آموزش تخصصی تنبور در تهرانپارسخرید از آمازونعایق صوتیاندازه گیری عوامل زیان آور

الگوهای سیاست خارجی طراز گام دوم انقلاب اسلامی
دیپلماسی ایرانی: توفیق عمل دیپلماتیک، نیازمند نظریه پشتیبان است. لذا «اندیشه سیاسی» نه تنها مادر سیاست خارجی بلکه دیپلماسی است.  1. مفاهیم کلیدی این یادداشت: روش علامه طباطبایی- نظام مندی- میانه روی- رادیکالیسم و تک ساحتی شدن-  سیاست خارجی- سیاست خارجی طراز گام دوم- دکترین تناسب و تدریج- امنیتی کردن- نگرش شبکه ای- نگرش ارگانیک- اندیشه سیاسی- اجماع ملی 2. تاکنون سلسله یادداشتهایی در این سایت منتشر کرده ام که اکثریت آنها پیرامون دو مفهوم «تناسب و تدریج» بوده است. برخی عناوین آنها بدین قرار است: چگونه عمق راهبردی جمهوری اسلامی ایران را پایدار کنیم؟/ رسالت تاریخی شیعیان در خاورمیانه/ علامه طباطبایی، مفسر اعتدال و صلح/ از ابن خلدون چه آموختم؟/ ایران یک جمهوری است نه امپراتوری/ تحریمهای اقتصادی به مثابه نقض حقوق مدنی و سیاسی/  3. در این نوشتار نیز کوشش بر این است که ادعای تناسب را طی سیر استدلال از مبانی معرفتی و روشی آغاز و به فاز عملیاتی تر پیوند دهم. 4. همانگونه که علامه طباطبایی با رویکردی «نظام مند»؛ قرآن را آیه به آیه تفسیر کرده است ما نیز سیاست خارجی جمهوری اسلامی را  باید ارزش به ارزش، اصول به اصول و نظام مند و متناسب تفسیر کنیم. به نظرم روش او، بنیادی ترین روش در مقابل رادیکالیسم بوده است زیرا با دوختن آیات به همدیگر جلوی تک روی آیات، تفسیرهای خودسرانه و هوس بازانه و در نتیجه رادیکالیسم را می گیرد. در حالیکه رادیکالهای دنیای اسلام و ایران با تجزیه و اتمیزه کردن متون مقدس و قانون اساسی برخی از اصول را بایکوت و برخی دیگر را به توان هزار رسانده و بر این اساس دستور کار خود را تعریف می کنند که جهادگرایی سلفیها بدون توجه به سایر اصول اسلامی و زیدیه در تاریخ تشیع، نمونه بارز آن است. از معدود کسانیکه در ایران رویکرد نظام مند را تولید و ترویج کرده است مرحوم آیت اله سید منیر حسینی است که ظاهرا  وارثان او هم خود مبرا از رادیکالیسم نیستند زیرا روش سیستماتیک او را فراموش کرده و فقط محتوای معرفتی خلوص گرایانه و حداکثرگرایانه او را دنبال می کنند در حالیکه خود آن مرحوم فکر خلوص گرایانه و مخالفت با غرب را در قالبی نظام مند طراحی و پیشنهاد می کند. دیگر اینکه وارثان توان پیوند روش او به عمل روز را ندارند و عمدتا مباحثشان انتزاعی و بسیار بغرنج است. برخی نیز آن مباحث تخصصی را اسیر فضای منبر کرده اند. در دی ماه 1394 برداشتم از اهمیت سید منیر را برای مرحوم دکتر فیرحی تشریح کردم که پاسخ داد: ولی شاگردان او اصلا چنین فهمی از وی ندارند و بسیار تندرو هستند! ( نگارنده مطالعات خیلی قلیلی درباره روش ایشان دارد) 5.  