کانال فلکسیبلرله هوشمند تویا ۱۰ آمپرفروش انواع مانیتور / 17، 19، 23 …صندلی ماساژور بن کر Boncare k18

برجام از دست برود، اروپا می بازد
تهیه شده توسط بنیاد مطالعات مترقی اروپایی نویسندگان این مطلب: ریکاردو آلکارو و آندریا دسی  دیپلماسی ایرانی: یک رابطه ساختاری و عملی بین اتحادیه اروپا و ایران منوط به بقا و اجرای موفقیت آمیز برنامه جامع اقدام مشترک است. با توجه به ژئوپلیتیک تعارضی پیرامون توافق هسته ای، تعادل در روابط اتحادیه اروپا و ایران تحت تاثیر قرار گرفت. تنش های مداوم اروپا با دولت ترامپ، تعمیق رقابت های «مجموع، صفر» در خاورمیانه، کاهش صبر استراتژیک ایران و روابط ژئوپلیتیک ظریف با چین و روسیه، همگی در محاسبات اتحادیه اروپا درباره ایران نقش داشته اند. 2.7 اروپا و یک کارزار دیپلماتیک در تهران و واشنگتن مولفه نهایی در استراتژی منسجم تر اروپا در قبال ایران که اهمیت آن به هیچ وجه کمتر از دیگر مولفه ها نیست، پیشبرد یک کارزار دیپلماتیک پایدار در تهران و واشنگتن است. پیام سیاسی اروپا به ایرانی مبنی بر اینکه ماندن در برجام همچنان به نفع این کشور است و از انزوای بین المللی آن جلوگیری می کند، خطر تشدید تنش های نظامی را تا اندازه ای کاهش داد و این امکان را برای اروپا فراهم آورد تا در جست و جوی راه هایی برای کاهش محاصره اقتصادی ایران، در صدد نفوذ و قدرت بیشتر برآید و روی سیاست مستقل خود سرمایه گذاری کند. سپردن این وظیفه به دیپلمات های حرفه ای کافی نبود و بیانیه های مشترک پراکنده اتحادیه اروپا / ای3 تنها در واکنش به آندسته از تصمیمات ایران بودند که عواقب فوری اقدامات آمریکا قلمداد می شدند. سفرهای وزرای امور خارجه ای3 یا ای4 یا سفرهای رئیس جمهوری حسن روحانی به پایتخت های اروپایی یک اتفاق خود در تاکید بر تلاش اروپا برای نجات توافق هسته ای به شمار می رفتند، اما باز هم کافی نبودند. مرحله دیگر کارزار دیپلماتیک شامل تلاش قاطعانه تر در دفاع و ارتقاء موضع سیاست اروپا در واشنگتن است. مخاطبان آمریکایی- نه تنها دولت بلکه کنگره و افکار عمومی- باید از خطرات ناشی از عقب نشینی آمریکا از توافق هسته ای و هزینه های سنگین پایان برجام آگاه شوند و این مسائل مدام به آنها یادآوری شود. مقامات اروپایی، وزرا و رهبران اتحادیه اروپا باید بر اهمیت احترام به پیمان های بین المللی و فرسایش در همبستگی در دو سوی اقیانوس اطلس در نتیجه تحریم های فرامرزی آمریکا تاکید کنند. آنها باید به وضوح نشان دهند که می دانند جمهوری اسلامی هرگز آنطوری که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری پیشین آمریکا، تصور می کرد، تسلیم خواسته های ایالات متحده نخواهد شد و سیاست مبتنی بر تحریم گزینه های آمریکا را محدود می کند. در حقیقت، درخواست ها در آمریکا برای تغییر نظام در ایران یکی از نشانه های فقدان گزینه های عملی بود. اروپایی ها باید روی این مساله تاکید کنند که برنامه هسته ای می تواند و باید جدا از سایر موضوعاتی که آمریکا با ایران بر سر آنها اختلاف دارد، در نظر گرفته شود. برجام یک مسیر در جهت هدف تعدیل رفتار ایران است، نه مانعی در مسیر. نهایتا اینکه اروپایی ها باید به یاد داشته باشند که تشدید تنش ها در نتیجه سیاست «اعمال فشار حداکثری» ایالات متحده رخ داد. شاید مقامات اتحادیه اروپا در سال های ترامپ این پیام ها را در مکالمات خصوصی با دیپلمات های آمریکایی منتقل کرده باشند، اما وزرا و رهبران امور خارجه اروپایی باید آماده باشند تا برای طرح پرونده خود به صحن علنی بروند. وزرای امور خارجه ای3 پیشتر به نفع دیپلماسی در روزنامه های برجسته ایالات متحده مطلب می نوشتند. اما از زمان دولت ترامپ، غیر از امانوئل