوبی و عدم حضور ایران
نویسنده: گقارد منصوریان  کارشناس ارشد روابط بین الملل دیپلماسی ایرانی: پس از فروپاشی شوروی و بدو استقلال کشورهای سابق اتحاد جماهیر سوسیالیستی، سیاست و استراتژیکی سرسختانه عدم نفوذ ایران در منطقه را روسیه در پیش گرفت تا جایگاه ابرقدرتی، اقتصاد و بازارهای خود به مخاطره نیفتد و حیاط خلوت خود عاری از قدرتی مطرح و قابل تامل باشد. از سوی دیگر بازیگران منطقه ای همچون ترکیه و فرامنطقه ای همچون آمریکا، اتحادیه اروپا و رژیم صهیونیستی سیاست حذف جمهوری اسلامی ایران از معادلات منطقه ای را سرلوحه خود قرار دادند. منطقه قفقاز جنوبی به عنوان منطقه ای استراتژیک و حائز اهمیت است. گذشته تاریخی آن منطقه برای ایران، هم مرز بودن با سه کشور بی ثبات، همراه با اختلافات سرزمینی و مرزی در آن حوضه، منطقه ای تهدیدزا برای امنیت ایران محسوب می شود. نمونه ای از آن تهدیدها را می توان به جنگ خونین سال قبل میان دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان اشاره کرد، جنگی مدرن با تجهیزات و تسلسحات پیش رفته که با توافق آتش بس به پایان رسید. با امضاء توافق یاد شده تغیراتی در مرزهای دو کشور صورت گرفت، این تغیرات جایگاه ارمنستان از لحاظ امنیت استراتژیک بسیار شکننده و ارتباط زمینی با تنها همسایه مورد اطمینان و همسو خود، ایران را در هاله ای از ابهام فرو برد. بخشی از راه ارتباطی ارمنستان به ایران در تغیرات جغرافیایی صورت گرفته جزئی از خاک جمهوری آذربایجان محسوب شد. این راه استراتژیک برای دو کشور ارمنستان و ایران جایگاه ویژه ای دارد، آن را می توان به عنوان گلوگاه تنفسی دو کشور یاد کرد، ترانزیت کالا از خلیج فارس، ورود به منطقه اقتصادی کشورهای اورآسیا و اتصال به راه های روسیه و اروپا با گردش از ترکیه، آن راه ارتباطی را با ارزش کرده است.  در مذاکرات و توافق دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان طرف آذری وعده تامین امنیت و باز نگهداری آن بخش از راه را که در اختیار خود قرار گرفته است، داده بود. البته قابل ذکر است که نیروهای حافظ صلح روسیه بر امنیت آن منطقه و راه نظارت دارند اما نظارتی بی نتیجه و تاثیرگذار. در هفته های گذشته جمهوری آذربایجان با بدعهدی بخشی از راه مواصلاتی جاده گوریس – قاپان، که در سلطه خود دارد را مسدود کرد، این اقدام مشکلات بسیاری برای خودروها به ویژه کامیون های باری ایرانی که در حال انتقال و ترانزیت کالا به ارمنستان، گرجستان و کشور های اورآسیا بودند ایجاد کرد. همچنین اتوبوس های ایرانی نیز بازرسی و برای عبور مبالغ هنگفت از آنها درخواست کرده اند. در چند روز گذشته نیز اقدامات و مزاحمت ها افزایش چشمگیری داشته است. این اقدام جمهوری آذربایجان در هفته های اول پیرو احضار سفیر کشورمان به وزارت امور خارجه و تسلیم یادداشت اعتراضی آن کشور در خصوص سفر تریلی ها و کامیون های باری ایرانی به منطقه قراباغ صورت گرفت که جای تامل دارد.  این رخداد را می توان نوع تهدید علیه امنیت ملی و اقتصادی ایران تلقی کرد. جمهوری آذربایجان با پشت گرمی و حمایت ترکیه و رژیم صهیونیستی جسارت چنین اقدامی را کرده است. شاید به ظن بسیاری از تحلیلگران این رفتار نه علیه ایران بلکه ارمنستان و به منظور اعمال فشار برای پذیرش تاسیس دالان زنگزور باشد، ولی نباید فراموش کرد که این راه، ارتباط ما بین دو کشور بوده و عواقب مسدود بودن آن مستقیماً بر دو کشور تاثیرگذار است. سرگردانی اتوبوس ها و کامیون های باری ایرانی، زیان به بازرگان ایرانی، خسارت بر اقتصاد و ترانزیت کشور و البته لطمه به پرستیژ و قدرت منطقه ای ایران بخشی از پیامدهای مسدود بودن راه و فشارهاست.  اکنون سئوال و مسئله قابل تفکر، عدم نفوذ و حضور ایران در منطقه قفقاز جنوبی است. سیاست حذف ایران از معادلات قفقاز جنوبی تا اندازه ای موفقیت آمیز بوده است. هرچند با تدبیر جمهوری اسلامی ایران در این حوضه و خنثی کردن سیاست های بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای، ایران توانسته حضور کم رنگی در آن منطقه داشته باشد. در جگ اول قراباغ دهه 1990 ایران با میانجیگری نقشی ایفا کرد، در جنگ دوم سال2020 که 44 روز به طول انجامید نیز با وقفه ای چند روزه سیاست میانجیگری و ارائه طرحی برای پایان درگیری ها حضور به عمل آورد. اما به جز این دو مورد، در رخدادها و پیشامدهای سیاسی قفقاز جنوبی، طرح های اقتصادی و انرژی ایران تاثیرگذاری و نقش چندانی ایفا نکرده است. عدم حضور پررنگ ایران در این حوضه جغرافیایی موجب باز شدن عرصه برای بازیگرانی چون رژیم صهیونیستی که تهدیدی جدی برای امنیت ملی ایران محسوب می شود و ترکیه عضوی از ناتو که حامی و همسوی سیاست های غرب بشمار می رود شده است. به نظر می آید روسیه در سال های اخیر با حضور بازیگری سوم در حیاط خلوت خود چندان واهمه ای ندارد و ایران را همسو و از سیاست عدم حضور و نفوذ کاسته است. آیا زمان آن نرسیده که مسئولین سیاسی و نظامی در خصوص حضور موثر در قفقاز جنوبی، سیاست هایی اتخاذ کنند؟ چرا حضور با اقتدار ایران در مناطق استراتژیک و تنش‌زا موفقیت آمیز است؟ چرا در بحران های منطقه ای جمهوری اسلامی ایران به عنوان بازیگری مطرح ظاهر می شود، به گونه ای که تا مرزهای رژیم صهیونیستی ایران حضوری نامحسوس دارد، حضور در آمریکایی شمالی و کشورهای آفریقایی بخشی از اقتدار و حضور پررنگ ایران است. ولی در حوضه قفقاز جنوبی حضوری چندان ثمربخش ندارد.