مرور محورهای ادبیات و مواضع موجود درباره بیانیه گام انقلاب درباره محور سیاست خارجی هم نشان می دهد که این سند نیز به مانند سیاست خارجی اسیر خوانشهای رادیکال و تک ساحتی است. اهم ارزشها و اصول بیانیه در این جدول ذکر شده است: منبع اصول، اهداف و ارزشها بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی -    فرد مسلمان- جامعه اسلامی- نظام اسلامی -    تمدن نوین اسلامی به مثابه آرمان بزرگ -    مردمسالاری و تکیه بر اراده ملی به مثابه جان مایه پیشرفت -    عدالت -    معنویت و اخلاق -    بهره برداری از نیروی انسانی جوان به مثابه سرمایه بزرگ -    استقلال و آزادی -    تمامیت ارضی -    اقتصاد، عمران و آبادانی کشور -    مبارزه با استکبار -    نظام انقلابی و حمایت از مظلومان جهان شایسته تاکید است که رادیکالیسم اصلا به معنایی که غربیها و مستشرقین از آن می فهمند، مد نظر نویسنده نیست بلکه ادعایی مبتنی بر رهیافتی اصول گرایانه است و به معنای تک روی و تورم یک ارزش به قیمت کور و کر شدن ارزشی دیگر بویژه ارزشهای مرکزی تر است. در خصوص بعد سیاست خارجی بیانیه؛ سه موضوع بسیار اهمیت دارد. نخست اینکه باید ارزشها و اهدف را با هم به طور متناسب ترکیب و چینش کرده و نظام اصول و ارزشها را بدست آورد. دوم اینکه بر اساس چگونگی چینش، الگوها و راهبردهای مختلف شکل می گیرد  و در این مسیر لاجرم یک ارزش باید دال مرکزی واقع شود. سوم اینکه مثلا اگر دال مرکزی، دولت انقلابی باشد، ما با دستاوردهای خوب و البته مشکلاتی مواجه می شویم که اکنون هستیم. اما اگر فرد مسلمان، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی دال مرکزی واقع شود، میزان و چندوچون دولت انقلابی به تبع و مقتضای آن تعریف می شود که عوارض عینی متفاوتی در پی خواهد داشت. در این صورت می توانیم به مانند پیامبر اسلام(صلوات الله علیه)، آمریکا و چین ایدئولوژی انقلابی خود را نیز بر حسب حداقلهای زیرساختهای خود غنی سازی کنیم. لذا اصلا نه لازم است سکولار شویم و نه لازم است رادیکال بشویم. فقط کافی است روش خود را تصحیح کنیم. این روش، عقلانیتی است که اندیشمندان آنرا عقلانیت تمدنی می نامند. اساسا تشیع نه سکولار است و نه رادیکال. 6. ترکیب و چینش نظام مند و متناسب اهداف و ارزشها، «تناسب» نامیده می شود. تناسب در مقابل رادیکالیسم و تک ساحتی شدن واقع می شود و دارای سطوح مختلف از جمله رده بندی زیر است:  - تناسب سه گانه امنیت، حقوق بشر و اقتصاد: نخستین فاز تناسب، تناسب و هماهنگی بین سه عنصر نظامی- امنیتی، اقتصاد و حقوق بشر است. فلاسفه یونان و برخی متفکرین مسلمان مانند خواجه نصیر طوسی، عدالت را منوط به اعتدال(تناسب) می دانند. افلاطون اعتدال را منوط به ترکیب سه دال اقتصاد، امنیت و عقل می داند و عدالت را بدون ترکیب شایسته آنها ناممکن می داند. نگارنده به جای عقل، حقوق بشر را نهاده و معتقد است که یک سیاست خارجی موفق که متصل به سیاست داخلی و ملت است، نمی تواند تک ساحتی باشد و بلکه باید بتواند بین عناصر سه گانه فوق ترکیب نماید. این در حالیستکه تحولات طوفانی منطقه از جمله فتنه معنوی- مادی عظیم سوریه و عراق عملا فقط ساحت نظامی و سلحشوری انقلاب ایران را در سه سطح اندیشه، عمل و تصویر برجسته کرده است. - تناسب بین ایدئولوژی و تمدن اسلامی: در حالیکه ایدئولوژی اسلامی تمایز گرا و ناظر بر غیریت و انحصار و خلوص بوده و مرز ایجاد می کند، نگرش تمدن اسلامی شمول گرا و فراگیر، تساهل گرا و تعامل گرا است و ریل ارتباطی با جهان بیرون ایجاد می کند (1). در این باره آثار دکتر حبیب اله بابایی درباره تمدن بسیار به درد سیاست خارجی می خورند. - تناسب «بایدهای» ایدئولوژیک با «هستها» :  به تبع آن تناسب بین دستور کار سیاست خارجی با تواناییها و داشته های ملی است.  - تناسب بین ملیت- اسلام: کیسینجر معتقد است امریکا هم دارای دو هدف تاریخی و منفعتی- امنیتی است. سپس می نویسد اگر امریکا اهداف تاریخی ناظر بر رسالت جهانی خود را بی محابا  و بدون ترکیب متناسب با هدف منفعتی دنبال کند، زمین می خورد. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. چون این موازین، عقلی جهانشمول هستند. 7. چگونه می توان تناسب برقرار کرد؟ همه تمدنها، ایدئولوژیها و قدرتهای بزرگ اعم از تمدن اسلامی آغازین، تمدن آمریکا، تمدن نوین چین، آلمان بیسمارکی و تمدن نسبی حزب عدالت و توسعه مدیون «تدریج» بوده اند. بویژه در گامهای نخستین حرکت خود با هدف گریز از امنیتی شدن امور خود، از طریق «تدریج گرایی» و تنش زدایی ضمنی؛ پیشرفت کرده اند. سپس با دایر کردن زیرساخت حداقلی، گام به گام وارد منازعات داخلی، منطقه ای و جهانی شده اند. بالعکس؛ قدرتهایی که تدریج به خرج نداده اند، عاجز از پیشروی بوده و زمین خورده اند که شوروی، آلمان بعد از بیسمارک و فرانسه ناپلئونی نمونه بارز آن است زیرا زیرساختهای داخلی خود را به جای تقویت، فرسایش داده و متعاقبا از دستاوردهای بیرونی نیز محروم شده اند. کیسینجر می نویسد بزرگترین دغدغه بیسمارک این بود که طوری حرکت کند که موجب ائتلاف دشمنان علیه خود نشود. در کتاب رویارویی آرمانشهرگرایان نشان داده ام که چگونه قدرت شیطانی آمریکا مدیون الگوهای روشی است که کپی روش تدریج گرای الهی حضرت محمد(صلوات الله علیه) بوده است. اما برخی ابعاد روشی ما از اردوگاه چپ متاثر شده است. 8. از طریق برخی اقدامات اساسی می توان امنیتی کردن امور را مهار کرد که همه این اقدامات در بطن مفهوم«تدریج گرایی» قابل تعریف است. بدین معنا که ج.ا.ایران باید بکوشد حتی الامکان با اتخاذ بیشتر منطق و الگوی پایه تدریج و تکامل تدریجی در نیل به اهداف تاریخی، از تنش زا شدن و امنیتی شدن مفرط امور خود ممانعت کند. در حالیکه اراده گرایی رادیکال، که به نادرست خود را مقاومت می پندارد، عملا اسیر ساختار پروژه امنیتی کردن غربی است. نتیجه گیری و پیشنهادهای راهبردی: 1. نگارنده وقوف دارد که ما در خاورمیانه طوفانی به سر برده و مدام هدف هجمه دشمن هستیم و لاجرم باید دفاع کنیم و شایسته سرزنش نیستیم. منطقه ای که همه چیزش امنیتی است. اما نکته این است که باید بکوشیم حداقلهای امنیتی زدایی را حاصل کنیم و بدانیم که امنیتی سازی مفرط سیاست خارجی ما، وضعیتی است که غرب می خواهد و بلایی است که سر عثمانی و شوروی آورد و آنها را از درون نازا و پوک کرد.  2. تناسب و تدریج به قدری منطق حمایتی دارند که می شود از آن به یک «دکترین» تعبیر کرد. استقلال، آزادی، جمهوری و اسلامی هیچکدام بدون تناسب حاصل نمی شود.  با تناسب و تدریج عمق راهبردی خود را نیز بدست خواهیم آورد. چه کسی فکر می کرد حزب بعث عراق متلاشی بشود؟ ولی شد. نباید بیش از اندازه به آب و آتش زد. یک خوانشی در میان حزب حاکم ترکیه مسلط شده و ان اینکه خاورمیانه شاهد شکل گیری ساختار نئو سایکس- پیکو است و اگر الان به هر قیمتی دست به کار نشوند، دیگر دیر است. آنها در عین دستاوردها و البته داشتن زیرساختهای بهتر، هم داخل و هم بیرون خود را امنیتی کردند و ضربه خوردند. آنها کلیدی ترین منبع قدرت دکترین داوداوغلو را با اقتدارگرایی داخلی، تا حد زیادی سلب کردند. اما به نظرم چنین تلقیی درست نیست. ما نباید عجله کنیم. باید بعد از اینهمه مجادله، تثیبت گرایی کنیم. قدرت غرب فروکش می کند. امریکا به شرق آسیا متمرکز می شود. روسیه فاقد اقتصاد و فرهنگ است. رژیمهای سلطنتی مشکل دارند. می توان گام به گام در منطقه نفوذ کرد. توفیق بلند مدت در تناسب است. 3. الهام بخشی و الگوشوندگی بدون تناسب ممتنع است. انقلاب اسلامی بیش از یک پروژه، پروسه است. نباید اجازه دهیم آنرا به یک پروژه صرف تبدیل کنند. پروسه هم منوط به تناسب است.  4. ممکن است جمهوری اسلامی ایران بتواند با خرده ایدئولوژی دفاع از حرم با داعش مبارزه کرده و عمق راهبردی خود را توسعه دهد اما کار با اهل سنت، اخوان و علویها نیازمند فعال سازی عناصر تمدنی است. حبیب اله بابایی در کتاب کاوشهای نظری در الهیات و تمدن می نویسد که حضور صهیونیسم در منطقه تمدنی است و مواجهه سیاسی با آن کفایت نمی کند.  پرداختن به اینها نیازهای اساسی سیاست خارجی دولت سیزدهم است. منطقه گرایی دولت سیزدهم بدون رویکرد تمدنی اسلامی موفق نخواهد بود.  5. فراموش نکنیم ما فقط یک جنبش نیستیم که در مرحله جهانگیری باشیم بلکه در مرحله جهانداری هستیم. مثلا در سطح جنبش ممکن است مبارزه بی امان با آمریکا و اذناب آن برای ما تولید قدرت معنوی و مادی بکند اما در مرحله جهانداری، ما با جهانی پیچیده مواجهیم و باید بتوانیم نخست سیستم حکمرانی کارآمد و نظام مند داشته باشیم. نه اینکه کاری کنیم که داراییهای معنوی مانند نیروی انسانی و سرمایه کشورمان به جای اتصال به گیربکس ملی به گیربکس غرب و استرالیا و سنگاپور، قطر و امارات متصل بشود و از آنجا و از طریق شرکتهای اقماری به آمریکا منتقل بشود که اگر بشود، این مخل استقلال و رابطه ای استعماری و تداوم صورت پیچیده و نامرئی زمان طاغوت است. پس «استقلال و مقاومت» یک اصل مقدس است اما چیستی آنها در جهان کنونی، فرضیه ای است که نیازمند مناظره ملی و بازتعریف است. ذهنیتهای کلیشه ای خود را کنار بگذاریم. از نیروهای جوان موجود کشور برای پیشبرد سیاست خارجی مشورت بگیریم. به خدا جهان پیچیده تر و متحول تر از ذهنیتهای قدیمی ماست. تضارب آرا هم در افواه عمومی و هم اتاقهای محرمانه حکومت و حاکمیت ، تنها راز قدرتمند شدن و ماندگاری ایرانی است که تنها خانه آباد تشیع و معصومین (صلوات اله علیهم اجمعین)است. صیانت از خون شهدا نیز چنین ممکن است. بخشی اندیشی خیانت به شهیدان است. 6. «اجماع ملی» بویژه همراهی طبقه متوسط لازمه موفقیت است. اجماع داخلی نیز بدون تناسب اصلا حاصل نمی شود. ----------------- 1- درباره جایگاه و نقش نگرش تمدنی رک حجه الاسلام دکتر حبیب اله بابایی، تنوع و تمدن در اندیشه اسلامی، چاپ نخست( تهران: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1399)، بخش دوم