ماکرون، رئیس جمهوری فرانسه، که در سخنرانی در کنگره پش از تصمیم ترامپ به ترک توافق هسته ای ایران به برجام اشاره کرد، مخاطبان آمریکایی هرگز استدلال های اروپایی و نگرانی های آن را درباره این مساله به درستی نشنیده اند. اروپایی ها اگر به دنبال افزایش نفوذ سیاسی خود هستند، باید گفت و گوها، مصاحبه با رسانه ها و جلسات توجیهی با اندیشکده ها در واشنگتن، موسسات دانشگاهی و گروه های ذینفع را در دستور کار خود قرار دهند. زمان زیادی برای نجات برجام باقی نمانده است و اروپایی ها باید از این فرصت اندک بهینه استفاده کنند. نتیجه گیری تحقق برجام به عنوان یک دستاورد نادر در سابقه سیاست خارجی اروپا حائز اهمیت است. حتی با اینکه درام هسته ای بیشتر حول ایالات متحده و ایران می چرخید، اروپایی ها نقش ثانویه خود را بازی کردند و تاثیرگذار بودند. مذاکرات هسته ای که به توافق انجامید، از ابتکار عمل ای3 در سال های 2003 و 2004 آغاز شد. در ده سال پس از آن، کشورهای اتحادیه اروپا / ای3 توانستند ایالات متحده و همچنین چین و روسیه را به چارچوبی برای مذاکره جذب کنند. توافق سرانجام در ژوئیه 2015 منعقد شد و اروپایی ها را قادر ساخت به دلیل ارتقاء منافع خود در تثبیت رژیم منع گسترش سلاح های هسته ای و از بین بردن محرک درگیری در خاورمیانه، به خودشان افتخار کنند. تصمیم رئیس جمهوری ترامپ برای توقف انطباق ایالات متحده با توافق، سایه ای شوم بر این ارزیابی مثبت بود. تهدید به تحریم های ثانویه از سوی ایالات متحده خیلی بیشتر از خواسته و انتظارات کشورهای اروپایی بر سیاست خارجی آنها تاثیرگذار بود و آنها نتوانستند به وعده تخفیف تحریم ها در برجام عمل کنند. اروپایی ها دریافتند که در مقابل مخالفت قاطع آمریکا، نمی توانند دستاوردهای زیادی داشته باشند. این مساله مورد توجه ایران نیز قرار گرفت و سبب شد این کشور در سیاست احترام یکجانبه به یک توافق چندجانبه تجدید نظر کند. رویکرد ایران به تدریج از صبر استراتژیک به رویارویی محدود استراتژیک تغییر کرد. ایرانی ها می دانند که ترک برجام خطرات زیادی از جمله تشدید تصادفی یا عمدی نظامی را به همراه دارد و از این رو، بارها به وضوح اعلام کرده اند در صورت مشاهده نتیجه عملی توافق به طور کامل به تعهدات خود باز می گردند. به عبارت دیگر، این فرصت را به سایر امضا کنندگان برجام از جمله اتحادیه اروپا / ای3 دادند تا محاسبات هسته ای و تحولات ژئوپلیتیک را از نو انجام دهند. با توجه به این پیش زمینه، دفاع از برجام بار دیگر کلید نقش اروپا در ژئوپلیتیک خاورمیانه شده است. ضروری است که اروپا در صدد تاثیرگذاری بر تحلیل های ایران درباره هزینه و سود برآید. اروپایی ها در یک سال پس از خروج آمریکا از برجام اقداماتی انجام دادند که اگرچه تاثیر عملی نداشتند، اما از لحاظ سیاسی حائز اهمیت بودند. اکنون باید با دو برابر انرژی در مسیر مشابه گام بردارند و انرژی سیاسی بیشتری را در این روند سرمایه گذاری کنند. آنها باید با سیاست های ایالات متحده در شیطان نمایی جمهوری اسلامی مقابله کنند و آشکارا، سیاست های تغییر نظام یا بی ثبات سازی را غیر قانونی بخوانند. آنها همچنین باید بر مجزا سازی برنامه هسته ای ایران از فعالیت های این کشور در زمینه موشک های بالستیک و رفتارهای منطقه ای اصرار ورزند. و سرانجام اینکه آنها باید با سرمایه گذاری شخصی مداوم، دیدگاه های خود را با جامعه مدنی، دانشگاه و اتاق های فکر آمریکایی در میان بگذارند. اروپا چیزهای زیادی برای از دست دادن دارد. زمان آن فرا رسیده است که آخرین خط دفاعی برای برجام را ترسیم کند. منبع: بنیاد مطالعات مترقی اروپایی / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34