انگلیس مکمل سیاست های خصمانه امریکا علیه ایران است
دیپلماسی ایرانی: برای رفع سردرد و یا حل بحران؛ مستقیما به سر چکش نمی زنند و یا با بحران درگیر نمی شوند. باید اقداماتی را در دستورکار قرار داد که در رفع بحران موثر واقع شود. امریکا برای ایجاد مشکل اقتصادی جمهوری اسلامی ایران؛ کره جنوبی و هند و حتی روسیه و چین را تحت فشار قرار داد و از همین روش غیر مستقیم می توان برای مهار امریکا بهره جست. اما؛ آیا وزیر امور خارجه دولت آقای سید ابراهیم رئیسی برای اجرای طرحی جدید در سیاست خارجی آمادگی دارد؟ آیا آقای رئیسی نظریه تئوریک در سیاست خارجی دارد؟  قطعا با معرفی وزیر امور خارجه دولت آقای رئیسی می توان موفقیت ایشان در سیاست خارجی را رصد و تحلیل کرد.  موثرترین متحد امریکا در اجرای سیاست های مخرب به خصوص در خاورمیانه؛ به دلایل زیر انگلیس است.  ۱- انگیزه انگلیس برای در جنگ عراق بیشتر از امریکا بود. گزارش کنگره امریکا بر اغفال امریکا در جنگ عراق تاکید دارد.  ۲- امریکا در هیچ جنگی در خاورمیانه بدون انگلیس شرکت نداشته است. ۳- امریکا بعد از انهدام پهپاد امریکایی توسط ایران؛ حمله به ایران را مد نظر داشت و جان بولتن در کتاب خود می نویسد؛ موفق به نظر موافق انگایس برای جنگ مشترک با ایران که پمپیو توصیه کرده بود، نشد. ۴- دولت اوباما هم خواهان مداخله نیروی نظامی زمینی در سوریه بود اما مجلس عوام انگلیس اجازه همراهی انگلیس با امریکا را صادر نکرد و امریکا نه تنها منصرف شد بلکه بدون انگلیس قادر به انجام جنگ و مداخله در خاورمیانه نیست. اقدام مشترک انگلیس با امریکا در جنگ یمن موید این نظریه است. چند مثال اخیر و بسیاری دیگر؛ مثال های خوبی در تایید «نظریه اغفال» سیاست خارجی امریکا توسط انگلیس است. به نظر می رسد می توان نسخه جدید سیاست خارجی برای دولت آقای رئیسی پیشنهاد داد که البته باید مورد تایید نخبگان علمی باشد و سپس توسط وزیر و کادر مجرب وزارت امور خارجه دولت آقای رئیسی عملیاتی شود. اما آیا آقای رئیسی از آمادگی برای اجرای سیاست خارجی جدید و خروج از بن بست فعلی سیاست خارجی آمادگی دارد؟ اقدامات پیشنهادی؛ ۱- تجدید نظر در کادر سفارت ایران در لندن و کشورهای موثر شورای امنیت. ۲- رصد و توجه جدی به تحرکات انگلیس در روابط دوجانبه؛ خاورمیانه و بین الملل. ۳- مذاکره/همکاری/تهدید انگلیس در صورت ادامه سیاست اغفال سیاست خارجی امریکا در روابط با جمهوری اسلامی ایران و منطقه. ۴- همانطور که اسرائیل زیر برد موشک های جمهوری اسلامی است باید منافع و پایگاه های انگلیس در منطقه از جمله در قبرس و اقیانوس هند و حتی لندن قرار داشته باشند و مراتب نیز آشکارا به مقامات انگلیسی منتقل شود. نقش انگلیس در کودتای ۲۸ مرداد در کنار و محرک امریکا علیه جمهوری اسلامی کماکان ادامه دارد. ۵- به کشورهای همسایه در منطقه در مورد نقش انگلیس در تحریک و همراهی با سیاست های مخرب امریکا با اعزام هیات های سیاسی و تبادل نظر برای همکاری اقدام شود. ۶- جمهوری اسلامی ایران نیازمند بازنگری تبیین علمی با حضور نخبگان و اصحاب رسانه در سیاست خارجی است که با توجه به نقش وزیر امور خارجه؛ تعیین شخصیتی علمی با نظریه ای که «نگاه ایرانی» به سیاست بین الملل داشته باشد؛ مهم است. ۷- دولت آقای رییسی باید جسارت حضور دیپلماتیک در واشنگتن را با دو هدف پیشگیری از سو استفاده «قدرت سخت» امریکا توسط انگلیس و بکارگیری قدرت سخت امریکا در راستای ایجاد جهانی مملو از صلح و ثبات به خصوص برای منطقه و مردم خسته خاورمیانه که کشورهای اسلامی و مسلمان هستند، داشته باشد. بدیهی است ادامه عدم حضور در صحنه واشنگتن و اجازه به سوءاستفاده از امریکا توسط دیگران؛ ادامه تنش فرسایشی در خاورمیانه را بدنبال خواهد داشت. خواجه نصیر طوسی؛ اندیشمند شیعه هم با امریکای زمان خود یعنی مغول ها همزمان بود. روش سیاسی خواجه نصیر؛ تربیت مغول «امریکا» و بکار گیری قدرت مغول/امریکا در خدمت جهان شیعه بود.  آیا آقای رئیسی توان/شجاعت اجرای سیاست خواجه نصیر طوسی را دارد؟  با توجه به چیدمان کابینه به خصوص وزیر امور خارجه می توان سیاست خارجی دولت آقای رییسی را تحلیل کرد. آقای رئیسی باید نشان دهد شخص «انجام دهنده» تحول در سیاست خارجی و تاثیر آن بر منطقه خاورمیانه و کل جهان اسلام است. نظریه اغفال نگاه ایرانی به سیاست بین الملل و مستند است و باید هرچه زودتر در دستورکار سیاست خارجی قرار گیرد.